ویژههای فکرت
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.
پرونده جفری اپستین که شامل اتهامات قاچاق جنسی کودکان، بهرهکشی سیستماتیک از دختران نوجوان و شبکهای از ارتباطات با نخبگان جهانی است، صرفا یک رسوایی قضایی نیست، بلکه نشانهای از شکافهای ساختاری در جامعه مدرن است. اگر بخواهیم از دیدگاه مارکی دو ساد بنگریم، این پرونده استثنا نیست و آشکارکننده منطق دوگانهای است که جامعه را تعریف میکند: نخبگان حاکم که آزادانه به لذتهای خود میپردازند و هنجارها را درهم میشکنند، در مقابل عامه مردم که تحت محدودیتهای اخلاقی و قانونی قرار دارند. این تحلیل بر تمایز بین «قرارداد سادی» - مبتنی بر قدرت، خودخواهی و سلطه بر دیگران - و «قرارداد اجتماعی» روسو که بر برابری و اراده عمومی تأکید دارد، استوار است.
در این بسط، تمرکز ویژهای بر خوی حکمرانی سادی خواهیم داشت: ماهیتی که بر پایه apathy (بیتفاوتی یا تفوق بر احساسات و عواطف) بنا شده، و هدف آن درهمشکستن تمامی هنجارهای اجتماعی، اخلاقی و طبیعی از طریق desensitization (حساسیتزدایی) و پیگیری لذتهای افراطی است. این خوی یا خیم نخبگان را به حاکمانی apathetic تبدیل میکند که رنج دیگران را ابزاری برای تأیید قدرت خود میبینند و دیگر حکمرانان بالقوه را نیز از طریق آزمونی مشابه میشناسند.
مارکی دو ساد در آثار جنجالیاش مانند ژوستین، ژولیت و ۱۲۰ روز سدوم، طبیعت را به عنوان نیرویی بیرحم و بیتفاوت در نسبت با اخلاق انسانی توصیف میکند. طبیعت بر اصل لذتجویی و بقای قویترها استوار است: قدرتمندان حق دارند ضعیفان را برای ارضای تمایلات خود قربانی کنند، بدون هیچ محدودیت اخلاقی. ساد اخلاق را اختراعی اجتماعی توسط ضعیفان برای مهار قدرتمندان میداند و پیشبینیکننده ایدههایی مانند بقای اصلح است. او انسانها را تشویق به بازگشت به غرایز طبیعی، حتی خشونتآمیز میکند و به باور او، لذت از طریق تخریب و سلطه حاصل میشود.
در قلب فلسفه ساد، خوی حکمرانی قرار دارد: یک ماهیت apathetic که حاکمان را قادر میسازد تا بر تمامی احساسات و عواطف تفوق یابند. این apathy که ساد آن را doctrine of apathy مینامد، ترکیبی از اصول هدنیستیک (لذتجویی) و بیتفاوتی فلسفی است. هدف آن غلبه بر مقاومتهای درونی مانند احساس گناه و گناهآگاهی، ترحم و همدلی است، تا لذتهای جنایی (مانند قتل، تجاوز و تخریب) را ممکن سازد. ساد استدلال میکند که افراط در لذتهای جسمانی (جنسی، غذایی، تخدیری) به تدریج روح را بیحس میکند و منجر به حالتی درونی میشود که لذتهای «الهیتر» (یا «شیطانیتر») و شدیدتری فراهم میآورد.
این فرآیند هنجارها را درهم میشکند: حاکمان با انکار احساسات انسانی، به آزادی مطلق میرسند و جامعه را به عنوان میدانی برای سلطه خود میبینند. از نظر ساد، حکمرانی نه بر پایه عدالت، بلکه بر تأیید قدرت از طریق خشونت و بیتفاوتی به رنج دیگران استوار است.
«قرارداد سادی» که در قلعههای بسته و قراردادهای تحمیلی آثار ساد ظاهر میشود، این خوی را عملیاتی میکند: قدرتمندان قوانین خود را تحمیل میکنند، آزادانه لذت میبرند، درحالیکه قربانیان تسلیم میشوند و به فجیعترین شکل ممکن، از میان میروند. قرارداد سادی بر نابرابری طبیعی و آزادی مطلق حاکمان تأکید دارد، و قرارداد اجتماعی را توهمی برای کنترل ضعیفان میداند. ساد از هابز الهام میگیرد، اما فراتر میرود: حالت طبیعی همان خودخواهی مطلق است و جامعه پوششی برای بسط و گسترش خودخواهی نخبگان است.
روسو در قرارداد اجتماعی، جامعه را بر پایه توافقی برابر بین افراد آزاد توصیف میکند. انسانها در حالت طبیعی برابرند، اما برای امنیت، وارد قراردادی میشوند که «اراده عمومی» را حاکم میکند. این قرارداد حقوق فردی را وامیگذارد، اما از طریق همین واگذاری، آزادی مدنی و برابری را تضمین میکند: همه به قوانین یکسان پایبندند و سلطه یکی بر دیگری را پس میزنند. روسو بر عدالت و محدودیتهای متقابل تأکید دارد.
قرارداد روسو بر برابری استوار است، درحالیکه ساد بر نابرابری و آزادی قدرتمندان تاکید دارد. ساد روسو را نقد میکند: قرارداد اجتماعی صورتکی است که سلطه در پس آن پنهان میشود؛ قوانین برای کنترل عامهاند، درحالیکه نخبگان هنجارها را بی هیچ استثنایی در هم میشکنند و بر احساسات تفوق مییابند.
اگر بخواهیم از منظر مارکی دو ساد بنگریم، پرونده اپستین نشانهای برجسته از خوی حکمرانی apathetic است: او و شرکایش تحت قرارداد سادی عمل میکنند، لذت را بدون محدودیت پی میگیرند و قربانیان را ابزار میبینند. اپستین با پشت پا زدن به هنجارها، بر احساسات تفوق یافت و رنج دختران را برای تأیید قدرت خود نادیده گرفت. دوستان نخبهاش با سکوت، این خوی را تقویت کردند، هنجارها را شکستند و یکدیگر را دقیقا از همین طریق یافتند.
در مقابل، عامه مردم از جمله قربانیان و شهروندان عادی تحت قرارداد اجتماعی روسو زندگی میکنند: قراردادی که ظاهراً بر برابری و محدودیتهای متقابل استوار است، اما در واقعیت، توسط خوی نخبگان قدرت تحریف میشود. توافق قضایی 2008 اپستین که توسط الکساندر آکوستا (دادستان وقت) تسهیل، و منجر به مجازات خفیف شد، نمونه بارزی از این دوگانگی است: سیستم قضایی که باید عادلانه باشد، به نفع قدرتمندان عمل کرد و اجازه داد اپستین زندگی بیبندوبار و مخرب خودش را ادامه بدهد و در این میان، قربانیان بدون حمایت رها شدند. از منظر ساد، این مسئله ناشی از فساد فردی نیست و منطق طبیعی جامعه را به نمایش میگذارد. قرارداد اجتماعی تنها برای کنترل ضعیفان طراحی شده، درحالیکه اقویا با تفوق بر احساسات، آزادند هنجارها را درهم بشکنند. اپستین طبیعت خود را دنبال کرد و جامعه تنها وقتی مداخله جدی داشت (در سال 2019) که قدرت او کاهش یافته بود، اما حتی پس از آن نیز اکثر قریببهاتفاق شرکای قدرتمند اپستین بدون مجازات، به زندگی خودشان ادامه دادند.
این تحلیل را میتوان به ساختار شبکه اپستین گسترش داد: جزیره خصوصی او در کارائیب مانند قلعههای بسته در آثار ساد (مانند قلعه سدوم در 120 روز سدوم)، فضایی ایزوله بود که در آن، قوانین سادی حاکم بودند. در این قلعه مدرن، نخبگان قدرت و ثروت گرد هم میآمدند تا لذتهای افراطی را بدون ترس از عواقب تجربه کنند، و قربانیان را به عنوان اشیاء یکبارمصرف میدیدند. ساد استدلال میکند که چنین فضاهایی طبیعیاند. طبیعت بهطور کلی و طبیعت انسان بهطور خاص خودخواهانه است و جامعه تنها پوششی برای پنهان کردن این حقیقت است. در پرونده اپستین، این خوی توضیح میدهد چرا بسیاری از نخبگان درگیر، مانند پرنس اندرو که متهم به روابط جنسی با قربانیان شد، توانستند با توافقهای مالی یا انکار، از چنگال عدالت بگریزند. آنها بر عواطف عمومی تفوق یافتند و رنج را به حاشیه راندند.
علاوه بر این، نقش رسانه و جنبشهای اجتماعی در این تحلیل برجسته است. از دیدگاه ساد، این جنبشها تلاش ضعیفان برای اعمال قرارداد اجتماعی هستند، اما اغلب شکست میخورند، زیرا نخبگان نمایش هنجارها را بازسازی میکنند. اپستین پس از محکومیت 2008، نه تنها آزاد ماند، بلکه ارتباطات خود را گسترش داد و حتی با دانشگاههایی مانند MIT همکاری کرد. به عبارت دیگر، جامعه مدرن هنوز اجازه میدهد قدرتمندان بر احساسات عمومی مسلط شوند.
تاریخ انتشار: 1404/12/04
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.