ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/pz13m72l

پیوند کپی شد ✅

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/article/slug/%D9%87-2%8715dfsg2634135

صنعت؛ غایت علم یا مبنای نظم نوین؟!

سخنان طاهره دریاب در نشست سوفیا سخن با محوریت بازخوانی مفهوم صنعت در فلسفه پوزیتیویستی آگوست کنت

کانال فکرت
کانال فکرت
صنعت؛ غایت علم یا مبنای نظم نوین؟!
  • 1

  • 0

  • 0

 سلسله نشست‌های سخنرانی فلسفی «سوفیاسخن»، در یکی از تازه‌ترین و عمیق‌ترین برنامه‌های خود در دانشگاه صنعتی شریف، میزبان طاهره دریاب، دانش‌آموخته فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی بود. این پژوهشگر در این نشست، به واکاوی و کالبدشکافی «مفهوم صنعت در فلسفه آگوست کنت» پرداخت. دریاب در این جلسه تلاش کرد تا با رویکردی تبارشناسانه و انتقادی، نشان دهد که آگوست کنت به عنوان یکی از بنیان‌گذاران اصلی جامعه‌شناسی و مکتب پوزیتیویسم، چگونه به پدیده صنعت می‌نگریست و چه جایگاهی برای آن در تاریخ تطور اندیشه بشر قائل بود. گزارش پیش‌رو، روایتی تحلیلی، دقیق و مو به مو از استدلال‌ها و مباحث طرح‌شده توسط این سخنران است که نشان می‌دهد چگونه می‌توان از پنجره نگاه یک فیلسوف قرن نوزدهمی، به فهم بهتری از بحران‌های انسان در جامعه صنعتی معاصر دست یافت. 


تبارشناسی واژگان؛ از تخنه یونانی تا اینداستریای مدرن
طاهره دریاب در بخش نخست سخنان خود، ورود به بحث را با یک تبارشناسی دقیق واژگانی آغاز کرد و معتقد بود که بدون فهم دگردیسی مفاهیم در بستر تاریخ، نمی‌توان به درک درستی از فلسفه کنت دست یافت. وی بیان داشت که واژه «صنعت» (Industry) در زبان‌های اروپایی ریشه در واژه لاتین «اینداستریا» (Industria) دارد که در دوران باستان و قرون وسطی، عمدتا به معنای تلاش، کوشش و سخت‌کوشی فردی به کار می‌رفت. این پژوهشگر خاطرنشان کرد که پیش از وقوع انقلاب صنعتی، مفهوم فن و مهارت در زبان یونانی با واژه «تخنه» (Techne) و در زبان لاتین با واژه «آرس» (Ars) بیان می‌شد که بیشتر به معنای مهارت هنری یا پیشه‌وری در انجام یک کار مشخص و محدود بود. دریاب تأکید کرد که در این دوران، مفهوم کار و صنعت با مقوله تولید انبوه و سازمان‌دهی اجتماعی هیچ ارتباطی نداشت. 


سخنران نشست در ادامه اظهار داشت که با وقوع انقلاب صنعتی در اروپا، واژه صنعت تغییر معنایی بنیادینی را تجربه کرد. دریاب توضیح داد که از این مقطع تاریخی به بعد، واژه صنعت از معنای تلاش و کوشش فردی فاصله گرفت و به تدریج دلالت بر تولید انبوه، کارخانه‌داری، ماشین‌آلات و فرآیندهای پیچیده صنعتی پیدا کرد. به باور وی، این دگردیسی معنایی، بازتاب‌دهنده تغییری بسیار عمیق در مناسبات تولید و سازمان‌دهی کار در جوامع غربی بود. دریاب تصریح کرد که در دوران پیشاصنعتی، ثروت و منزلت اجتماعی عمدتا از طریق وراثت و مالکیت زمین (فئودالیسم) به دست می‌آمد، اما انقلاب صنعتی این امکان بی‌سابقه را فراهم کرد که افراد با اتکا به کار، تولید و سازمان‌دهی صنعتی، به ثروت و قدرت دست یابند. وی معتقد بود که کنت دقیقا در چنین بستر پرالتهابی ظهور کرد و تلاش نمود تا این نیروی نوظهور را به لحاظ فلسفی مفهوم‌سازی کند. 


آگوست کنت و بحران پساانقلاب؛ زایش ایده جامعه صنعتی
طاهره دریاب در ادامه بحث خود، به کالبدشکافی بستر تاریخی و اجتماعی ظهور اندیشه‌های آگوست کنت پرداخت و بیان داشت که فلسفه کنت، واکنشی مستقیم به آشوب‌ها و بحران‌های ناشی از انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب صنعتی بود. وی با اشاره به وضعیت ملتهب فرانسه در قرن نوزدهم، اظهار داشت که کنت در جامعه‌ای زیست می‌کرد که نهادهای سنتی، سلطنت و کلیسا مرجعیت خود را از دست داده بودند و جامعه در یک وضعیت آنارژیک و بی‌نظمی مطلق به سر می‌برد. این پژوهشگر معتقد بود که دغدغه اصلی کنت در این دوران تاریک، یافتن مبنایی جدید برای بازگرداندن نظم و ثبات به جامعه اروپایی بود. 


دریاب ضمن تبیین این موضوع، به نقش کلیدی «سن‌سیمون» (Saint-Simon) در شکل‌گیری اندیشه‌های کنت اشاره کرد و گفت که آگوست کنت سال‌ها به عنوان منشی و همکار فکری سن‌سیمون فعالیت می‌کرد. سخنران نشست تأکید کرد که ایده «جامعه صنعتی» و واگذاری قدرت به طبقه صنعتگران و دانشمندان، در ابتدا توسط سن‌سیمون مطرح شد و سپس کنت این ایده‌ها را در یک دستگاه فلسفی منسجم و روش‌مند تحت عنوان پوزیتیویسم تئوریزه کرد. دریاب بر این باور بود که کنت، صنعت را نه صرفا یک پدیده اقتصادی، بلکه یک نیروی عظیم سازمان‌دهنده می‌دانست که می‌تواند جایگزین نهادهای فروپاشیده سنتی شود و نظم نوینی را بر پایه علم و کار شکل دهد. وی بیان داشت که از نگاه کنت، گذار از جامعه نظامی و فئودالی به جامعه صنعتی، یک جبر تاریخی و یک پیشرفت اجتناب‌ناپذیر در مسیر تکامل بشریت است. 


قانون مراحل سه‌گانه؛ گذار به عصر اثباتی و حاکمیت صنعت
سخنران این نشست تخصصی، برای تبیین دقیق‌تر جایگاه صنعت در اندیشه کنت، به سراغ یکی از کلیدی‌ترین و معروف‌ترین مفاهیم فلسفه او، یعنی «قانون مراحل سه‌گانه» (Law of Three Stages) رفت. دریاب تشریح کرد که کنت تاریخ تطور ذهن بشر و تحولات جوامع انسانی را به سه مرحله مجزا اما پیوسته تقسیم می‌کند: مرحله الهیاتی، مرحله متافیزیکی و مرحله اثباتی. وی با دقت تحلیلی خود اظهار داشت که در مرحله الهیاتی، ذهن بشر برای تبیین پدیده‌های طبیعی به نیروهای ماوراءالطبیعه و اراده خدایان متوسل می‌شود و در این دوران، ساختار جامعه نیز بر پایه اقتدار کاهنان و نظامیان استوار است. 


دریاب سپس به مرحله متافیزیکی پرداخت و معتقد بود که این مرحله، صرفا یک دوران گذار و ویرانگر است که در آن، مفاهیم انتزاعی و نیروهای مجرد جایگزین خدایان می‌شوند. وی بیان داشت که انقلاب فرانسه، تجلی کامل این مرحله متافیزیکی بود که با تکیه بر مفاهیم انتزاعی چون حقوق بشر و آزادی، ساختارهای کهن را ویران کرد اما نتوانست نظم جدیدی جایگزین آن سازد. در نهایت، پژوهشگر دانشگاه علامه طباطبایی به مرحله غایی یعنی عصر اثباتی (پوزیتیویسم) رسید و تصریح کرد که به باور کنت، با ورود بشر به این مرحله، ذهن انسان از جستجوی علل نهایی و چرایی پدیده‌ها دست برمی‌دارد و صرفا بر چگونگی وقوع آن‌ها و کشف قوانین حاکم بر طبیعت تمرکز می‌کند. دریاب تأکید کرد که در این عصر اثباتی است که صنعت به اوج شکوفایی خود می‌رسد و دانشمندان و صنعتگران، رهبری معنوی و مادی جامعه را بر عهده می‌گیرند. 


دگردیسی غایت علم؛ از کشف علل نهایی تا تصرف و تسلط بر طبیعت
یکی از فرازهای بسیار مهم در سخنرانی طاهره دریاب، تحلیل دگردیسی مفهوم و غایت علم در دستگاه فلسفی آگوست کنت بود. وی اظهار داشت که در فلسفه‌های کلاسیک و سنت‌های فکری پیشین، علم عمدتا با هدف کشف حقیقت ناب، نیل به سعادت عقلی و فهم غایت هستی دنبال می‌شد. اما این پژوهشگر معتقد بود که کنت، با رویکردی کاملا ابزارگرایانه و پراگماتیستی، این غایت را دگرگون ساخت. دریاب بیان داشت که در منظومه پوزیتیویستی، علم دیگر خادم الهیات یا متافیزیک نیست، بلکه به صورت تمام‌قد در خدمت «صنعت» قرار می‌گیرد. 


سخنران نشست با استناد به متون کنت تصریح کرد که هدف علم از نگاه این فیلسوف، تنها و تنها کشف قوانین ثابت و روابط علی میان پدیده‌های طبیعی است. دریاب تأکید کرد که این شناخت، به هیچ وجه هدفی در خود نیست؛ بلکه وسیله‌ای است ضروری برای تسلط بر طبیعت و به کارگیری منابع آن در جهت منافع مادی و رفاه بشری. وی در این بخش از سخنان خود، به شعار معروف کنت اشاره کرد و گفت: «کنت معتقد بود که ما باید بدانیم تا بتوانیم پیش‌بینی کنیم، و باید پیش‌بینی کنیم تا بتوانیم کنترل کنیم.» به باور دریاب، این گزاره، مانیفست کامل علم مدرن و مبنای مشروعیت‌بخش توسعه صنعتی در جهان غرب شد. وی خاطرنشان ساخت که از نگاه کنت، ارزش هر نظریه علمی تنها با میزان کارآمدی آن در پیش‌بینی پدیده‌ها و قدرت بخشیدن به صنعتگر برای تصرف در طبیعت سنجیده می‌شود. 


جامعه‌شناسی به مثابه فیزیک اجتماعی؛ مهندسی نظم نوین
طاهره دریاب در ادامه کالبدشکافی آرای کنت، به تلاش این فیلسوف برای ایجاد یک ساختار معرفت‌شناختی منسجم و وحدت‌بخش اشاره کرد. وی بیان داشت که کنت برای تحقق بخشیدن به ایده خود مبنی بر سازمان‌دهی جامعه صنعتی، نیازمند آن بود که روش‌های علوم طبیعی را به حوزه مطالعات انسانی نیز تسری دهد. این پژوهشگر معتقد بود که ایده سلسله‌مراتب علوم که توسط کنت مطرح شد، دقیقا در همین راستا قرار داشت. دریاب توضیح داد که کنت علوم را از انتزاعی‌ترین و ساده‌ترین (ریاضیات و نجوم) تا انضمامی‌ترین و پیچیده‌ترین طبقه‌بندی کرد و در رأس این هرم، علم جدیدی را قرار داد که در ابتدا آن را «فیزیک اجتماعی» و سپس «جامعه‌شناسی» (Sociology) نامید. 


سخنران نشست اظهار داشت که کنت بر این باور بود که همان‌گونه که در فیزیک، قوانین کلی و قطعی برای تبیین حرکت اجسام وجود دارد، در حوزه اجتماع نیز باید قوانینی برای پویایی و ایستایی جامعه کشف شود. دریاب تصریح کرد که هدف نهایی کنت از تأسیس جامعه‌شناسی، صرفا فهم نظری جامعه نبود، بلکه او به دنبال یک علم کاربردی بود که بتواند مبنایی برای مهندسی اجتماعی و حل بحران‌های ناشی از رشد بی‌رویه صنعت فراهم کند. به گفته دریاب، کنت معتقد بود که جامعه‌شناسان، در واقع مهندسان نظم نوین هستند که با درک قوانین تطور اجتماعی، می‌توانند تضادهای طبقاتی را تعدیل کرده و جامعه صنعتی را به سوی یک هارمونی و همبستگی ارگانیک هدایت نمایند. 


بحران همبستگی و ظهور دین انسانیت در جامعه صنعتی
با وجود تمام خوش‌بینی‌های کنت به علم و صنعت، طاهره دریاب در بخش دیگری از سخنان خود نشان داد که این فیلسوف فرانسوی از بحران‌ها و چالش‌های مهیب توسعه صنعتی نیز غافل نبوده است. این پژوهشگر معتقد بود که کنت به وضوح مشاهده می‌کرد که با گسترش ماشینیسم، تقسیم کار افراطی و فروپاشی ساختارهای سنتی خانواده و اصناف، جامعه دچار نوعی از هم‌گسیختگی، فردگرایی خودخواهانه و فقدان همبستگی شده است. دریاب بیان داشت که کنت این وضعیت بحرانی را ناشی از فقدان یک نظام ارزشی و اخلاقی منسجم در عصر اثباتی می‌دانست. 


سخنران نشست در تبیین راهکار کنت برای این بحران گفت: «کنت به این نتیجه رسید که علم و صنعت به تنهایی نمی‌توانند قلب و احساسات بشر را تسخیر کنند و برای حفظ انسجام اجتماعی، جامعه نیازمند یک نیروی پیونددهنده معنوی است.» دریاب افزود که در دوران الهیاتی، دین سنتی این نقش را ایفا می‌کرد، اما در عصر مدرن که آموزه‌های متافیزیکی اعتبار خود را از دست داده‌اند، کنت ایده بدیع و البته بحث‌برانگیز «دین انسانیت» را مطرح ساخت. این پژوهشگر تصریح کرد که در دین نوین کنت، مفهوم خدا حذف شده و «بشریت» (انسانیت در طول تاریخ) جایگزین آن می‌شود تا مورد پرستش و احترام قرار گیرد. به باور دریاب، این ایده نشان‌دهنده تلاش فزاینده و شاید مستأصلانه کنت برای ایجاد یک نظم اجتماعی بود که در آن، عقلانیت علمی و صنعتی با ارزش‌های اخلاقی و عواطف انسانی پیوند بخورد تا از فروپاشی اخلاقی جامعه صنعتی جلوگیری شود. 


ضرورت حکومت تکنوکراتیک و نقد دموکراسی
طاهره دریاب در ادامه بررسی منظومه فکری کنت، به رویکرد سیاسی او در قبال جامعه صنعتی پرداخت و اظهار داشت که کنت به شدت با دموکراسی و ایده حاکمیت توده‌ها مخالف بود. وی معتقد بود که کنت توسعه صنعتی را فرآیندی بسیار پیچیده می‌دانست که هدایت آن از عهده توده‌های ناآگاه خارج است. سخنران نشست بیان داشت که از نگاه کنت، جامعه صنعتی نیازمند یک حکومت تکنوکراتیک و اقتدارگرا است که در آن، قدرت سیاسی و اقتصادی به دست نخبگان علمی، بانکداران و مدیران صنایع سپرده شود. 


دریاب تصریح کرد که کنت بر این باور بود که این نخبگان، به دلیل تسلط بر دانش اثباتی و درک قوانین تکامل اجتماعی، صلاحیت و شایستگی آن را دارند که جامعه را به سوی پیشرفت و رفاه هدایت کنند. این پژوهشگر افزود که کنت انتظار داشت این طبقه حاکم جدید، با پیروی از آموزه‌های اخلاقی «دین انسانیت»، منافع عمومی را بر منافع شخصی خود ترجیح دهند. با این حال، دریاب در خلال سخنان خود به صورت ضمنی اشاره کرد که این نگاه نخبه‌گرایانه و تمرکزگرا، بعدها زمینه را برای نقدهای جدی از سوی متفکران لیبرال و دموکرات فراهم آورد که ایده کنت را مستعد زایش یک توتالیتاریسم علمی می‌دانستند. 


نقدهای وارد بر رویکرد کنت به علم و صنعت
در بخش پایانی و انتقادی این نشست، طاهره دریاب به بررسی برخی از مهم‌ترین نقدهایی پرداخت که در طول تاریخ فلسفه و جامعه‌شناسی به آرای آگوست کنت وارد شده است. وی اظهار داشت که با وجود تأثیرات شگرف و غیرقابل انکار کنت بر شکل‌گیری علوم اجتماعی و فهم ما از جهان مدرن، رویکرد تقلیل‌گرایانه او به علم، یکی از پاشنه‌های آشیل تفکر اوست. این پژوهشگر معتقد بود که تقلیل علم به ابزاری صرف برای تسلط بر طبیعت و محدود کردن دامنه شناخت به کشف قوانین اثباتی، باعث می‌شود تا ابعاد پیچیده‌تر، کیفی‌تر و عمیق‌تر پدیده‌های طبیعی و انسانی نادیده گرفته شوند. 


دریاب همچنین بیان داشت که ایده کنت مبنی بر تسری روش‌های علوم طبیعی به حوزه علوم انسانی و کشف قوانین جبری برای تاریخ و جامعه، با چالش‌های روش‌شناختی جدی مواجه است. وی تصریح کرد که پدیده‌های اجتماعی و انسانی، به دلیل وجود عاملیت، آزادی اراده و پیچیدگی‌های معنایی، قابل تقلیل به قوانین خشک و جهان‌شمول فیزیکی نیستند. علاوه بر این، سخنران نشست خاطرنشان کرد که رویکرد ابزارگرایانه کنت به طبیعت که مبنای توسعه صنعتی مهارگسیخته قرار گرفت، امروز توسط اندیشمندان محیط زیست و منتقدان تکنولوژی به عنوان ریشه اصلی بحران‌های اکولوژیک و تخریب کره زمین شناخته می‌شود. 


نتیجه‌گیری؛ میراث کنت و خوانش‌های انتقادی در عصر حاضر
نشست تخصصی سوفیاسخن با موضوع «مفهوم صنعت در فلسفه آگوست کنت» و با سخنرانی عمیق طاهره دریاب، فرصتی بسیار ارزشمند برای تأمل در باب یکی از مهم‌ترین مفاهیم شکل‌دهنده به جهان مدرن فراهم آورد. این پژوهشگر در جمع‌بندی سخنان خود اظهار داشت که واکاوی آرای کنت نشان می‌دهد چگونه فهم فلسفی از صنعت و علم، زیربنای شکل‌گیری نهادها، مناسبات و بحران‌های کنونی جوامع بشری را می‌سازد. 


دریاب معتقد بود که اگرچه دیدگاه‌های کنت درباره دین انسانیت یا حکومت تکنوکراتیک امروز شاید بلندپروازانه یا حتی خطرناک به نظر برسد، اما دغدغه اصلی او یعنی یافتن راهی برای پیوند میان توسعه مادی (صنعت) و همبستگی اخلاقی جامعه، همچنان یکی از حیاتی‌ترین مسائل انسان معاصر است. وی در پایان تأکید کرد که با بازخوانی انتقادی آرای کنت، ما نه تنها تاریخ تکوین جامعه‌شناسی را بهتر می‌شناسیم، بلکه به درک عمیق‌تری از پارادوکس‌های جامعه صنعتی دست می‌یابیم؛ جامعه‌ای که از یک سو رفاه و تسلط بی‌سابقه‌ای بر طبیعت به ارمغان آورده و از سوی دیگر، انسان را در گرداب ازخودبیگانگی، بحران‌های زیست‌محیطی و فروپاشی معنا رها ساخته است. سخنرانی طاهره دریاب در دانشگاه صنعتی شریف، گواهی بر این مدعا بود که تفکر فلسفی، نه یک فعالیت انتزاعی و حاشیه‌ای، بلکه ابزاری بنیادین و ضروری برای فهم، نقد و دگرگونی جهان پیرامون ماست. 

  • فکرت
  • نظم نوین
  • آگوست کنت
  • صنعت
  • سوفیا سخن
  • 0:00 0:00
    سرعت
  • آخرین مطالب اندیشه ای

    پربازدیدترین مطالب اندیشه ای

    مطالب اندیشه ای مشابه

    دیدگاه ها

    برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.