آفتی به نام هدررفت ظرفیتهای انسانی
چکیدهای از تحلیل حجتالاسلام دکتر محسن خاکی، مدرس حوزه و دانشگاه پژوهشگر عرصه اقتصاد سیاسی ناظر به تحولات روز کشور و منطقه
-
1
-
0
-
0
در بررسی مسائل روز کشور، فراتر از حواشی و جزئیات زودگذر، شناخت ساختارهای کلان اقتصادی، قدرت سازماندهی تشکلهای مستقل و اتخاذ متدولوژی درست در تحلیل سیاسی، از ارکان اصلی کنشگری مؤثر به شمار میرود.
چرا تشکیلات منجسم مهم است؟!
یکی از مباحث مهم در این زمینه، قدرت مالی تشکلهای مستقل است و بنده از حرف تا عمل به این فکر کردم که چرا ما در جایگاه تشکلهای کارگری، صنفی و صنعتی، تشکیلات مرتب و منظمی نداریم. فرض کنید در ایران ۱۴ میلیون کارگر داریم؛ آیا از این تعداد نمیتوانیم هفت یا هشت میلیون نفر را منسجم کنیم؟ همه کارگران حداقلبگیر نیستند؛ در میان آنها افرادی مانند مهندسان نیز حضور دارند که میتوانند ماهانه مثلاً ۲۰۰ هزار تومان حق عضویت به یک تشکل بپردازند.
برای لحظهای تصور کنید بتوانیم فقط یک میلیون کارگر را در یک تشکل منسجم کنیم. اگر هرکدام ماهانه ۲۰۰ هزار تومان بپردازند، ماهانه ۲۰۰ میلیارد تومان و سالانه بیش از دو همت جمعآوری خواهد شد. حتی اگر یک میلیون نفر ماهانه ۱۰۰ هزار تومان بپردازند، مبلغ حاصل، سالانه بیش از یک همت خواهد بود.
بودجه دانشگاههای بزرگ علوم انسانی، علوم اجتماعی و علوم پایه ما در همین حدود است؛ بعضی از دانشگاههای بزرگ غیرپزشکی با بودجههای ۴۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد تومانی اداره میشوند.
فکر کنید دستگاهی در اختیار داشته باشید که بتوانید بهاندازه دانشگاه تهران در آن نیرو جابهجا کنید، هزینه کنید، دوره برگزار کنید و آموزش بدهید. در چنین شرایطی، به یک جریان سیاسی جدی در کشور تبدیل میشوید. حتی اگر یک مجموعه بزرگ نداشته باشیم، داشتن ۱۰۰ مجموعه که هرکدام بتوانند سالانه ۱۰ میلیارد تومان هزینه کنند نیز بسیار مطلوب است.
اهمیت فکر کردن به قدرت سازماندهی افراد
وقتی گفتار سیاسی دارید و میخواهید اثرگذار باشید، مجبورید به قدرت و سازماندهی فکر کنید. برای نمونه، در پاکستان که همسایهای ۲۵۰ میلیونی و دارای بزرگترین ارتش اسلامی است، قدرتمندترین تشکیلات صنفی غیردولتی به حوزه مالی و حسابداری مربوط میشود. تشکیلات ملی مشاوران مالی و حسابداران پاکستان، نهادی است که اعضای هیئتمدیره آن را جوانان سرحال و استادان دانشگاه تشکیل میدهند.
این افراد طی ارتباطاتی که برقرار کردند، این پرسش را مطرح ساختند که ایران توانسته نظم امنیتی منطقه را به هم بزند و در برابر آمریکا بایستد؛ اما آیا برای اقتصاد منطقه و جهان اسلام نیز ایده جایگزینی دارد؟!
مراقب هدررفت ظرفیتهای انسانی باشیم
در مقابل، گاهی شاهد هدررفت ظرفیتهای انسانی خود هستیم؛ مثلاً خانم معلم جوانی که در مدارس سمپاد تحصیل کرده و زباندان است، به جای ایفای نقش در دیپلماسی عمومی و ارتباط با نخبگان جهان اسلام، شبها در تجمعات به توزیع شربت مشغول میشود. این فرد بیتقصیر نیست، اما مقصرتر از او ساختاری است که کارویژهای متناسب با توانمندیهای او تعریف نکرده است. اگر زبان و دانش را بشناسید اما ژئوپلیتیک، ساختار اتاقهای بازرگانی و اصناف و معادلات منطقهای را نشناسید، تواناییهایتان بیثمر خواهد ماند.
اوایل دهه ۷۰ جریانی شکل گرفت که تعبیر «تحلیل سیاسی» را به اموری سخیف تقلیل داد. متأسفانه دستگاه تحلیلی برخی نهادها و هادیان سیاسی گاهی به تریبون جریانهای محافظهکار تبدیل شده و از مسیر اصیل انقلاب اسلامی فاصله گرفتهاند.
بزرگترین آسیب کدام است؟!
بزرگترین آسیب در این حوزه، حذف عوامل فاندامنتال (بنیادین) و مشغولکردن بدنه جامعه و نیروهای انقلابی صرفاً به عوامل تکنیکال (خرد، زودگذر و دمدستی) است.
عوامل تکنیکال شامل مواردی چون توییتهای لحظهای، زبان بدن در مذاکرات، اخبار روز یا تغییرات ساعتی بازار است که تنها یکسوم پدیدهها را تبیین میکند.
عوامل فاندامنتال نیز شامل ساختارهای ریشهدار بلندمدت است؛ همچون وابستگی ساختاری مبادلات تجاری ایران به تسویه ارزی در دبی یا طراحیهای استراتژیک کلان در روابط با چین و کشورهای منطقه که دوسوم تحولات را شکل میدهند.
تحلیل سیاسی واقعی یا ساختارهای بنیادین را در نظر میگیرد یا در سطح اخبار سطحی و روبنایی متوقف میماند. کما اینکه در روابط خارجی نیز علاوه بر دیپلماسی رسمی، نیازمند ایجاد و تقویت شبکههای نخبگانی غیررسمی با شرکای استراتژیک همچون چین هستیم.
پایاندادن به بازی «کدخدا» و «کد خدا»
باید آن بازی زشتی را که سیاست را به کدهای پنهان، سررسیدهای محرمانه و اخبار پشتپرده تقلیل میدهد، کنار گذاشت. غربزدگان و تکنوکراتها چشم به «کدخدای» آمریکایی دارند و عدهای در داخل نیز با «کدبازی» و ادعای دسترسی به اخبار پشتپرده، ذهن افراد را منحرف میکنند.
عنصر حزباللهی نباید مرعوب این بازیها شود. شعور سیاسی با مطالعه نظریات سیاسی، روابط بینالملل، بررسی دادههای آشکار اقتصادی (همچون جداول سود شرکتهای بورسی یا ترازهای تجاری) و تسلط بر متون مرجع حاصل میشود، نه با تکیه بر اطلاعات محرمانه ادعایی.
تکیه بر دادههای آشکار و ساختارهای بنیادین
در مجموع، روششناسی تحلیل مسائل سیاسی بر دو اصل استوار است:دیدهشدن توأمان عوامل فاندامنتال و تکنیکال: بیتوجهی به ساختارهای بنیادین، قدرت تغییر را از انسان میگیرد.
تحلیل بر مبنای دادههای آشکار: انسان سیاسی نیازمند اطلاعات غیبی یا کدهای پنهان نیست؛ بلکه با رصد دقیق رسانهها، اسناد معتبر و ادبیات استراتژیک جهان میتوان به تحلیل دقیق وقایع (از جمله تحولات مقاومت در لبنان و فلسطین یا سیاستهای منطقهای) دست یافت.
تقویت این بنیه تحلیلی، شرط لازم برای ارتقای سواد سیاسی، انسجام تشکیلاتی و ایفای نقش مؤثر در هندسه قدرت و تمدن نوین اسلامی است.
- توسعه
- فکرت
- نیروی انسانی
- محسن خاکی
- سازماندهی افراد