به گزارش فکرت، ویژه‌برنامه دردانه در یکی از آخرین قسمت‌های خود میزبان تینا چهارسوقی امین بود تا در فضایی نخبگانی، یکی از چالش‌برانگیزترین مفاهیم حوزه حکمرانی، یعنی جایابی زنان در گفتمان سیاسی را به نقد و نظر بگذارد.

 

امین در این گفتگوی تفصیلی، با عبور از لایه‌های سطحی و شعارزده، به کالبدشکافی ساختاری پرداخت که به تعبیر او، بیش از آنکه به دنبال بازیابی هویت فاعلانه‌ی زنان باشد، درگیر پدیده‌ای به نام ویترین‌سازی سیاسی شده است. او با تبیین این مفهوم تصریح کرد که در فرآیند ویترین‌سازی، جریان‌های سیاسی می‌کوشند با استفاده ابزاری از اقشار و اصناف مختلف، به‌ویژه زنان، ویترینی تکثرگرا، دموکراتیک و موجه از خود ارائه دهند تا از این طریق، مدل مشروعیت خود را در جامعه بازسازی کنند. وی با بیانی انتقادی اذعان داشت که مسئله اساسی ما امروز این است که چرا زنان، به‌جای آنکه فاعل و انجام‌دهنده اصلی امر سیاسی باشند، تنها به یک تزئین سیاسی در بزنگاه‌های تاریخی نظیر انتخابات و رویدادهای مقطعی تبدیل می‌شوند و هویت اصیل آن‌ها در پس این رویکردهای نمایش‌گرانه پنهان می‌ماند.

 

وی برای تبیین ریشه‌های اندیشه‌ای حضور زن در جامعه، به بازخوانی دقیق بیانات بنیان‌گذار انقلاب اسلامی در سال‌های ۵۷ و ۵۸ پرداخت و خاطرنشان ساخت که امام خمینی (ره) با صراحت بر لزوم دخالت زنان در مقدرات سیاسی تأکید داشتند. او با تحلیل واژه‌شناختی این عبارت تبیین کرد که واژه مقدرات مرز دقیق میان حضور نمایشی و حضور کارکردی است؛ چرا که دخالت در مقدرات به معنای حضور در هسته‌های سخت تصمیم‌گیری، سیاست‌گذاری و حکمرانی است، نه صرفاً حضور در نقش‌های جانبی و حمایتی.

 

وی با استناد به جلد ۱۰ و ۱۸ صحیفه امام، اضافه کرد که مشارکت سیاسی برای زن نه یک حق اجتماعی صرف، بلکه یک تکلیف است که باید هم‌دوش مردان و با رعایت موازین اسلامی محقق شود. این پژوهشگر با افسوس اظهار داشت زنانی که امام از آن‌ها به عنوان پیشران و رهبر نهضت یاد می‌کردند، نباید پس از انقلاب به حاشیه رانده شده و حضورشان به امری تزئینی تقلیل یابد، بلکه باید مطالبات، تمایلات و زاویه دید منحصربه‌فرد آن‌ها در بدنه سیاست‌گذاری کشور به رسمیت شناخته شود.

 

چهارسوقی امین در ادامه این واکاوی، به تحلیل تاریخی تغییر انگاره‌های هویتی زنان پرداخت و خاطرنشان کرد که در سال‌های آغازین انقلاب و دوران دفاع مقدس، به دلیل همزمانی با بحران‌های بزرگ، انگاره زن حامی بر فضای جامعه حاکم بود؛ زنی که به عنوان پیشران در صفوف اول حرکت می‌کرد و در پشت جبهه نیز با حفظ سنگر خانواده و روحیه بسیج‌کنندگی، از مردان میدان حمایت می‌کرد. اما با ورود به دهه دوم انقلاب، این تصویر تطور یافت و با حضور گسترده زنان در محافل دانشگاهی، انگاره زن تحصیل‌کرده به هویت آنان اضافه شد. وی با اشاره به این تغییر پارادایم تصریح کرد که این گذار، نظام مسائل زنان را از یک نقش صرفاً بسیج‌کننده به سمتی برد که زن به عنوان یک کنش‌گر متخصص، به دنبال روایت و زیست مسائل خود در متن گفتمان سیاسی باشد. با این حال، او با نگاهی آسیب‌شناسانه یادآور شد که با وجود این آگاهی فزاینده، زن ایرانی هنوز در بیان مطالبات خود دچار لکنت است، چرا که از یک سو ساختار قدرت اساساً با منطقی مردانه نوشته و مدیریت می‌شود و از سوی دیگر، همواره نوعی سیاست‌زدایی از فضای خانواده صورت گرفته که فرصت تمرین مطالبه‌گری را از زنان سلب کرده است.

 

این تحلیل‌گر مسائل سیاسی با تمرکز بر شکاف موجود میان حضور عددی و کنش‌گری کیفی، اذعان داشت که میان مفهوم حضور که امری کمی و معطوف به اشغال کرسی‌هاست، با مفهوم کنش‌گری که کیفی و معطوف به اثرگذاری است، تفاوتی بنیادین وجود دارد. او با استناد به آمار دوازده دوره مجلس شورای اسلامی اضافه کرد که نوسان تعداد نمایندگان زن بین اعداد ۱۴ و ۱۷ نفر، نشان‌دهنده بن‌بستی است که در آن، حضور فیزیکی زنان لزوماً به تغییر در ساختار حکمرانی منجر نمی‌شود. وی با طرح این پرسش که «توان تقنینی این تعداد اندک در برابر نظام مسائل کلان پارلمانی چقدر است؟»، تصریح کرد که اگر حضور زنان معطوف به ترجمه مطالبات کف جامعه به زبان قانون و سیاست نباشد، هیچ کمکی به بهبود وضعیت نخواهد کرد.

 

امین همچنین به توزیع ناعادلانه قدرت اشاره کرد و اظهار داشت در حالی که ستادهای انتخاباتی از حضور زنان اشباع می‌شوند تا ویترینی جذاب ساخته شود، اما در زمان تقسیم منابع قدرت و حضور در اتاق‌های فکر که محل تصمیم‌گیری‌های کلان است، زنان به ناگاه غایب می‌شوند و سهم آنان از قدرت به هیچ‌وجه با تخصصی که در پیکره جامعه زنان وجود دارد، همخوانی ندارد.

 

چهارسوقی امین در بخش دیگری از سخنان خود به پدیده سقف شیشه‌ای اشاره کرد و تبیین کرد که ساختارهای فعلی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که زنان متخصص، حتی در صورت عبور از موانع، ناخودآگاه مجبور می‌شوند برای بقا در نظام قدرت، به الگوهای رفتاری مردانه تن بدهند و از هویت و تبع زنانه خود فاصله بگیرند. وی با انتقاد از این وضعیت تأکید کرد که ما نباید زن و مرد انقلابی را از هم جدا ببینیم، بلکه باید انسان انقلابی را معیار قرار دهیم که رسالتش را فارغ از جنسیت انجام می‌دهد. او با هشدار نسبت به عواقب نادیده گرفتن تخصص زنان در حوزه‌های سختی چون روابط بین‌الملل، اقتصاد و حقوق، خاطرنشان ساخت که وقتی زنان متخصص جایگاهی برای اثرگذاری نمی‌یابند، دچار سرخوردگی و ناامیدی می‌شوند که این امر در درازمدت منجر به فرسایش اجتماعی می‌شود. وی همچنین اضافه کرد که سرریز این تقلا برای حضور اجتماعی، زنان را به سمت نهادهای مدنی و ان‌جی‌او ها سوق می‌دهد؛ جایی که اگرچه می‌توانند ذائقه جامعه را از پایین به بالا تغییر دهند، اما این مسیر بسیار پرهزینه، فرسایشی و دیربازده است.

 

در پایان این گفتگوی عمیق، امین بر ضرورت حضور زنان در گلوگاه‌های قدرت تأکید کرد و اذعان داشت که حضور در نهادهای اجتماعی به صدای زنان جهت می‌دهد، اما تنها حضور در مناصب قدرت است که تغییر ایجاد می‌کند. وی با اشاره به تفاوت امر سیاسی و امر سیاستی تصریح کرد که متأسفانه امر سیاسی (به معنای بازی‌های قدرت و شعارزدگی) امر سیاست‌گذاری را بلعیده و منجر به طرد گفتمانی زنان شده است. او در نهایت با مخاطب قرار دادن ساختار حکمرانی یادآور شد که نمی‌توان از زنان انتظار داشت همزمان در تحصیل، مدیریت، همسری و فرزندپروری سرآمد باشند، اما هیچ زیرساختی نظیر مهدکودک در دانشگاه‌ها و ادارات برای آنان فراهم نکرد. وی با بیانی صریح تأکید کرد که رقابت در زمین مردانه با قوانین مردانه، نه عادلانه است و نه منجر به پیشرفت می‌شود؛ بلکه باید با فراهم آوردن بسترهای زیرساختی و باور به نیروی متخصص زنان، اجازه داد تا نگاه مکمل زنانه در کنار نگاه مردانه، گره‌های کور سیاست‌گذاری کشور را بگشاید و از سقوط در اتاق پژواک جلوگیری کند.

تاریخ انتشار: 1405/02/22

نظر بدهید
user
envelope.svg
pencil