ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/u53oeljc

پیوند کپی شد ✅

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/article/slug/%D9%87-2%8715dfsg2634135

لزوم بازشناسی سهم تمدن اسلامی در پیشرفت دانش بشری 

عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بر ضرورت بازشناسی سهم تمدن اسلامی در پیشرفت دانش بشری تأکید کرد.

خبرگزاری تسنیم
خبرگزاری تسنیم
لزوم بازشناسی سهم تمدن اسلامی در پیشرفت دانش بشری 
  • 2

  • 0

  • 0

 
 در نهمین مجمع عمومی انجمن مطالعات اجتماعی حوزه‌های علمیه از تلاش‌ها و خدمات علمی دکتر غلامرضا جمشیدی‌ها، جامعه‌شناس و رئیس سابق دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تجلیل به‌عمل آمد.


جمشیدی‌ها در این نشست ضمن اشاره به سوابق تحصیلی و پژوهشی خود در سال‌های گذشته، اظهار داشت: جامعه‌شناسی اساساً دانشی تاریخی است، به این معنا و مفهوم که جامعه‌شناسان، علیرغم تفاوت در رویکردها و مکاتب، همواره به دنبال پاسخگویی به سؤالاتی راجع به تحولات تاریخی جوامع بوده‌اند و لذا درک و فهم تحولات و دگرگونی‌های اجتماعی بدون توجه به زمینه‌ها و مسیر تاریخیِ شکل‌گیری آن‌ها میسر نیست.


وی همچنین با بیان این‌که مطالعه آثار ابن‌‌خلدون در دوره دکتری در شکل‌گیری چارچوب نظری‌اش به‌منظور تحلیل تحولات اجتماعی و تمدنی تأثیرگذار بوده است، افزود: از جمله مؤلفه‌های مهم اندیشه ابن‌خلدون ناظر به آغاز تحلیل اجتماعی از مباحث انسان‌شناختی بوده است، کما این‌که او در تبیین زندگی اجتماعی، ضرورت حکومت و چگونگی شکل‌گیری نظم، به ویژگی‌های آدمی توجه نموده و البته در کنار استدلال‌های مربوط به خود، از آیات و روایات نیز بهره می‌گیرد.


این جامعه‌شناس در ادامه با اشاره به بحث «مدنی‌ بالطبع بودن انسان» گفت: ابن‌ خلدون صرفاً به بیان ضرورت اجتماع انسانی اکتفا نمی‌کند، بلکه مسئله امکان تجاوز و ستم در روابط انسان‌ها و ضرورت وجود قدرتی برای جلوگیری از تعدی افراد و گروه‌ها به یکدیگر را نیز مطرح می‌کند.


وی همچنین یادآور شد: توجه ابن‌ خلدون به ویژگی‌های انسان، تأثیر محیط بر او، صورت‌های مختلف اجتماع و چگونگی پیدایش دولت، مجموعه‌ای به‌ هم‌ پیوسته از مباحث را شکل می‌دهد که می‌توان از آن برای فهم تحولات اجتماعی استفاده نمود.


رئیس سابق دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تشریح نظریه «دولت و تمدن» بیان داشت: یکی از سؤالات مهم و اساسی این است که چرا در دوره‌های مختلف تاریخی، کانون قدرت سیاسی و شکوفایی علمی و تمدنی جابجا شده است؛ چرا جامعه‌ای در یک مقطع تاریخی از قدرت و تولید علمی برخوردار بوده، اما در دوره‌ای دیگر جایگاه پیشین خود را از دست داده است؟


وی البته پاسخ به این پرسش را مستلزم توجه جدی به نقش دولت دانست و گفت: در این چارچوب، حکومت و جهت‌گیری آن در شکل‌گیری و گسترش تمدن نقش محوری دارد و توسعه شهرها، رونق اقتصاد و تولید و گسترش دانش را باید در نسبت با ساختار و اندیشه حاکم بر دولت مورد بررسی قرار داد.
جمشیدی‌ها همچنین با بیان این‌که دولت‌ها از حیث چگونگی دستیابی به قدرت و نوع مدیریت جامعه یکسان نیستند، خاطرنشان کرد: صرف وجود دولت، کیفیت یکسانی از پیشرفت را به همراه ندارد، چه آن که سطح و چگونگی توسعه علمی و اجتماعی، به نوع تفکر و عملکرد حکومت نیز وابسته است.


وی، تمرکز قدرت سیاسی در مقاطعی از تاریخ اسلام را از زمینه‌های گسترش فعالیت‌های علمی برشمرد و خواستار مطالعه دقیق‌تر تجربه‌های تاریخی جهان اسلام در این زمینه شد.
این جامعه‌شناس در ادامه، تحولات ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی را نمونه‌ای برای کاربست چارچوب نظری خود دانست و گفت: یکی از راه‌های مطالعه این تحولات، بررسی دولت‌های مختلف و شناخت اولویت‌ها و جهت‌گیری‌های هر یک از آن‌هاست.


وی در دوره‌بندی پیشنهادی خود، سال‌های نخست انقلاب تا پایان جنگ تحمیلی را دوره غلبه ایمان و روحیه ایثار توصیف کرد و سپس به دوره سازندگی، دوره طرح توسعه سیاسی و گفتگوی تمدن‌ها، دوره تأکید بر عدالت‌خواهی و بازگشت به اصول و دوره طرح رویکرد «برد ـ برد» در سیاست خارجی اشاره کرد.
وی همچنین با اشاره به اهمیت تغییر دولت‌ها ابراز داشت: تغییر دولت‌ها صرفاً به معنای جابجایی مدیران نیست، بلکه می‌تواند با تغییر در اولویت‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی توأم شود.


جمشیدی‌ها در نقد سیاست‌های دوره سازندگی، آن‌ها را در امتداد الگوی نوسازی پیش از انقلاب ارزیابی کرد و مهاجرت روستاییان به شهرها و گسترش حاشیه‌نشینی را از پیامدهای این رویکرد دانست.


وی همچنین این دیدگاه را مطرح کرد که با وجود نقش تعیین‌کننده مردم و نیروهای مؤمن و ایثارگر در پیروزی و دفاع از انقلاب اسلامی، جهت‌گیری مدیریت اجرایی کشور در همه دوره‌ها با آرمان‌ها و رویکردهای این نیروها یکسان نبوده است.


جمشیدی‌ها در بخش دیگری از سخنان خود، تفاوت سیاست‌های فرهنگی و نحوه مواجهه با مسائل دانشگاه‌ها را نیز از نمونه‌های تأثیر تغییر دولت‌ها بر فضای اجتماعی دانست و با استناد به فرازهایی از رهنمودهای امام راحل بیان داشت: در نگاه حضرت امام(ره)، اصلاح جامعه از اصلاح صاحبان قدرت و مسئولیت جدا نیست و ضرورت تزکیه و خودسازی برای دولتمردان، به دلیل دامنه اثرگذاری تصمیم‌ها و رفتار آنان، اهمیت بیشتری دارد.


وی همچنین با استناد به کلامی از امیرالمؤمنین(ع)، تغییر در حکومت و جهت‌گیری حاکمان را در دگرگونی شرایط اجتماعی مؤثر دانست و این مضمون را با چارچوب نظری خود درباره نقش دولت در تحولات جامعه مرتبط ارزیابی کرد.


عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در ادامه بر لزوم شناخت میراث علمی مسلمین تأکید کرد و افزود: واقعیت امر آن است که اطلاع و آگاهی عمومی از سهم تمدن اسلامی در تاریخ دانش بشری، متناسب با گستردگی و ضریب نفوذ این میراث ارزشمند نبوده است.


وی همچنین با اشاره به جایگاه دانشمندانی همچون خواجه نصیرالدین طوسی و ابوعلی سینا، بر ضرورت معرفی دقیق‌تر خدمات علمی متفکران مسلمان تأکید کرد.
جمشیدی‌ها همچنین با اشاره به کتاب «فرهنگ اسلام در اروپا» اثر زیگرید هونکه اظهار داشت: مطالعه آثاری از این دست می‌تواند شناخت دانشجویان را از تأثیر تمدن اسلامی بر تحولات علمی و فرهنگی جهان افزایش دهد.


وی ضمن طرح بحث تفاوت مبانی انسان‌شناختی در سنت‌های فکری، خواستار مطالعه انتقادی آثار متفکران غربی شد و با اشاره به برداشت خود از بخش‌هایی از کتاب «سیاست» ارسطو گفت: ما باید به سمت نقد و تحلیل دیدگاه‌های ارسطو مبتنی بر برتری تبار و برخورداری اجتماعی رفته و بدانیم که آن‌ها با شالوده تفکر و اندیشه انقلاب اسلامی ناظر به بحث دفاع از مستضعفان، کاملاً متمایز و متفاوت است.


این استاد جامعه‌شناسی همچنین با ارجاع به مطالبی از شهید مرتضی مطهری در کتاب «حماسه حسینی» درباره خشونت در تاریخ غرب ابراز داشت: تحول ابزارها و فناوری‌ها را نباید به‌ تنهایی نشانه تعالی اخلاقی جوامع دانست، چه آن که پدیده‌هایی همچون سلطه‌طلبی، ستم و کشتار در دوران جدید نیز استمرار یافته‌اند و امروز ما در بررسی عملکرد سران آمریکا و برخی کشورهای اروپایی باید از تعبیر «مغول‌های کراواتی» استفاده کنیم.


وی در پایان با بیان این که مطالعه و تدریس جامعه‌شناسیِ امروز، به معنای آن نیست که ما بخواهیم بلندگوی غرب باشیم، گفت: بحث مطالعه جامعه‌شناسی غربی متمایز از بازگویی غیر انتقادی آن است، ضمن آن که در کنار شناخت نظریه‌های غربی، باید اندیشه‌های متفکران مسلمان و ظرفیت‌های فکری موجود در آثار بزرگانی همچون امام خمینی (ره) و دیگر اندیشمندان اسلامی را نیز به‌ صورت جدی وارد مباحث علوم اجتماعی کرد.

 

  • فکرت
  • علوم انسانی
  • جامعه شناسی
  • غلامرضا جمشیدی‌ها
  • نگاه تمدنی

آخرین مطالب اندیشه ای

پربازدیدترین مطالب اندیشه ای

مطالب اندیشه ای مشابه

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.