آنچه در ادامه می‌آید بخش سوم از یادداشت سید محمدمهدی شرف‌الدین با محوریت آسیب‌شناسی عملکرد ژورنالیست‌های اندیشه‌ای در جنگ رمضان است؛

سومین آسیب موجود در فعالیت ژورنالیست‌های اندیشه در جنگ که از دو آسیب قبلی نشات می‌گیرد، ارائه تفاسیر سطحی و صرفا فنی از تحولات جنگ و عدم توجه به ابعاد عمیق، معنایی و تمدنی آن است. غرب مدرن در تکاپوی فن‌سالاری و در راستای توسعه ایده‌های ضد متافیزیکی خود، به تکنیک روی آورد و زمینه‌ساز انقلاب صنعتی گشت که تحول ارتباطی ناشی از رسانه‌های جمعی در امتداد همین انقلاب صنعتی شکل یافت. در فن‌سالاری، «جهان پدیداری» که نظام معنایی یک جامعه را تشکیل می‌دهد، نوعی عقلانیت ابزاری (تناسب هدف و وسیله) را پرورش می‌دهد که موجب بسط منفعت‌سالاری در جامعه است(فیاض، 1384، 159). به همین دلیل، در فضای اخلاقی جامعه، تفسیری مادی‌گرایانه حاکم شده و همه چیز در سطوح فیزیکی تفسیر می‌شود. در این وضعیت رسانه‌های جمعی و ژورنالیسم نیز به‌تبع سایر پدیده‌های فرهنگی، ماهیتی فنی و صرفا تکنولوژیک پیدا می‌کنند؛ نه‌تنها رسانه بلکه معرفت نیز به‌طرف تکنولوژی می‌رود و آن دانش‌هایی که کارآمدتر باشند، شرافت بیشتری پیدا می‌کنند. لذا تغییر جهان پدیداری و تحول معرفتی در غرب مدرن، زمینه‌ساز تغییرات بعدی شده که در عرصه تمدنی جلوه‌گر شده ‌است. 


یکی از مهمترین آسیب‌های موجود در ژورنالیسم دانشی سایبری، عدم وجود عمق در مسائل علمی مطرح‌شده در آن است که این آسیب دو دلیل عمده دارد؛ اول اینکه تولید محتوا در این فضا اقتضا محور و سرعت‌محور است. به‌بیان ‌دیگر وقایع انضمامی هرکدام تاریخ مصرفی دارند که اگر در آن تاریخ، رسانه‌ها به آنها توجه نکنند، بیات خواهند شد؛ لذا تمام تولیدکنندگان محتوا در این فضا سعی می‌کنند تا در سخن‌گفتن از مسائل مختلف، بر دیگران سبقت بگیرند. وجود عجله و اهمیت بحث زمان در این فرآیند، باعث می‌شود تا عمق و توجه لازم در محتواهای علمی وجود نداشته و صرفاً به‌بیان کلیات و سطحیات بسنده کنند. دومین دلیل این مساله عدم توجه به مسائل متافیزیکی و ارزشی است. عمیق‌ترین لایه در بحث‌های علمی، لایه‌ای است که به تبیین مبانی متافیزیکی و تمدنی آن علم پرداخته و آن را برای همگان روشن می‌سازد؛ از طرف دیگر فضای مجازی خود را متکفل بیان مبانی متافیزیکی ندانسته و صرفاً به تحلیل‌های زبانی و سطحی بسنده می‌کند؛ لذا می‌توان ادعا کرد که تحلیل‌های موجود در آن هیچگاه در سطح مبنایی نبوده و از نبود عمق رنج می‌برند.


به نظر شهید مرتضی آوینی مشخصه اصلی ژورنالیسم، روی‌آوردن به ابتذال برای جلب مشتری است؛ گزارش‌های داغ، مصاحبه‌های تنوری، دانستنی‌های سرپایی، اطلاعات ساندویچی، تیترهای بودار، جدول‌های خوشمزه، مسابقات هوس‌انگیز... و خلاصه انواع مطالب برای انواع سلیقه‌ها(آوینی، 1395، 61). ایشان همچنین ریشه این موضوع را در مکتب لیبرالیسم می‌بیند و اینگونه توضیح می‌دهد: ژورنالیسم حرفه‌ای ناگزیر است که بنیان کار خویش را بر ضعف‌های بشر امروز بگذارد و از ترشح بزاق خوانندگان ارتزاق کند و حتی اگر اجازه دهند هیچ ممانعت برای سوء استفاده از غرایز جنسی مردان و هوس جلوه‌فروشی در زنان، سر راه خویش نمی‌بیند و خود را به آب و آتش می‌زند تا راهی به قلب‌های مریض پیدا کند و نقبی به جیب‌ها بزند. عموم انسان‌ها میان منطق حس و عقل و دین که مبتنی بر فطرت است، سرگردانند و این سرگردانی، قلمرو حاکمیت لیبرالیسم است. طبیعت انسان در وهله اول متمایل است به آب و رنگ و تنوع و نیست‌انگاری و حرفه‌ای‌ها تله خویش را درست در همین جا می‌گسترانند، و البته فراتر از هرچیز، این مقتضای تمدن غرب است که بشر امروز از هر کار، تلقی سودانگارانه و تاجرمآبانه دارد. با این طرز تلقی، کار مطبوعاتی متکی بر بازارسنجی است و روزنامه‌نگاران حرفه‌ای پیش از هر چیز باید از یک شمّ تجارتی برخوردار باشند(همان، 62).


آوینی از فرم‌زدگی زیاد ژورنالیسم گله می‌کند و آن را حیله سرمایه‌داری می‌داند که می‌کوشد با قالب‌ها و شعارهای زیبا اما فریبنده، به نفی هر ایدئولوژی غیر از خود بپردازد و حرف مخالف خودش را سرکوب کند. اساساً فرم‌زدگی امتداد سکولاریسم است که عینیت یافته و در قالب رسانه ظهور کرده است. طبق دیدگاه وی اساساً همین نگاه بازاری است که موجب شده تعهد و حقیقت‌مداری ژورنالیستی ذبح شود(همان، 65).


بعد از این مقدمات باید گفت سومین آسیب ژورنالیست‌های اندیشه در خلال جنگ‌های اخیر، اتکای به تفاسیر فن‌سالارانه و تکنیکال از جنگ و عدم توجه به لایه‌های عمیق تمدنی آن است. این افراد در تحلیل‌های خود صرفا به بررسی تکنولوژی نظامی دشمن پرداخته و با تحقیر تکنولوژی‌های داخلی، صرفا ناامیدی را در بین مخاطبین خود رواج می‌دادند. آنها هیچ اشاره‌ای به سابقه‌ی این جنگ تمدنی و یا علل و عوامل معنایی آن نکرده و کل صحنه‌ی جنگ را به یک درگیری نظامی یا سیاسی تقلیل می‌دهند. اینکه تمام مسئله در تعداد موشک‌ها، نوع تسلیحات، برد پهپادها، تاکتیک‌های نظامی، تحرکات میدانی و برآورد توان طرفین خلاصه می‌شود.
بی‌تردید این اطلاعات مهم‌اند. فهم میدان نظامی بدون شناخت ابزارها و تاکتیک‌های جنگ ممکن نیست. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا کار اندیشه در جنگ، صرفاً توضیح دادنِ ابزارهای جنگ است؟ اگر قرار باشد ژورنالیست اندیشه‌ای همان کاری را انجام دهد که یک کارشناس نظامی انجام می‌دهد، تفاوت او با رسانه تخصصی نظامی چیست؟ اندیشه باید یک قدم عقب‌تر بایستد و یک قدم عمیق‌تر نگاه کند. مسئله اندیشه، صرفاً این نیست که «چه سلاحی استفاده شد؟» یا «کدام طرف چه توان نظامی‌ای دارد؟»؛ بلکه باید بپرسد: این جنگ برای چیست؟ چه معنایی دارد؟ چه غایتی را دنبال می‌کند؟ چه تصویری از انسان، جامعه، قدرت و آینده در پس آن قرار دارد؟ جنگ فقط برخورد سلاح‌ها نیست؛ برخورد اراده‌ها، روایت‌ها، ارزش‌ها و افق‌های تمدنی نیز هست.


وقتی جنگ را صرفاً از دریچه تکنیک ببینیم، بخش بزرگی از حقیقت آن را از دست داده‌ایم. ممکن است بدانیم چه موشکی شلیک شده، اما ندانیم چرا شلیک شده است. ممکن است درباره توان نظامی دو طرف اطلاعات دقیقی داشته باشیم، اما ندانیم این تقابل چه تغییری در مناسبات منطقه‌ای و جهانی ایجاد می‌کند. ممکن است نقشه میدان را به‌خوبی بشناسیم، اما از معنای تاریخی و تمدنی آن غافل بمانیم. این دقیقاً همان جایی است که ژورنالیسم اندیشه‌ای باید وارد میدان شود. کار اندیشه این نیست که صرفاً تسلیحات را بشمارد؛ کارش این است که منطق پشت تسلیحات را کشف کند. نباید فقط درباره ابزار جنگ سخن بگوید؛ باید از غایت جنگ بپرسد. نباید صرفاً آرایش نیروها را توضیح دهد؛ باید نسبت این آرایش را با آینده قدرت و تمدن بررسی کند.


جنگ، یک «رخداد فنی» نیست که بتوان آن را صرفاً با اعداد و نمودارها توضیح داد. جنگ یک «رخداد انسانی، تاریخی و تمدنی» است. پشت هر جنگ، تصویری از آینده وجود دارد؛ هر طرف می‌خواهد چیزی را حفظ کند، چیزی را تغییر دهد یا نظمی تازه ایجاد کند. از همین منظر، خلأ بزرگ در فعالیت برخی ژورنالیست‌های اندیشه‌ای آنجاست که در سطح پدیده باقی می‌مانند و به لایه معنا نمی‌رسند. آنها جنگ را گزارش می‌کنند، درباره تجهیزات آن تحلیل می‌دهند و تحولات میدان را توضیح می‌دهند، اما کمتر می‌پرسند که این جنگ در سطحی عمیق‌تر چه می‌گوید و چه آینده‌ای را رقم می‌زند.

تاریخ انتشار: 1405/05/26

نظر بدهید
user
envelope.svg
pencil