ویژههای فکرت
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.
حملۀ اسرائیل و آمریکا به خاک کشورمان، در ۲۳ خرداد، و حوادث روزهای هفتم تا بیستودوم دیماه امسال (۱۴۰۴)، دو رویداد و دو نقطۀ عطف تاریخی در تاریخ حیات اجتماعی ما، ایرانیان بوده است، دو رویدادی که بهخوبی آشکار میسازد نظام سلطۀ جهانی، به رهبری اسرائیل و آمریکا، کمر به نابودی ایران و ایرانی بسته است و هر دو مورد میبایست به بیداری همۀ نیروهای اجتماعی، از جمله حاکمیت و دولت، و غلبه بر اینرسی حاکم بر همۀ گفتمانها منتهی میشد، لیک متأسفانه این غلبه هنوز خود را نمایان نکرده است. حوادث دیماه ایران نشان داد:
۱-پاشنۀ آشیل ما، بیش از آن که توان قدرتهای سلطهگر غربی با هژمونی امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم جهانی باشد، ضعف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعۀ خود ماست.
۲-خشونت ظاهرشده در جامعۀ ایران، که هیچ چیز از داعشیگری کم نداشت، نشان داد نیروهای وابسته به سازمان سیا و موساد و نیز نیروهای سازمان مجاهدین خلق، پ.ک.ک، جیشالعدل و سلطنتطلبان برای سرنگونی حاکمیت جمهوری اسلامی، نیل به قدرت و تجزیۀ ایران از چه خشونتگرایی عریان و داعشیگونه، و حتی بدتر از داعش، برخوردارند؛ تا آنجا که برخی از اعتراضکنندگان پس از رؤیت این خشونت آشکار صحنه را ترک گفتند.
۳-ما، ایرانیان، داعش را در بیرون از مرزهای کشور دنبال میکردیم، بیخبر از آن که داعشیگری در بطن جامعۀ ما و از درون شهرهای بزرگ تهران، مشهد، اصفهان، کرمانشاه، و... بروز یافت. در دیماه امسال خشونتی را در داخل مرزهای کشور و در میان بخشی از جامعۀ ایران تجربه کردیم که اگر نگوییم بینظیر، لااقل کمنظیر بود. این خشونت، نتیجۀ طبیعی فرهنگ، تمدن و خرد ایرانی و صرفاً حاصل اعتراضات مدنی مردم نجیب جامعۀ ما نبود و نمیتوانست باشد. بیتردید، در این خشونت داعشیوار، «دیگری» و «بیگانه» حضوری چشمگیر داشته است، اگر چه همۀ عوامل را بههیچوجه نمیتوان به نقش بیگانگان تقلیل داد.
. ۴-امروز پرسش هر یک از آگاهان جامعه نباید صرفاً این باشد که نقش دیگرانی چون دولت و حاکمیت در بروز این خشونت چه بوده است؛ بلکه باید از خود بپرسیم: «نقش هر یک از ما در بروز این خشونت بینظیر و داعشیگری در حیات اجتماعی معاصر ما ایرانیان چه بوده است؟ و آیا ما روشنفکران و نخبگان دانشگاهی، که با صَرف تمام نیرو و توان خود برای نقد حاکمیت و قدرت سیاسی، دو مقولۀ بنیادین «فرهنگ و اخلاق» در جامعه را به فراموشی سپرده، دائماً بر آتش شکاف حاکمیتـملت و بیگانگی و ازخودبیگانگی افراد با جامعه خودشان دمیدیم، در ظهور یک چنین خشونتی در جامعۀ اخلاقی و معنوی ایران نقشی نداشتیم؟
۵-امروز دیگر پرسش هیچ یک از ایراندوستان حقیقی و عاشقان این مردم، این فرهنگ و این سرزمین، نباید این باشد که «آینده چه خواهد شد؟»؛ بلکه باید این پرسش باشد: «برای مقابله با ظهور فجایع عظیم و حملات خونباری که کشور و مردم عزیزمان، ایران، را تهدید میکند، هریک از ما چه میتوانیم بکنیم؟»
۶-من به عنوان یک استاد دانشگاه، یک اهل قلم و یکی از نقادان سیاسی و اجتماعی حاکمیت ایران، که در تهران و در بطن حوادث دیماه ایران بودهام شهادت میدهم تصویری که رسانههای بیبیسی، ایرانـاینترنشنال و VoA برخی دیگر از رسانههای معاند و نیز گزارشهایی که در سازمان ملل متحد و شورای حقوق بشر این سازمان ارائه میدهند دروغی محض و شرمآور و برای آمادهسازی شرایط ذهنی جهانیان برای حملۀ مجدد به ایران است. برای نمونه، نه فقط دولت ایران بابت جسد کشتگان پول و حق تیر دریافت نمیکند، دروغ آشکاری که برساخت رسانهای بیبیسی و ایراناینترنشنال و دیگر رسانههای ضدملی بود، بلکه دولت با شهید اعلام کردن بسیاری از کشتهشدگان، برای آنها حق و حقوق ویژهای قائل شدخ، به خانوادههایشان مبلغی را نیز پرداخت کرده است.
. ۷-من به عنوان یک استاد دانشگاه، یک اهل قلم و یکی از نقادان سیاسی و اجتماعی حاکمیت ایران، که در تهران و در بطن حوادث دیماه ایران بودهام، شهادت میدهم پلیس و نیروهای انتظامی، و امنیتی ما، علیرغم نقطهضعفها و انتقاداتی که یقیناً دارند، اگر نگویم پاکترین، یکی از پاکترین نیروهای انتظامی و امنیتی جهانند و تا روز چهارشنبه، ۱۷ دیماه دستور شلیک به سوی اعتراضکنندگان را نداشتند و صرفاً پس از حملۀ تروریستهای حرفهای و تعلیمدیده به سوی نیروهای انتظامی و پاسگاهها به منظور خلع سلاح آنها دستور شلیک یافتند و در این ردو بدل شدن آتش، بیتردید تعدادی از افراد بیگناه، در کنار نیروهای انتظامی، امنیتی و بسیجی کشورمان نیز کشته شدهاند.
۸-لذا از همۀ نیروهای اپوزیسیون داخل و خارج کشور، منتقدان و کارشناسان ایرانی رسانههای بیگانه خواهانم که شرایط بسیار سخت و پیچیدۀ کشور را دریابند، و با تحلیلهای مغرضانه یا، لااقل، ایدئولوژیک و منجمدشدهشان آتش بیار معرکهای نباشند که نیروهای سازمان سیا، موساد و ام. آی. سیکس برای کشور و مردم کشورمان فراهم ساختهاند.
۹-از همۀ نیروهای اجتماعی و از آحاد مردم کشورمان میخواهم که در این شرایط سخت حامی نیروهای دفاعی، انتظامی، و امنیتی کشور باشند.
۱۰-به دولت و حاکمیت هشدار میدهم که بیعدالتی، فقر، بیکاری، بیافقی و نومیدی در کشور به دلیل حاکمیت اقلیتی اُلیگارش و فاسد به اوج رسیده است و اگر تغییری در دستفرمان اقتصادی دولت و حاکمیت صورت نگیرد و اگر با رانتخواران و مفسدان اقتصادی، که حتی جرئت کردهاند امنیت اقتصادی، غذایی و سیاسی کشور را به گروگان بگیرند، برخوردی جدی و رادیکال نشود، کشور در آینده با موج اعتراضات و بحرانهای شدیدتری، که زمینهساز حمله مجدد آمریکا و اسرائیل به کشورمان خواهد بود، روبرو خواهد شد. لذا از حاکمیت و قوۀ قضائیه خواهانم که حاکمیت تضعیفشده و حتی از دست رفتۀ خویش را با حمایت نیروهای انقلابی و مردم محروم و پابرهنگان، به خویش بازگردانده، با مواجههای انقلابی و صدور احکام قضایی حقیقی ثروتهای ربوده شده را به خزانه و صاحبان اصلیاش، یعنی جامعه و مستضعفان بازگردانند.
۱۱-از همۀ نیروهای اصیل انقلاب و نیروهای اصیل ملی خواهانم در صدد تبدیل مطالبات و اعتراضات بر حق مردم، بهخصوص محرومان جامعه، به یک گفتمان ملی در جهت تحقق «آرمان گمشدۀ انقلاب»، یعنی عدالت، باشند تا دیگربار نیروهای ضدمردمی و ضدملی موجسواری نکرده، اعتراضات برحق محرومان را به خشم و نفرتی ضدملی و ضدایرانی تبدیل نکنند و از این طریق ایران عزیزتر از جانمان را در خروج از خطرات بیشمار کنونی یاری دهند.
تاریخ انتشار: 1404/11/04
مجموعه فکرت درصدد است، مسائل روزِ حوزه اندیشه را با نگاهی جدید و در قالبهای متنوع رسانهای به تصویر بکشد.