آنچه در ادامه می‌آید یادداشت سید محمدمهدی شرف‌الدین در سه بخش با محوریت آسیب‌شناسی عملکرد ژورنالیست‌های اندیشه‌ای در جنگ رمضان است که اینک بخش نخست آن تقدیم مخاطبان فرهیخته رسانه فکرت می‌شود؛

 

عمومی‌سازی علم به‌عنوان مقوله‌ای فرارشته‌ای، در همه حوزه‌های علمی، به‌منظور ارتقای آگاهی و دانش و بینش عموم، تقویت باور و اعتماد عمومی به علم، جلب مشارکت عامه در علم و آموزش علوم به مردم عادی انجام می‌شود. این مساله که امروز به واسطه‌ی رسانه‌های اجتماعی و تحت عنوان ژورنالیسم اندیشه صورت می‌پذیرد، اصحاب علم را وادار به موضع‌گیری درباره‌ی تمام اتفاقات اجتماعی کرده است. جنگ و بحران‌هایی از این قبیل، در زمره‌ی بزرگترین و اجتماعی‌ترین رویدادهایی هستند که تمام لایه‌های مختلف جامعه را درگیر ساخته و آنها را به کنشگری وا می‌دارند. این مساله در خلال دو جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران اسلامی به وضوح نمایان شد. ژرنالیست‌های اندیشه‌ای نیز مانند گروه‌های دیگر اجتماعی، در این دو جنگ اقدام به فعالیت کرده و سعی می‌کردند تا محتواهای علمی مورد نیاز مخاطبین خود را در مورد تبیین وضعیت جنگی تامین نمایند. علیرغم فعالیت شبانه‌روزی این گروه، باید به برخی از آسیب‌های این فعالیت اشاره کرد:

 

از خبر تا فهم؛ وقتی ژورنالیسم اندیشه‌ای در پله اول متوقف می‌شود!
اولین آسیب فعالیت ژورنالیست‌های اندیشه در جنگ، اتکای بیش از حد آنها به اخبار است. اساساً ماهیت اصلی ژورنالیسم به‌عنوان مکانیسم «آگاهی‌بخشی» و «عمومی‌سازی اطلاعات» از طریق رسانه‌های جمعی عنوان شده که در ذات آن وابسته به مفهوم خبر(NEWS) است. ژورنالیسم در واقع تحقیق و گزارش رویدادها، مسائل و گرایش‌ها برای استفاده عموم مردم با هدف اطلاع‌رسانی است. اگر چه ژورنالیسم، شاخه‌ها و انواع گوناگونی دارد، اطلاع‌رسانی هدف اصلی آن به‌حساب می‌آید(رشیدی، 1391، 30). لذا ژورنالیسم در یک جمله نظامی است که جوامع شکل می‌دهند تا اخبار به جریان بیافتد. ژورنالیسم در کیفیت زندگی، اندیشه و فرهنگ جامعه تأثیر گذاشته و نفوذ دارد(کواچ و رزنتیل، 1393، 26).


مردم یک نیاز برانگیزاننده دارند و بر اساس آن می‌خواهند بدانند در جریان تجربه آن‌ها چه رخ می‌دهد. آگاه‌بودن از رویدادهایی که ما خود نمی‌توانیم ببینیم، به ما حسی از امنیت، کنترل و اطمینان می‌دهد که آن را می‌توان «ولع آگاهی» نامید(کارین وال و هانیچ، 1389، 9). هنگامی که جریان اخبار با خللی روبه‌رو می‌شود، نوعی تاریکی مسلط می‌شود که به تشویش دامن می‌زند. جهان در پی آن بسیار ساکت می‌شود و احساس تنهایی خواهیم کرد(کواچ و رزنتیل، 1393، 26). با پایان قرون وسطی اخبار به‌صورت ترانه و داستان منتقل می‌شد و خنیانگران ترانه‌های حماسی می‌سرودند که در آن، اخبار را روایت می‌کردند. رفته‌رفته مکان‌های عمومی مثل کافه‌ها شکل گرفت که روایت اخبار در آن مکان‌ها صورت می‌گرفت و مردم آنجا به گفتگو و تبادل‌نظر می‌پرداختند. رفته رفته این اخبار و گفتگوهای سیاسی از کافه‌ها گردآوری می‌شد و آنها را یکجا روی کاغذ به‌حالت مکتوب چاپ می‌کردند. نخستین روزنامه‌ها اساساً بر همین ایده هنگامی که چاپخانه‌ها می‌خواستند اخبار کشتیرانی را جمع کنند، بیرون از کافه‌ها شکل گرفتند(همان، 48).

امروزه با تحولات چشمگیر که در حوزه ژورنالیسم رقم خورده، گفتگو با مخاطب، بخشی جدایی‌ناپذیر از روایت خبر است. چنین تعامل پیشرفته‌ای، نوع تکامل‌یافته همان روزنامه‌نگاری است که چهارصد سال پیش در قهوه‌خانه‌ها و کافه‌ها در جریان بود. در پرتو آن است که می‌توان فهمید کارکرد ژورنالیسم به‌طور بنیادین در عصر دیجیتال تغییر نکرده و ژورنالیسم همچنان با ارائه روایت و داستان‌پردازی اخبار، محلی برای بازنمایی افکار عمومی است(همان، 55).


اگر بخواهیم زوایای این مسئله را بهتر روشن سازیم باید به اهمیت مسئله خبر در جهان مدرن اشاره کرد. چرا در جهان امروزی ما نیازمند خبر هستیم و چرا خبر این‌قدر اهمیت یافته‌است؟ رسالت خبر این است که هر آنچه از قرار معلوم در جهان غیرمعمول و مهم است را پیش روی ما بگذارد. آلن دوباتن  در کتاب «خبر» از کارکرد آن در دنیای مدرن سخن گفته و معتقد است که این دنیا به مدد تکنولوژی‌ها پر از اتفاق و تغییر است و به مناسبت این اتفاقات نو به نو شونده و تغییرات همیشگی، مدام باید اخباری از آن بیاید. 


اتکای بیش از حد به تکنولوژی و اخبار باعث شده انسان بسیاری از خلأهای زندگی خود را با اخبار پوشش دهد؛ ما امروزه با اخبار نامحدودی مواجه هستیم که تصاویر و کلمات را برای ما به ارمغان می‌آورد و راه فراری از آنها نیست تا جایی که باید گفت خبر به عمیق‌ترین لایه‌های وجودمان نفوذ کرده است. هگل معتقد بود جوامع وقتی مدرن می‌شوند که خبر به‌عنوان منبع محوری برای هدایت و معیار قدرت جایگزین مذهب شود. در جوامع توسعه‌یافته مدرن، خبر اکنون جایگاه قدرتی را به خود اختصاص داده که پیش‌تر در اختیار مذهب بود. اینکه اخبار سر ساعت مشخص و با دقتی خارق‌العاده پخش می‌شوند، گویی نیایش صبحگاهی جای خود را به خبر بامدادی داده و مناجات شامگاهی به گزارش‌های شبانه تغییر یافته‌است؛ اما خبر فقط از برنامه زمانی شبه مذهبی تبعیت نمی‌کند بلکه از انسان مدرن می‌خواهد همان توقعات احترام‌آمیز را برایش قائل باشد که زمانی برای مذهب قائل بود. در اخبار روزانه، بشر مدرن به‌امید دست‌یافتن به مکاشفه است و سعی دارد تا به‌واسطه آن خوب یا بد را درک کرده، عمق رنج را بیابد و به درک منطق وجود برسد(دوباتن، 1398، 11).


بعد از بیان این مقدمات باید گفت که اولین مشکل ژورنالیست‌های اندیشه در خلال جنگ‌های اخیر، اتکای بیش از حد آنها بر اخبار است. تمام صفحات و کانال‌های علمی در دوران جنگ صرفا به بازتاب اخبار می‌پرداختند و کمتر زحمت تحلیل را به خود می‌دادند. برجسته‌سازی اخبار پراکنده‌ی جنگ همچنین باعث شده بود تا ژورنالیست‌ها نتوانند داده‌های خود را تبدیل به زنجیره روایی کنند و یک داستان منسجم برای مخاطب بسرایند. روایت در نحوه برقراری ارتباط مردم با جهان اطراف و درکی که از آن به‌دست می‌آورند، اهمیت اساسی دارد؛ اگر انسان ژورنالیست نتواند روایت منسجمی از تحولات اجتماعی ارائه دهد، در واقع دسترسی مخاطبین خود را به اطلاعات مربوط به حوادث روز محدود کرده و کنشگری آنها را کُند می‌سازد(ویلیامز، 1397، 162).


خبر در شرایط جنگی اهمیت مضاعف دارد. مخاطب باید بداند چه اتفاقی افتاده، کجا اتفاق افتاده و چه کسانی چه موضعی گرفته‌اند. اما این‌ها تنها بخشی از نیاز مخاطب است. مخاطبِ امروز، به‌ویژه مخاطبی که از یک رسانه اندیشه‌ای انتظار دارد، فقط نمی‌پرسد «چه شد؟»؛ بلکه می‌پرسد: چرا این اتفاق افتاد؟ چه معنایی دارد؟ در چه چارچوبی باید آن را فهم کرد؟ چه نسبتی با تحولات پیشین دارد و به کجا خواهد انجامید؟ اینجاست که تفاوت ژورنالیسم خبری با ژورنالیسم اندیشه‌ای آشکار می‌شود. اگر ژورنالیست اندیشه‌ای تنها همان اخباری را منتشر کند که ده‌ها رسانه دیگر منتشر می‌کنند، عملاً مزیت خود را از دست داده است. کار او صرفاً رساندن اطلاعات نیست؛ ساختن فهم از اطلاعات است. خبر ماده خام است و تحلیل، فرآیندی است که این ماده خام را به شناخت تبدیل می‌کند.


مسئله این نیست که همه ژورنالیست‌ها باید تحلیلگر نظامی یا متخصص روابط بین‌الملل باشند. مسئله این است که رسانه‌ای که خود را «اندیشه‌ای» می‌داند، نمی‌تواند نسبت به «وضع موجود» بی‌تفاوت باشد. باید پرسش تولید کند، روندها را ببیند، تناقض‌ها را آشکار کند و میان رویدادهای پراکنده ارتباط برقرار کند. این همان حلقه مفقوده بسیاری از فعالیت‌های رسانه‌ای در زمان جنگ است: رسانه‌هایی که دائماً در حال اطلاع‌رسانی‌اند، اما کمتر به «تبیین» می‌پردازند. نتیجه، انبوهی از خبر و کمبود فهم است؛ حجم زیادی از اطلاعات و فقدان یک تصویر منسجم از میدان. در چنین شرایطی، ژورنالیست اندیشه‌ای نباید صرفاً بلندگوی تحولات باشد؛ باید روایت‌گر و مفسر تحولات نیز باشد. جنگ، بیش از هر زمان دیگری به رسانه‌ای نیاز دارد که از خبر عبور کند و به فهم برسد.

 

تاریخ انتشار: 1405/05/26

نظر بدهید
user
envelope.svg
pencil