یک: 

امروز ، پنجم اسفند، روز مهندس است. روز بزرگداشت خواجه نصیر، روز گرامیداشت بالندگی هوش انسانی.

اما آنها که برترین نشانه و مشهورترین خاطره‌ای که ساخته‌اند، انگشت میانه‌ی دست‌شان بوده و بلندترین فریادشان، واژگان رکیک شرم‌آور... آنها... مدعیان مهندسی... بی‌عار، آنها را چه به قیاس با نام گرامی خواجه نصیر، با متوسلیان و عباسپور و تندگویان و احمدی روشن و مجید شهریاری و...

دو:

مهندسی، به‌کار انداختن هوش انسانی است برای توسعه‌ی معقول ابعاد زندگی مادی. حیوانات هم این امتیاز را دارند که با محاسبه‌ی زمان و مکان و اقلیم و مقاومت مصالح و ارتفاع و... بهترین و مطلوب‌ترین خانه را برای خود بسازند. اما انسان امکانی فراتر از هوش دارد که حیوان ندارد و آن تعلق خاطر به چیزی فراتر از ابعاد مادی است. به چیزی که دست مهندسی و هوش به آن نمی‌رسد. از این‌رو خانه و محصول و اثر انسان فراتر از یک فراورده‌ی هوشمند، از هنر بهرمند است. از معماری و نشانگانی که تعلق خاطر به یک سنت و تاریخ را محاکات می‌کند. این مرحله است که انسان را از حیوان فراتر می‌برد. مرحله‌ای که نتیجه‌ی "تربیت" است، نه فقط تعلیم.

آیا دانشجویان مهندسی علاوه بر تعلیم، تربیت هم دارند؟

سه:

 ایوان ایلیچ گفته بود کار مدرسه و دانشگاه در جهان ما "فدا کردن اعتبار، شخصیت، حرمت و حیثیت انسانی به پای بُت علم و تکنولوژی است که سوغات تمدن مصرفی است. و مدرسه[و دانشگاه] مامور اجرای این مراسم قربانی است."[قتل عام پزشکی...]

مهندسان "تولید" می‌شوند همانگونه که یک ماشین یا محصول... و همانطوری که کشورها بر حسب تولید ناخالص ملّی طبقه‌بندی میشوند، سلسله مراتبی هم بر اساس تولید ناخالص فارغ‌التحصیلان هم وجود دارد.

 

آوینی می‌گوید "بهشت دری به نام هندسه یا ریاضیات ندارد. این نظام آموزشی بر محور تعلیم و تربیت اخلاقی و انسانی طراحی نشده بلکه هدف اصلی آن آموزش مهارت‌های فنی لازم و تامین کادرهای تخصصی برای "توسعه یافتگی" است... گویی متخصص مرده‌شویی است ‌که میان کافر و مسلمان تمایزی قائل نمی‌شود واهمیتی نمیدهد که در خدمت جمهوری اسلامی باشد یا رژیم پهلوی"[توسعه و مبانی تمدن غرب؛ ص۱۵۹]

تاریخ انتشار: 1404/12/06

نظر بدهید
user
envelope.svg
pencil