ویژههای فکرت
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.
آنچه در ادامه ملاحظه میکنید، بخش دوم سخنان دکتر عطا بهرامی، پژوهشگر و تحلیلگر مسایل سیاسی در دومین قسمت از فصل جدید «تاکشوی توسعه ایران نوین» با محوریت بحث «امپراطوری دلار؛ افول یا بازآرایی سلطه؟!» است که به همت رسانه فکرت و با مشارکت خانه اندیشهورزان تهران، با حضور دکتر علیرضا بلیغ به عنوان مجری- کارشناس برگزار شده است.
بنده معتقدم آنقدری که به واسطه اهرمهای رسانهای همچون هالیوود، قدرت نرم در آمریکا کار کرده، قدرت سخت کار نکرده است؛ قدرت سخت یعنی سلاح های صدها میلیون دلاری که قاعدتاً باید با یک دکمه معجزه کنند دیگر! آقای وزیر خارجه را میزنیم، کل سیستم کار میافتد؟ ولی اینکه کاری که ترامپ انجام میدهد، که باید سختترین شکل ممکن، آدمربایی میکنم، نمایش میدهم و ... به نظر من بدترین راه را انتخاب کرد. دموکراتها کار درستی داشتند میکردند. بهترین دستاوردهای آمریکا دوره دموکراتها بود، چون قشنگ میتواند حقیقت را بزک کند. دوره اوباما گفت: «هفت میلیارد دلار خرج کردی برای اینکه منطقه را بگیری؛ من یک بهار عربی راه میاندازم با پول عربستان و قطر، با آدمهای خودشان. نه کشته میدهم، نه هیچی. بکشید!» آنهایی که استفاده میکنیم هم مثل افسران اطلاعاتی هم هستند، فقط ریش گذاشتهاند بهعنوان فرمانده داعش.
مشکل از عدم فهم درست اقتصاد سیاسی است
چینیها در دولت نهم پیشنهاد انتقال تولیدات کارخانه به ایران را داشتند. بحث بر سر این بود که بیایید در ایران، در قطب خودروسازی، دو میلیون دستگاه تولید کنید برای کل منطقه. یعنی ابتذالاتی هست که زرنگبازی نشود. بعد گفته شد که چینیها نخواستند کار کنند. اقتضائات ژئوپلیتیکی از حد بالاتر بود. با ایرانخودرو با خودروسازی روس انجام دادند که آن هم در عمل انجام نشد. به نظر می رسد که گیر اصلیمان در آن فهم اقتصاد سیاسی است. متأسفانه این ذینفعان موفق بودند تا الان. خوب یارگیری بکنند از جامعه؛ یارگیری کردند، در انتخابات برنده شدند با همین حرفهای پوپولیستی کار را جلو بردند و حال آن که این مساله دارد فرصتها را برای ما کور میکند.
غفلت دیپلماتیک و فروش نفت
دو تا نکته در این جا وجود دارد؛ یکی اینکه چون مصرف بنزین ما خیلی رفته بالا، بشکه را داریم بنزین میکنیم که مفت بدهیم برود. دیگر یک چیزی که در داخل، بهنسبت استخراج نفتمان، آن قسمت صادراتی پایین آمده است . بخش دیگرش این است که قیمت نفت پایین آمده. گفتم ایشان رأی بیاورد، نفت بیست دلار میآید پایین. حداقل آن موقع هشتادوهشت دلار بود؛ شصت دلار. بیش از بیست دلار هم پایین آمده. قیمت نفت میخورد پایین.
چرا دولت احمدینژاد نفت شد صد دلار، دیگر برد بالا؟ یک شش ماه ما داشتیم تا نُه دی که اغتشاش بود سال هشتادوهشت، نفت شد چهلوپنج دلار. سقوط کرد، نفت آمد پایین. سقوط نکرد. نُه دی شد، دوباره نفت رفت بالا. بعد از برجام دوباره سقوط کرد. یعنی ما درآمد واقعیمان از فروش نفت بعد از برجام عملاً نصف شده بود؛ صد دلار شد چهلوپنج دلار. این اتفاق دوباره افتاد.
بخشی بهخاطر این است که الان نفت شده شصت دلار. تخفیفهای دوستان هم که شده ده دلار. تقریباً ما داریم پنجاه دلار میفروشیم. در حالی که من یادم است در دوره آقای رئیسی همین تخفیفها را مدیریت کردند، خیلی کم بود.
ضرورت عبور از دلار
بحث تراستیها مساله مهمی است. الان فکر میکنم این تصور من است که با ذهنیتی که «من باید پترودلاری باشم» دارم اینجوری میفروشم که با یوان کار نمیکنم. شما که تحریمی! روسیه تحریم شد، چهکار کرد؟ چند برابر استفاده کرد. الان روبل همان عددی که قبل از جنگ بود، با نوسان همان است: هفتاد، هشتاد به یک دلار. تورمش هم که ششهفت درصد شده؛ این بانکهای غربی بیشتر است. صد درصد تجارت تقریباً با چین شده یوان-روبل. تمام شد، رفت.
ما چیزی در حدود پانزده، شانزده سال است درگیر پروژه تحریم هستیم. هنوز میگویند: «درهم چیست؟ دلار چیست؟» [بانک] ترافیکی نمیخواهید. بانک را چین کی ایجاد کرد؟ سال ۲۰۱۲ ایجاد کرد. آقای روحانی بهش توهین کرد. برگشت بعد از برجام بست! یعنی بعد از برجام، بانک چینی با ایران قطع رابطه کرد!
اگر پروژه زیاد داریم، پاکستان پرجمعیت، همسایه ما، چقدر باهاش کار میکنیم؟ صفر! قاچاق گازوئیل میشود. [باید] ترانزیت باشد؛ عربستان، اسرائیل قیمت تعادلی کنند. باید کشنده بدهند به راننده با قیمت مفت. اصلاً دهساله اقساط بدون بهره. از دم قسط به نفعش است دیگر. پنجشش میلیارد به نفعش است. آزاد، یک بسته روی میز. سههزار و پانصد تا راننده طرفین بیمهشان جبران شود. دیگر من گازوئیل استاندارد میکنم. اینها صادرات پاکستان. بگو: «من چهل درصد گاز میدهم، قیمت هر چه که هست.»
میلیاردرها و نابودی انرژی
تعداد میلیاردرها و میلیونرهای ما به دلار بعد از سال نودوهفت با ارز ترجیحی آمد، رکورد منطقه را زد. یک چیزی بهعنوان مثال بگوییم: ما دویست میلیارد دلار انرژی تولید میکنیم در سال. عملاً نابودش کردیم. آنچه که صادر میکنیم، با ارز ترجیحی، شده منفی! کل دنیا جنگ تعرفه راه انداختند، ما طرف منفی هستیم یعنی واردکننده ایم.اگر کارهای اساسی باشد، دو و نیم برابر میانگین بلندمدت. زرنگ که میگویند «ما کارآفرینی کردیم.» گزارشهای غضنفری، دوستان ببینند. صندوق توسعه ملی، این پنجاهشصت میلیارد دلاری که ما صادرات کردیم، دادیم به شاخگاو! رفته خرج شرکت ملی نفت که هیچی، هزینه خودش است. صدوبیست تا [حوزه] در داخل فروخته میشود. پنجاه میلیارد دلار بنزین با قیمت یکدو میلیارد دلار میدهیم. سیوپنج میلیارد دلار گاز میدهیم به سیصد تا شرکت تقریباً هیچی. تولیدکننده و این تعارفهای الکی. بعد هم که تولید میکنیم، به قیمتهای مبتذلی میدهیم که عملاً خود شرکت هم شاخ درآورده و قطع میشود.
من واقعاً هر چه دارم نگاه میکنم، شاید بهدلیل این بیماری که وجود دارد در ساختار دولت ما از قبل از انقلاب بوده و هنوز هم هست، متأسفانه اساساً توانمندی اینکه این را اداره بکند ندارد. بعد آنوقت وقتی شما ارز ترجیحی را برمیدارید، آن پول نهایتاً به نقطه هدف اصابت نمیکند. حالا شاید بهصورت خاص بیشتر در دولت. در مردم هم به نظرم حداقل این معادلی که قرار است با توجه به افزایش قیمتها [پرداخت شود]، حداقل الان معقول نیست. یعنی شما به هر نفر یک میلیون تومان بدهی، وقتی الان مثلاً قیمت مرغ از همین چند روزی که اعلام شده، مثلاً پانصد هزار تومان. روغن مثلاً چهارصد و خوردهای. رقمی که مثلاً صد و خوردهای بوده، یعنی دولت متأسفانه آن لحظهای هم که میخواهد به دنبال برداشتن ارز ترجیحی باشد انگار این مساله تبدیل شده به یکجور سلبمسئولیت از خودش .
تصور غلط درباره سیستم بازار و نقش دولت
گویی تصور خامی وجود دارد از اینکه بازار یک مکانیزمی است که بهصورت اتوماتیک وقتی شما آن را آزاد بکنید، میرود مینشیند سر جایش. و به این نگاه نمیکنند که آقا، هیچ تجربهای در دنیا برای شکلگیری بازار وجود نداشته مگر اینکه دولت قوی آن بازار را شکل داده است یعنی چین که خوب، دیگر خیلی واضحتر است الان. حتی در خود آمریکا که مدعی بازار آزاد است، شما بدون اینکه آن بازار را ساخته باشید، یعنی اکوسیستم بازار ساخته شده باشد توسط دولت و بههرحال ورودیخروجیهایش تنظیم شده باشد، معلوم باشد که دارد توش چه اتفاقی میافتد، نمیتوانید در واقع بازار را به دولت ترجیح بدهید.
الان مسئله این است که نمایشی پیش آمده که طرف ماجرا میگوید: «آقا دولت کیلو چند است؟ بازار بیاید همهچیز را تعیین بکند.» آنطرف ماجرا هم می گوید: «نه، بازار نظام سرمایهداری است، فلانبیسار، همهچیز دست دولت باشد.» در واقع اصلاً مکانیزم معقول رابطه بین دولت و بازار هیچوقت بهدرستی تشریح نشده در هیچ تجربه تاریخی و در مورد ایران نیز همینجوری است.
اگر دولت برود کنار، و به نظرم الان دارد متأسفانه این اتفاق میافتد، یعنی اگر این ارز ترجیحی که الان برداشتند، دولت قوی سر کار نباشد و نتوانند این کار را بکنند، باز هم به نظرم مافیا قدرت دارد و میبینیم که دارد قدرتمندتر هم میشود.
انحصار و بازارزدایی
نکته دیگری که وجود دارد این است که مثلاً شما الان تجارت را آزاد کنید، از انحصار یک عده خاص بیاید بیرون. اصلاً ما مثال خودرو خیلی معروف است. از سال هشتادوچهار واردات خودرو آزاد شد؛ ماشین خارجی، ماشین داخلی خودش میآورد. این میشود تجارت آزاد؟ آقای روحانی که آمد، آقای نعمتزاده گفت: «نه، شرکتهای معتبر.» یعنی چه؟ یعنی دهنفری بروید بیاورید، تیم خودمان بیاورد.
الان روغن، شما بروید در اروپا بخرید، یک لیتری که معمولاً در این عدد میزنند، یک یورو و صدوبیست سنت. اینجوری است. مثلاً میشود چقدر؟ حدود شانزدههزار و هفتصد تومان. خب اینجا معنی ندارد گرانتر باشد، مگر سه نفر بیاورد. چرا بیاورد؟ دو هزار نفر داشتند نهاده دامی وارد میکردند. ارز ترجیحی [که آمد] گفتند: «سه نفر.» رقابت کی میماند دیگر؟ شما دارید بازارزدایی میکنید. بازار رقابت کامل هر چه باشد بهتر است دیگر. یعنی تعداد فروشنده و ساختار بازار جوری باشد که قیمت رقابتی باشد.
بازار موبایل ما زیرساخت اینکه بتوانیم تکثر بدهیم به تعداد واردکنندههایمان داشتیم؛ تخریب کردیم. این چیزی که بوده را از بین بردیم. همین بندهخدایی که اسمش خیلی معروف است، در نهاده دامپینگ میکرد که بازار را نگه دارد. یعنی زیر قیمت بدهد که فقط من باشم. اشکال ندارد زیر قیمت بدهد؛ برای مردم خوب است دیگر. رقابت یعنی همین. ممکن است یکجایی باشد که سربهسر بدهد.
جالبش این است که الان کاری که دارد میکند این است که میآید، میرود... نه، میرود بارش را، چون متأسفانه در ساختار وزارت جهاد ما هم از بالا تا پایین نفوذ دارد اینتیپ آدمها. چون میداند نیازهای کشور چقدر است، در چه حوزههایی چه نیازی دارد. میرود قشنگ کالاها را تهیه میکند، میآورد در بندر فجیره و جبلعلی و اینها. آنجا تخلیه میکند. بعد تماس میگیرد، میگوید: ما اینجا اینقدر داریم. اگر میخواهید، بهتان میدهیم. خیلی با احترام میگوید، ولی مسئله این است که میداند سیستم جز او راه دیگری ندارد. چرا ندارد؟
شما بگویید: آقا نه، شرایط فعلی دارم عرض میکنم. واردات نهاده آزاد. کد تخفیف هم نمیخواهم. تخصص خودش میتواند بیاورد. بیاورد از قزاقستان، از روسیه. میشوند اولویت، چون قیمتشان پایینتر است، کیفیتشان هم بهتر است. ارگانیک هم هستند؛ ارگانیک متعارف، یعنی تراریخته نیستند. شرکت آمریکایی حل میشود. به قیمت جهانی میرسیم.
تعیینتکلیف با نظام دلارمحور
الان بگویید دلار چهار تومان است، صف میکشند با کیسهخواب، یک عده ای ده روز در خیابان میخوابند، می گوید یک میلیارد سود در چهار روز میزنم دیگر. فوقش یک میلیارد میزنم، صدوچهل تومان. هر کسی لازم داشته باشد میخرد، لازم نداشته باشد نمیخرد.
شما تعیینتکلیف کنی با خودت. آقا، نظام دلارمحور رفته. دولت هم این را بپذیرد. یک فرصت تمدنی است که ایران قدرت جهانی باشد. وقتی دیدگاه این باشد، بازی کلان را ببینید. روغن و فلانکس انحصار داشته باشد، بازی نمیکنید.
ژاپن آزاد است. واردات از محل ارز [آزاد است]. تا حالا اینجوری بوده. یک میلیون دلار در برلین خانه داشتند، فروختند. در کشور ممنوع؟ ممنون، برعکسش آزاد بود. اعتماد درستی اینجا میگوید: «نه، تو صادرات کن.» از قبل صادرات کنم، [میگوید:] «من چهل سال آنجا دفتر دارم. اصلاً یک میلیارد دلار دارایی دارم. کشور خودم بیاورم.» نه، شما نمیتوانید این کار را بکنید.
معضلی به نام تحریم داخلی!
در هفتهشت سال اخیر تحریم نبوده، تحریم داخلی بوده. نمونه روسیه جلو چشم ماست. آقا دلار نیست، نیست دیگر. تمام شد. واقعیت را پذیرفت. نه، تورم را هم نمیپذیرد. این دلنکندن ما از یک ساختار مرده. خودش هم باور ندارد. در ادبیات دولتمندان آمریکایی نظام چندقطبی جا افتاده است. میگوید: «یا غرب دیگر مال من است.» خیلی خوب بود، خودش پذیرفته. ولی متأسفانه اینجا هنوز دارند جنازه اش را نگه میدارند!
نظم نوین و ضرورت هماهنگی محور شرقی
دائماً این گزاره مخابره میشود که ببینید، الان آمریکا چون میخواهد به اهدافش برسد، تلاش میکند با کشورهای مختلف مخالف خودش بازیهای متفاوتی را بچیند. در واقع میآید پیشنهاد مثلاً آتشبس یا صلح به روسیه میدهد که فرصت داشته باشد بیاید سر وقت ایران. یا از آنطرف فرصت کند برود سراغ ونزوئلا.
الان در مورد خود قضیه ونزوئلا، این را گفتند که: این پیشنهاد وجود دارد که با توجه به اینکه روسیه هم به این نیاز دارد که بتواند اقتصادش را، که تحت فشار جنگ بوده، یکمقداری بازسازی بکند، بهلحاظ تسلیحاتی خودش را تقویت بکند، پیشنهاد آتشبس آمریکا را بپذیرد. و آمریکا در آن فرصت، که آن جبهه فعلاً متوقف است، بیاید سر وقت ونزوئلا. با نفت ونزوئلا قیمت انرژی را در بازار داخلی خودش کنترل بکند، بتواند در مرحله بعدی تولید را وارد آمریکا بکند. یعنی این تضمین را بدهد به تولیدکننده که اینجا انرژی ارزان است. بعد در گام بعدی بتواند برود سراغ چین. یعنی وقتی بازار داخلی خودش تأمین باشد، فشار را بیاورد به چین که مجبور بشود هزینههای بیشتری را برای تولید تحمل بکند.
این بازی که دارد شکل میگیرد نیازمند این است که اینطرف یک هماهنگی خیلی منسجمتری وجود داشته باشد. آیا شما همچین چشماندازی را میبینید برای همچنین هماهنگی بین اینها؟!
مشکل ما این است: آنها تصمیمشان را گرفتهاند و گزینه ها را گذاشته اند روی میز. میگویند من میخواهم منابع آزاد را خرج این کنم. دیگر نمیآیم اوراق بخرم. تمام شد. دیگر من در بازی دلار نیستم. حساب اروپایی را ببینید. ببینید فضای تنش در کجاها هست.ولی ما این وسط، همچنان میگوییم: بریم پاریس مذاکره کنیم. توافق قاهره را امضا کنیم و ... آقای ترامپ گفته دارد مذاکره میکند. او میگوید: «من مذاکره سر کار [نیست،] گذاشتم.» کشوری مثل هند در بریکس با آمریکاست. واقعیتش این است. در شانگهای، هند به عنوان متحد در جنوب آسیا، متحد آمریکاست. نظرش را تغییر بدهد با توجه به گارد آمریکا. گارد جدید آمریکا که نه موقتی است؛ چین دشمن آمریکاست. و هندیها هم کشور بزرگی هستند. دو کشور اول و دوم دنیا به لحاظ جمعیت. ایجاد موازنهسازی به سود هند که برود با آمریکا کار بکند. نمیتواند هند با چین کار بکند، چون همقوارهاند. پاکستان روشن است و چینیها به همین دلیل پاکستانی که همکاری سنگین انجام میدهند. بحث این است که ما باید تعیینتکلیف کنیم که کدام سمت میخواهیم بایستیم.
مقایسه با محور غربی و نقش ایران
آنها سرِ کار کردن، فرهنگی و همهچیزشان محکم است. با همدیگر خانوادههایشان، آلمانی، فرانسوی، آمریکایی آمده سر کار. تنشی وجود دارد، ولی این را انگار بهش اولویت نمیدهند. منفعت بزرگتری وجود دارد. آن تصویر کلان را گم نکردهاند. متأسفانه، یعنی از این ناقصکارکردنها هم داریم.
شما در منظومه، روی مصر حساب کنید. ایران چهکار دارد میکند، چهکار میخواهد بکند. ولی این [طور] باشد. بقیه همیشه جمع کرده. ایران عملاً نمایندگی کل منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا است. روسها که خوب، شرق اروپا را دیگر گرفتهاند. همان منظومه تمدنی-تاریخی روسیه. کوتاه نمیآید، گرفته.
یک مدیر واقعاً تراز نشان داده در مقطع فعلی. خودم غافلگیر شدم. کاری میتواند بکند، خوب. اینها هست. ایران میجوشد. وقتی شما حاج قاسم را از دست میدهید، رمق میافتد. چقدر امکانات! خود آدمهای بیربط داخلی میگویند: «سی میلیارد دلار هزینه کردیم. دیگر آن نیست، باشه.» تو میگویی: «خوب، من هفت میلیارد دلار خرج کردم. ایران میجوشد و این جوش داخلیاش باعث میشود که ظرفیت و پتانسیل بالقوه داشته باشد. ولی خب، حالا با این دوستان، به نظرم شدنی نیست.
تاریخ انتشار: 1405/05/13
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.