به گزارش فکرت، نشست تخصصی "بعثت مردم و ساخت آینده" با حضور چهره‌های شاخص علوم اجتماعی و سیاسی در حوزه هنری (تهران) برگزار شد. در این نشست، پنج تحلیل‌گر برجسته به کالبدشکافی رفتار جامعه ایران در بحران‌های اخیر و پس از تحولات موسوم به جنگ رمضان پرداختند.

 

دکتر سجاد صفارهرندی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی بحث خود را با یک پرسش هستی‌شناسانه آغاز کرد: حقیقت یک انسان یا جامعه در روزمرگی شکل می‌گیرد یا در لحظات استثنایی؟ او با بیان مثال دویدن در شرایط بحران، مفهوم بعثت اجتماعی را فراروی از محدودیت‌های عادی توصیف کرد.

 

وی معتقد است مسئله شهادت و خون در فرهنگ ایران، صرفاً یک برانگیختگی عاطفی نیست، بلکه حامل یک دعوت تاریخی است که فرد را از یک تماشاگر به یک سوژه کنش‌گر تبدیل می‌کند. صفارهرندی حضور مردم در تجمعات ۷۰ روزه را متفاوت از مراسم‌های آیینی دانست. او گفت: فرد در این موقعیت، خود را پای لانچر و در نقطه جنگ می‌بیند؛ این حضور نه تنها خسته‌کننده نیست، بلکه نوعی سبک‌بالی و تطهیر روانی از آلودگی‌های دلهره‌آور روزانه است.

 

وی ضمن تأکید بر مدارا، بخشی از جامعه را که مسیر تجاوز خارجی را هموار می‌کنند، دچار بیماری خودایمنی دانست که باید با نگاه آسیب‌شناسانه به آن نگریست.

 

دکتر سعید آجرلو، مدرس دانشگاه و پژوهشگر جامعه‌شناسی سیاسی با نقد نگاه جامعه‌شناسان کلاسیک (مانند وبر و دورکیم) به تحولات ایران پرداخت. او معتقد است ایران مسیری برخلاف عقلانیت ابزاری غرب را طی می‌کند.

 

وی تجمعات ۷۰ روزه را بازگشت از جامعه (مبتنی بر سود) به جماعت دانست و آن را به الگوی مدینه النبی تشبیه کرد. آجرلو تأکید کرد که شهادت رهبری می‌توانست پایان کار باشد، اما واکنش مردم نشان داد که هویت ملی و دینی زنده است. او ایده تکیه بر هسته سخت را توهین به فلسفه جمهوری اسلامی دانست و گفت: اینکه فکر کنیم نظام فقط به یک اقلیت تکیه دارد، باطل شد؛ چرا که مردم در لحظه ترور، خود سوژه و قهرمان شدند.وی میان مردم حماسه‌ساز و الیگارشی بروکراتیک که با نگاه سودمحور در بدنه دولت اختلال ایجاد می‌کنند، مرزبندی جدی قائل شد.

 

دکتر پرویز امینی، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد به تحلیل قدرت بازترمیم نظام پس از شهادت آیت‌الله خامنه‌ای پرداخت و آن را با فروپاشی سریع ارتش در شهریور ۱۳۲۰ مقایسه کرد. وی این ایستادگی را ثمره ۶۰ سال جامعه‌سازی امام خمینی (ره) دانست که جامعه‌ای آرزومند و بااراده ساخته است؛ جامعه‌ای که در غیاب رأس سیستم، خود را بازآفرینی می‌کند.

 

وی همچنین به شدت از رسانه ملی انتقاد کرد و گفت: رسانه تصویری یکنواخت ارائه می‌دهد، در حالی که در میدان، از خانم چادری تا فردی با ظاهر متفاوت، همگی برای "ایران" کنار هم بودند؛ اما این تکثر و رواداری در رسانه سانسور می‌شود. او با رد گرایش‌های ارتجاعی، رادیکال و محافظه‌کار، تنها راه را تداوم و تغییر دانست؛ یعنی حفظ بنیه قدرتمند کشور همزمان با اصلاحات اساسی در حکمرانی و رسانه برای جلوگیری از تکرار حوادثی مانند دی ۹۶ و آبان ۹۸.

 

دکتر بهاره آروین، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس با نگاهی انتقادی به واژه مردم، به مصادره این مفهوم توسط دو قطب جامعه هشدار داد. وی معتقد است" پیوند عاطفی در جماعت‌ها می‌تواند خطرناک باشد اگر به سمت ستیزه‌جویی برود. خطر این است که یک ۲۰ درصد حامی و یک ۲۰ درصد مخالف، به سمت حذف فیزیکی یکدیگر بروند.

 

وی تأکید کرد:نباید تجمعات ۷۰ روزه را کل جامعه دانست؛ چرا که فضای مهمانی‌ها و زندگی روزمره مردم متفاوت است. راه نجات، دیدن همزمان دی‌ماه و اسفندماه است. آروین بر این باور است که خیابان باید محل به رسمیت شناختن تنوع باشد، نه محل غلبه یک گروه بر گروه دیگر.

 

دکتر حمیدرضا جلایی‌پور، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با نگاهی واقع‌گرایانه به توانمندی‌های بروکراتیک و اجتماعی ایران در جنگ رمضان پرداخت و گفت: پیش از جنگ، تصور می‌شد دولت ایران ضعیف و جامعه فروپاشیده است، اما پایداری خدمات عمومی (آب، برق، بهداشت) و مشارکت داوطلبانه، نشانه انسجام بالاتر از متوسط در ایران بود. او هشدار داد که این همبستگی سیال است؛ با پایان سایه جنگ، مطالبات معیشتی و نارضایتی‌ها دوباره بازمی‌گردند. اگر حکمرانی اصلاح نشود، جامعه منسجم دوران جنگ، به جامعه‌ای معترض تبدیل خواهد شد.

 

وی همچنین دیپلماسی را ضعیف‌ترین حلقه تحولات اخیر نامید و خواستار خروج دیپلمات‌ها از انفعال و محافظه‌کاری شد. او تأکید کرد: ما به دیپلماسی ابتکاری و شجاعانه نیاز داریم؛ چرا که در نهایت هر جنگی پشت میز مذاکره به نتیجه می‌رسد.

تاریخ انتشار: 1405/02/28

نظر بدهید
user
envelope.svg
pencil