به گزارش فکرت، به‌تازگی مراسم یادبود علامه محمدرضا حکیمی با سخنرانی تنی چند از اساتید حوزه و دانشگاه در موسسه معارف اسلامی امام‌رضا (ع) شهر مقدس قم برگزار شد که در ادامه به چکیده‌ای از سخنان مطرح شده در این مراسم اشاره می‌شود؛

 

حجت الاسلام والمسلمین محمد عبداللهیان، مدیر موسسه معارف اسلامی امام رضا(ع):

آثاری همچون «الحیات» از جمله ثمرات وجودی استاد حکیمی و برادران ایشان است؛ اما شخصیت آنان تنها در این آثار خلاصه نمی‌شود و دارای ابعاد معنوی و اخلاقی عمیقی نیز بوده‌اند.

 

گاهی ما در شناخت شخصیت‌های بزرگ، تنها به ثمرات و آثار بیرونی آنان توجه می‌کنیم و از شخصیت حقیقی و مسیر درونی و معنوی آنان غفلت می‌ورزیم. درباره حضرت امام خمینی(ره) نیز گاه چنین اتفاقی افتاده است؛ به‌گونه‌ای که حجاب حکومت و سیاست، ما را از شناخت شخصیت اصلی و مسیر خودسازی ایشان دور کرده است. کمتر می‌پرسیم که امام خمینی(ره) چگونه شخصیت خود را ساخت و چه مسیری را در این زمینه پیمود.

 

اگر بخواهیم درباره بُعد معنوی و سیر و سلوکی استاد حکیمی سخن بگوییم، شاید نیازمند جلسه مستقلی باشیم؛ زیرا ایشان در این عرصه نیز مسیر مستقیمی را پیموده بودند. مسئله، یک موضوع صرفاً نظری نیست؛ بلکه بحث از عمل، سیر و سلوک و خودسازی است. ممکن است درباره مباحث نظری و نسبت آن با برخی مکاتب، از جمله مکتب تفکیک، گفت‌وگوهایی وجود داشته باشد، اما شاگردی معنوی و سیر و سلوکی، مسئله‌ای مستقل است و این بُعد از شخصیت ایشان کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

 

استاد حکیمی می‌گفتند اگر کسی از شما تعریف کرد، این تعریف ممکن است در وجود انسان زمینه عُجب و تکبر ایجاد کند و در نتیجه، همان نعمتی که مورد ستایش قرار گرفته است، آسیب ببیند. ازاین‌رو، اگر کسی از شما تعریف کرد، این جمله را زیر لب بگویید: «کَمْ مِنْ ثَناءٍ جَمیلٍ لَسْتُ أَهْلًا لَهُ نَشَرْتَهُ» این ذکر سبب می‌شود تعریف دیگران در انسان زمینه غرور و تکبر ایجاد نکند و نعمت الهی نیز برای او باقی بماند.

 

استاد همچنین برای دور ماندن از آسیب چشم‌زخم و حسادت، دستورهایی داشتند. مرحله سوم نیز برای کسانی بود که می‌خواستند سخن و کلامشان در دیگران اثرگذار باشد. این امور شاید در ظاهر بسیار ساده به نظر برسند، اما اهل سیر و سلوک برای رسیدن به آثار و نتایج معنوی، بر انجام مستمر و دقیق این دستورها تأکید داشتند.

 

استاد با تنهایی انس فراوانی داشت و بخش زیادی از عمر خود را در خلوت گذرانده بود. ایشان زندگی مجردی داشتند و خودشان گاهی می‌فرمودند که برخی با فرزند و خانواده زندگی می‌کنند، اما من با تنهایی زندگی می‌کنم. ایشان واقعاً با تنهایی مأنوس بود.

 

گاهی انسان تنها در خانه می‌ماند و اعضای خانواده برای دیدار بستگان یا انجام کاری بیرون هستند. این لحظه می‌تواند فرصتی باشد تا انسان سجاده‌اش را پهن کند و به نماز و مناجات بپردازد. این همان استفاده از فرصت خلوت است؛ فرصتی که اگر به‌درستی مورد استفاده قرار گیرد، می‌تواند برای انسان بسیار ارزشمند باشد.

 

استاد از این فرصت‌های خلوت به‌خوبی استفاده می‌کرد. ما گاهی تحمل تنهایی را نداریم و پس از انجام کارهای روزمره یا عبادت جمعی، به سرعت به سراغ امور دیگر می‌رویم؛ در حالی که مؤمن باید زمانی را برای خلوت با خود و خدای خود اختصاص دهد.

 

گاهی انسان تصور می‌کند که برای رسیدن به برخی مراتب و کمالات شایستگی لازم را ندارد و دیگر امکان پیشرفت برای او فراهم نیست؛ در حالی که انسان می‌تواند با انجام برخی اعمال و بهره‌گیری از فرصت‌ها، شایستگی و لیاقت رسیدن به مراتب بالاتر را در خود ایجاد کند.

 

حجت الاسلام و المسلمین حسن پویا:

«عدالت»، «انسان و انسانیت» و «محرومان و مستضعفان» سه مقوله ای است که در علامه حکیمی موج می زد . ایشان به قدری به این سه مقوله باور داشت که وقتی به ایشان گفتند که شما باید روی تخت بخوابید، پرسیدند آیا همه مردم تخت دارند؟

 

استاد حکیمی سه وظیفه بیان کردند؛ اول وظیفه توجه به اهل بیت (ع) و گریستن و گریاندن در مصائب اهل بیت (ع)، دوم توجه به معارف اهل بیت (ع) و فهمیدن و فهماندن آنها و سوم عمل به مکارم اخلاقی.

 

ما در دو وظیفه اول با افراط و تفریط هایی مواجه هستیم. گاهی انسان از برخی گریاندن ها و مداحی ها تاسف می خورد، به جای بیان مصائب اهل بیت (ع) مواردی بیان می شود که ارتباطی به ایشان ندارد.

 

علامه حکیمی بیان می کردند که مظلومیت امام حسین (ع)، کشته شدن ایشان نیست بلکه مظلومیت ایشان به ناشناخته ماندن ایشان است. باز از این بالاتر مظلومیت امام صادق (ع) است که معارف ایشان و اهل بیت (ع) آنگونه که باید شناخته نشده است. علامه حکیمی این تعبیر را داشتند: «ظلمی که شیعیان به اهل بیت (ع) کردند دیگران نکرده است».

 

تمام همت استاد حکیمی در طول زندگی و حیات خود این بوده که معارف اهل بیت (ع) بیان شود لذا تنها به جمع آوری صرف آیات و روایات نپرداختند بلکه با یک نگاه و ایده خاص و تلاش فراوان، این کتاب را که فی الواقع یک دایره المعارف است را نگاشتند. البته به گفته یکی از همراهان استاد، ایشان می گفتند می خواستم یک دایره العلم درست کنم.

 

یکی از فصول جلد دهم کتاب علامه حکیمی «رعایت عدالت و اعتدال در امر به معروف و نهی از منکر» است که عنوانش این است که دو اصل بنیادین در اصلاح اجتماع، «امر به معروف و نهی از منکر» است.

 

استاد پس از این، با ایده هایی که راجع به این دو اصل داشتند، نکات مهمی را بیان کردند. ایشان به موارد مهمی چون مسئولیت اجتماعی انسان در این دو اصل بنیادین، اصلاح و ارشاد اجتماع، اصالت مکتبی، گسترش حرکت های اصلاحی، زبان خوش، رعایت اعتدال، مدارا و نرم خویی اشاره کردند.

 

این جملات کلیدی نشان دهنده نگاه بلند ایشان به این مسئله است که اگر به اینها پرداخته می شد، وضعیت جامعه اسلامی نباید به اینجا منجر می شد.

 

یکی از هنرهای استاد حکیمی، واژه سازی های بسیار پرمعنا، دقیق و بجا بود. ایشان در ذیل آیه «فذکّر، فان الذکر تنفع المومن» می گوید که از این آیه شریفه و بسیار آموزنده و تربیت گستر و زندگی ساز و جامعه پرداز به خوبی روشن می شود کسی که ایمان دارد و اعتقاد راسخی در وجودش حاکم است، تذکر و انتقاد را می پذیرد و افکار آزاد را تشویق می کند.

 

استاد حکیمی می‌گوید اگر سلب آزادی فکری و تحکیم بنیاد اختناق سیاسی و اجتماعی در هر حاکمیت دینی و به نام دین اعمال گردد و پی گرفته شود و روز به روز به شمار زندانیان سیاسی و کنارگذاشته شدگان فکری افزوده شود، این روند ناخواسته در حکومت های دینی نهادینه می شود و به صورت بزرگترین عامل بازدارنده از اعتقاد دینی و اعتماد به حاکمان مدعی دین ظاهر می گردد و هم افراد و هم جامعه را به جانب دورشدن از دین و ارزش های مهم دینی سوق می دهد تا جایی که دیگر نشود از حکومت دینی دم زد و از آن دفاع کرد.

 

دکتر حسین علیزاده:

«موسوعه الحیات» واقعاً مجموعه‌ای بسیار وزین و پرافتخار است و هر اندازه درباره آن گفت‌وگو، بحث و کار پژوهشی صورت گیرد، همچنان جای کار دارد.

 

این اثر، گزیده‌ای ممتاز از احادیث ارزشمند شیعی است که با حسن انتخاب استاد حکیمی، برادران ایشان و همکارانشان، در ساختاری منسجم و نظام‌مند گردآوری شده است؛ مجموعه‌ای که از بنیادی‌ترین و مبنایی‌ترین مسائل تا جزئی‌ترین مباحث و زیرمجموعه‌های آن‌ها را در بر می‌گیرد و به‌ویژه بر محور عدالت اقتصادی و اجتماعی تأکید دارد.

 

آن‌گونه که آرزوی همه ما و آرزوی بزرگ استاد حکیمی بود، «طاغوت اقتصادی» حذف نشد؛ بلکه شاید بتوان گفت از جهاتی تقویت شد و همچون اختاپوسی با عناوین و شکل‌های جدید گسترش یافت.

 

استاد حکیمی بر این نکته تأکید داشت که اگرچه طاغوت سیاسی حذف شده است، اما طاغوت اقتصادی و استثمار، با چهره‌های گوناگون، همچنان به‌عنوان خطری بزرگ و سهمگین در جامعه حضور دارد و روزبه‌روز نیز ابعاد این خطر بیشتر احساس می‌شود.

 

ایشان نوعی انسان‌گرایی اسلامی را مطرح می‌کرد و برای انسان، در کنار توحید، نقشی والا در جامعه و در منظومه معارف اسلامی قائل بود و در این زمینه پیام‌های ارزشمندی ارائه کرد.

 

جامعیت استاد حکیمی در ابعاد مختلف، از عمق لازم نیز برخوردار بود و می‌توان آن را در آثار و دیدگاه‌های ایشان درباره صحیفه سجادیه، عاشورا، نهج‌البلاغه، قرآن و دیگر ابعاد اسلام مشاهده کرد.خود «موسوعه الحیات» نیز اثری دایره المعارفی است که گستره وسیعی از موضوعات را در بر می‌گیرد.

 

یکی از محاسن بزرگ ایشان این بود که از تجلیل و مطرح شدن گریزان بود. عکس، فیلم و گفت‌وگوهای رسانه‌ای بسیار اندکی از ایشان وجود دارد و با وجود آنکه اهل بیان، خطابه و قلم بود، هرگز در پی مطرح کردن خود نبود و از دوربین و رسانه نیز پرهیز می‌کرد.

 

اگر تا فردا صبح نیز از فضایل و مکارم استاد حکیمی سخن گفته شود، چیزی از ارزش‌های ایشان کم نمی‌شود؛ ایشان از نظر دانش، اخلاق، برخورد انسانی، شاگردپروری و دیگر ویژگی‌های انسانی و علمی، شخصیتی برجسته بود.اما تجلیل به‌تنهایی کافی نیست و باید به سراغ نقد، بررسی و تحلیل رفت. نشانه رشد یک جامعه آن است که از مرحله تجلیل عبور کند و به تحلیل محتوا، نقد و بررسی و ادامه پروژه‌های فکری شخصیت‌های بزرگ برسد.

تاریخ انتشار: 1405/06/04

نظر بدهید
user
envelope.svg
pencil