آنچه در ادامه می‌آید بخش دوم یادداشت سید محمدمهدی شرف‌الدین با محوریت آسیب‌شناسی عملکرد ژورنالیست‌های اندیشه‌ای در جنگ رمضان است؛

آسیب دومی که از دل آسیب اول به دست می‌آید، اتکای بر کسب خبر از کاربران مشهور است. یکی دیگر از مبانی ژورنالیسم، محوریت مفهوم شهرت در آن است. «شهرت» واژه‌ای عربی است که معادل آن در فارسی به «نام‌آوری» ترجمه می‌شود.  شهرت‌طلبی همیشه به‌عنوان یک میل و سائق قوی در نهاد انسان بوده است. هرچه انسان‌ها در درون خود احساس تنهایی بیشتری می‌کنند و نتوانند تبیین دقیقی برای این تنهایی خود بیابند، سعی می‌کنند این تنهایی را با حضور در ذهن دیگران جبران کنند. هرچه ما ولع داشته ‌باشیم که در ذهن افراد بیشتری حضور داشته ‌باشیم، گرایشمان به اشتهار بیشتر است. میل به اشتهار نیز از تمایل انسان به جاودانگی و همیشه بودن ریشه گرفته است؛ به هرحال، همین تداوم در ذهن دیگران خودش نوعی تداوم و بودن است و نوعی خلود به‌حساب می‌آید. همین‌که انسانی می‌داند که پس از مرگ خود در ذهن دیگرانی هست و به حیات خود ادامه می‌دهد، مایه آرامشش می‌شود؛ این به‌ویژه برای انسانی که به خلود شخصی به هر دلیلی قائل نیست، راهکاری مناسب برای ارضای حس تداوم‌یافتن خود است(انصاری، 1393، 4).


شهرت هرچند پدیده‌ای است که در تمام مقاطع تاریخی وجود داشته و بسته به جهان‌بینیِ غالب در هر دوره تاریخی، شرایط رسیدن به شهرت متغیر بوده؛ اما شهرت به‌منزله یک فرهنگ، یک پدیده مدرن است که تاریخ جدید خاص خود را دارد.  امروزه شهرت، به‌ویژه شهرتِ نوینی که بر خلافِ شهرت سنتی نیازمند هیچ دستاورد و استعدادی نیست، به سکه رایج زمانه تبدیل شده و تلاش دیوانه‌وار برای کسب شهرت زن و مرد نمی‌شناسد. شهرت در قدیم مسئله  همه‌گیر برای جامعه نبوده، بلکه در این روزگار است که جایگاهی خاص یافته ‌است. 


تغییرات در شهرت که ناشی از دیجیتال‌سازی اطلاعات و نظام‌های ارتباطی است، به آشکارترین وجه در پیدایش پلتفرم‌های نو که به شخصیت‌های آنلاین امکان ساخته‌شدن و گردش در رسانه‌ها را می‌دهند، دیده ‌می‌شود. به نظر می‌رسد عنصر قوام‌بخش در فهم شهرت جدید، همین مسئله رسانه‌مداری است. از همین جهت است که رولندرز اشاره کرد که شهرت جدید بیش از آنکه بر پایه توانایی و ملاک‌های عینی و مستقل باشد، مبتنی بر تصور و تلقی ذهنی افراد است؛ بنابراین آنچه در فرهنگ شهرت جدید اهمیت دارد، شیوه بازنمایی رسانه‌ای است. در فرهنگ مدرن، تأکید بر «شهرت رسانه‌مدار» بدیل شهرت اکتسابی است. این همان چیزی است که در بطن واژه «چهره‌سازی» وجود دارد که اگرچه هرگز به‌صورت رسمی تعریف‌نشده، اما می‌توان آن را به‌معنای بالابردن؛ به‌صورت گسترده تحسین‌کردن؛ مشهور کردن؛ اهمیت زیاد دادن به شخص یا چیز فرودست یا عادی تفسیر کرد(الیوت، 1401، 49).


آلیس کشمور وجوه دیگری از تمایز فرهنگ شهرت در عصر جدید را برمی‌شمارد که بسیار قابل اعتناست. کشمور معتقد است هرچند که فرهنگ شهرت در امتداد علاقه به مشاهیر در سنت‌های گذشته ‌است اما در عصر جدید، تفاوت‌های اساسی یافته ‌است: چهره‌های مشهور فقط ابزارهای بازاریابی و فروش محصولات نیستند، بلکه خودشان نیز تبدیل به محصول شده‌اند. آنها اکنون کالا هستند چون تبدیل به اموال تجاری شده‌اند که می‌توان در بازار خرید و فروخت.

مشخص است که شما نمی‌توانید خود آنها را بخرید، اما می‌توانید بازنمایی‌هایشان، صداهایشان و محصولاتی که با نام آن‌ها گره ‌خورده‌اند را بخرید. به‌عبارت بهتر مصرف‌کنندگان برای این حضور پول می‌دهند. یعنی یکی از وجوه شهرت در عصر جدید آن است که سلبریتی‌ها دیگر نه کار یا تخصصشان را بلکه حضورشان را به فروش می‌گذارند؛ کشمور تفاوت دیگر را در این می‌بیند که امروزه به‌واسطه رسانه‌های جهانی که بر محوریت سرگرمی قرار دارند، فرهنگ شهرت به ویژگی زندگی اجتماعی تبدیل شده ‌است. وجود سلبریتی‌ها در زندگی روزمره مردم، به امری معمول تبدیل شده ‌است و ما وجود سلبریتی‌ها را در زندگی روزمره به‌عنوان امری واجب و طبیعی قبول کرده‌ایم و این عادی‌سازی و معمولی‌شدن، امری ایدئولوژیک است که در پی صیانت از وضعیت موجود و بسط قدرت حاکمه اعمال می‌شود(کشمور، 1396، 4).


شبکه‌های اجتماعی سایبری امروزه توانایی زیادی در برندسازی و انحصار بخشی شهرت در اختیار گروهی خاص دارند؛ بر این اساس اصحاب علم در دوران معاصر صرفاً با برند شدن و شهرت در این رسانه‌هاست که می‌توانند نظریات خود را به گوش دیگران رسانده و خود را به‌عنوان اندیشمند معرفی کنند. از این رو تمام تلاش خود را به کار می‌بندند و تمام تکنیک‌های لازم برای برندشدن در این رسانه‌ها را فرامی‌گیرند تا همواره بتوانند در اذهان مخاطبین و جلوی چشم آنان حضور داشته‌ باشند. امروز این اندیشمندان و صاحبان علم هستند که قِوام خود را به رسانه‌ها دانسته و به سراغ فراگیری تمام تکنیک‌های کسب شهرت می‌روند. آنان به‌خوبی می‌دانند که در دوران کنونی به‌دلیل غلبه «فرهنگ شهرت‌محور» و به‌دلیل انحصار عنصر برندسازی در فعالیت رسانه‌های سایبری، باید تمام تلاش خود را در جهت دیده‌شدن بیشتر توسط مخاطبین این رسانه‌ها به کار گرفته و خود را بر زبان‌ها بیندازند تا بدین وسیله بتوانند تأثیرگذاری علمی داشته‌ باشند. 


بعد از بیان این مقدمات باید گفت دومین مشکل ژورنالیست‌های اندیشه در خلال جنگ‌های اخیر، انحصار اخذ اخبار از افراد مشهور بود. در این فضا، تخصص، تعلق سیاسی و یا سابقه‌ی تحلیل‌های شخص اهمیت نداشت و همه صرفا به دنبال بیشتر دیده‌شدن یک خبر یا تحلیل بودند. بر این اساس ژورنالیست‌های اندیشه به جای آنکه دغدغه‌ی خود را بر کشف حقیقت بگذارند، صرفا به دنبال آن بودند تا جدیدترین توئیت سران دشمن را بازتاب دهند و روی آن مخاطب بگیرند. گاهی به نظر می‌رسد برخی ژورنالیست‌های اندیشه‌ای در مواجهه با انبوه اطلاعات جنگ، به جای آنکه درباره صحت یک خبر تحقیق کنند، ابتدا به سراغ «چه کسی این را گفته؟» می‌روند. اگر گوینده شناخته‌شده باشد، خبر به‌سرعت بازنشر می‌شود؛ اگر ناشناس باشد، حتی اگر اطلاعات دقیق و مستندی ارائه کرده باشد، چندان جدی گرفته نمی‌شود.


این رویکرد، در ظاهر ساده و کم‌هزینه است؛ اما در عمل یکی از خطرناک‌ترین آسیب‌های ژورنالیسم در شرایط جنگی است. چراکه شهرت افراد، هیچ تضمینی برای درستی همه گفته‌های آنان ایجاد نمی‌کند. انسان مشهور هم ممکن است اشتباه کند، اطلاعات ناقص داشته باشد، تحت تأثیر فضای رسانه‌ای قرار بگیرد یا حتی آگاهانه روایت نادرستی ارائه کند. ژورنالیست اندیشه‌ای نباید بپرسد: «چه کسی این را گفته؟» و بعد بر اساس میزان شهرت او درباره صحت خبر تصمیم بگیرد. پرسش اصلی باید این باشد: «این ادعا بر چه اساسی درست است؟»


مشکل از جایی آغاز می‌شود که ژورنالیست، اعتبار شخص را به جای اعتبار ادعا می‌نشاند. در این حالت، رسانه دیگر به دنبال کشف حقیقت نیست؛ به دنبال یافتن چهره‌ای است که بتواند خبر را به نام او منتشر کند. این مسئله برای ژورنالیسم اندیشه‌ای یک ضعف جدی‌تر است. زیرا چنین رسانه‌ای قرار است به مخاطب در «فهم» واقعیت کمک کند، نه اینکه صرفاً بلندگوی افراد پرمخاطب باشد. در جنگ، باید از ژورنالیسم شهرت‌محور به سمت ژورنالیسم حقیقت‌محور حرکت کرد؛ ژورنالیسمی که نه با نام گوینده، بلکه با وزن شواهد قضاوت می‌کند. چهره مشهور می‌تواند منبع خبر باشد؛ اما نباید معیار حقیقت باشد.

تاریخ انتشار: 1405/05/26

نظر بدهید
user
envelope.svg
pencil