ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/htbag17y

پیوند کپی شد ✅

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/article/slug/%D9%87-2%8715dfsg2634135

معمای «میزهای چپه‌نشده» و تراژدی هشت اکتبر

چرا یحیی سنوار در صبحگاه طوفان به دکترین «جنگ فرسایشی» شلیک کرد؟

سیما فکر
سیما فکر
معمای «میزهای چپه‌نشده» و تراژدی هشت اکتبر
  • 2

  • 0

  • 0

در زمانه‌ای که غبار جنگ و هیاهوی رسانه‌ای، مجال تفکر عمیق و واکاوی ریشه‌های استراتژیک بحران خاورمیانه را از نخبگان و جامعه سلب کرده است، پلتفرم ویدئورسانه فرهنگ و سیاست ایران، «سیمافکر»، در قالب برنامه‌ای تحلیلی تحت عنوان «رادیو سیمافکر»، نشستی انتقادی و راهبردی را برگزار کرد. این نشست که در آستانه سومین سالگرد عملیات بزرگ هفتم اکتبر (مهر ۱۴۰۵) تدارک دیده شده بود، میزبان آقای محمد اصغری، تحلیلگر و پژوهشگر مسائل راهبردی منطقه بود. هدف از این گفتگو، عبور از روایت‌های ژورنالیستی و تقلیل‌گرایانه، و رمزگشایی از منطق چرخش استراتژیک مقاومت غزه از دکترین «جنگ فرسایشی» به «حمله پیش‌دستانه» بود. آنچه در ادامه می‌خوانید، گزارش کامل از نکات مطرح شده در این هم‌اندیشی است که تلاش می‌کند نسبت ایران و سایر اضلاع محور مقاومت را با این دگردیسی تاریخی روشن سازد.


تاریخ منازعه در خاورمیانه ریشه در دهه‌ها اشغالگری، از زمان فروپاشی عثمانی و جنگ‌های جهانی تا تاسیس رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ دارد. با این حال، تمام اتفاقات پرسرعت، پرشدت و ویرانگری که در چند سال اخیر شاهد آن بوده‌ایم، با یک جرقه عظیم به نام «طوفان‌الاقصی» آغاز شد. گره کور ماجرا و بحران تحلیلی ما دقیقا در مواجهه با همین «نقطه عطف» نهفته است. محور مقاومت ده‌ها سال با اتکا به دکترین «جنگ فرسایشی» پیش می‌رفت؛ با این پیش‌فرض که رژیم صهیونیستی فاقد تاب‌آوری لازم برای تحمل یک نبرد طولانی است و با بالا بردن تدریجی هزینه‌ها (همچون الگوی آزادسازی جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰)، می‌توان دشمن را به عقب‌نشینی واداشت. اما چرا یحیی سنوار ناگهان این استراتژی ریشه‌دار را کنار گذاشت و دست به عملیاتی زد که ماهیتی کاملا مغایر با «فرسایش» داشت؟ مسئله این گزارش، نقد تقلیل‌گرایی در فهم طوفان‌الاقصی و واکاوی اختلال در دستگاه محاسباتی محور مقاومت است. چرا هشدارهای استراتژیک غزه پیش از طوفان شنیده نشد؟ چرا ایران و متحدانش در فردای عملیات، به جای تکمیل پازل «تغییر نظم»، در ایستگاه «مدیریت تنش» متوقف شدند؟ ما در پی کالبدشکافی این حقیقت هستیم که چگونه دلبستگی به گزاره‌های رهزن و تحلیل‌های موهوم، باعث شد تا طوفان نجات‌بخش هفتم اکتبر، با انفعال دیپلماتیک در هشتم اکتبر، هزینه‌های سنگینی را بر دوش مقاومت بار کند.


۱. شلیک به افسانه «حاج کاظم»؛ طوفان‌الاقصی یک جنون لحظه‌ای نبود
محمد اصغری در آغاز این نشست، به نقد صریح و بی‌رحمانه روایت‌های تقلیل‌گرایانه و عامیانه‌ای می‌پردازد که درباره ریشه‌های هفتم اکتبر در جامعه و حتی محافل نخبگانی ترویج شده است. یکی از خطرناک‌ترین این روایت‌ها، تشبیه یحیی سنوار به شخصیت «حاج کاظم» در فیلم آژانس شیشه‌ای است؛ روایتی که می‌گوید سنوار ناگهان عصبانی شد، از وضعیت به ستوه آمد، گلنگدن را کشید و بی‌محابا به شیشه کوبید و مجموعه‌ای از حوادث غیرقابل کنترل را رقم زد.


اصغری این نگاه را به شدت خام‌اندیشانه و حداقلی می‌داند. پیش‌فرض پنهانِ این روایتِ مسموم این است که گویی پیش از هفتم اکتبر، تمام روندها و رویه‌های منطقه‌ای «تحت کنترل» و «مطلوب» بود و طوفان‌الاقصی صرفا جرقه‌ای نابجا در یک انبار پنبه بود که همه‌چیز را به هم ریخت. اما واقعیت میدانی کاملا متفاوت بود. فرماندهی حماس پس از راهپیمایی‌های بزرگ بازگشت و به ویژه پس از عملیات «سیف‌القدس»، به یک جمع‌بندی استراتژیک و قطعی رسیده بود: دشمن در حال تغییر مدل مواجهه است و قصد دارد مسئله فلسطین را از اساس «منحل» کند. آخرین قطعات پازل عادی‌سازی روابط (تطبیع) در حال چیده شدن بود، رژیم صهیونیستی با تفکیک جبهه‌ها، حملات تهاجمی خود را بر سوریه متمرکز کرده و برای حمله به لبنان یراق کرده بود. از همه مهم‌تر، اسناد و اطلاعات دقیق حماس نشان می‌داد که اسرائیل به آمادگی صددرصدی برای بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران دست یافته است. طوفان‌الاقصی در چنین ظرف زمانی ملتهبی شکل گرفت؛ نه به عنوان یک عصیان کور، بلکه به عنوان یک «ضرورت راهبردیِ پیشگیرانه».


۲. نامه‌های هشدارآمیز سنوار و هراس از «چپه شدن میزها»
بخش شگفت‌انگیز تحلیل اصغری، پرده‌برداری از مستندات، مکاتبات و صورت‌جلسات محرمانه‌ای است که نشان می‌دهد یحیی سنوار بوی این جهش خطرناک را ماه‌ها و سال‌ها پیش از طوفان استشمام کرده بود. سنوار در نامه‌نگاری‌های مستمر خود از سال ۲۰۱۹ با رهبران حماس (اسماعیل هنیه، صالح العاروری، خالد مشعل) و مقامات ارشد محور مقاومت از جمله سید حسن نصرالله و فرماندهان ایرانی، مدام هشدار می‌داد که اسرائیل برنامه‌ای جدی برای انهدام تاسیسات هسته‌ای ایران، به هم ریختن سوریه و نابودی زیرساخت‌های راهبردی در لبنان دارد.


اما در برابر این آژیرهای خطر، رویکرد تهران چه بود؟ اصغری با استناد به مکاتبات سنوار به هنیه (یک سال پیش از طوفان)، رویکرد محافظه‌کارانه ایران را کالبدشکافی می‌کند. سنوار با تعجب می‌نویسد که ایرانی‌ها با وجود ترورهای دردناکی چون شهادت حاج قاسم سلیمانی، عماد مغنیه و شهید فخری‌زاده، همچنان به دنبال مدیریت اوضاع هستند، به گونه‌ای که «نه ظرفی شکسته بشود و نه میزی چپه بشود». افق دید مقاومت فلسطین با افق ایران فاصله معناداری پیدا کرده بود. تهران به دلیل واهمه از ورود مستقیم آمریکا به جنگ و قرار گرفتن زیرساخت‌های استراتژیک خود زیر ضربات واشنگتن، به دنبال «توزیع تنش» بود.


این اختلاف استراتژیک در طراحی‌های عملیاتی نیز خود را نشان می‌داد. پلن ایران این بود که اگر اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای‌اش حمله کرد، حماس به عنوان یک عاملِ واکنش ثانویه وارد عمل شود. اما در اتاق فکرهای غزه، این نگاه تقلیل‌گرایانه پذیرفتنی نبود. حماس معتقد بود که موازنه بازدارندگی با طرح‌های ترامپ و ماشین ترور رژیم صهیونیستی به هم خورده است و محور مقاومت باید پیش از آنکه فاجعه رخ دهد، با یک «ضربه مشترک و پیش‌دستانه»، موازنه را ترمیم کند. سنوار از رهبران حماس می‌خواست تا با ایران گفتگوی جدی کنند و به آن‌ها تفهیم نمایند که اگر به دنبال تحقق آرمان‌های امام خمینی، عبور از منازعات فرقه‌ای، در هم شکستن ائتلاف رژیم‌های سرسپرده منطقه، حفظ بازدارندگی هسته‌ای و نجات سوریه و لبنان هستند، باید افق دید خود را گسترده‌تر کرده و «جرات یک تصمیم متفاوت» را به خود بدهند. در نهایت، چون این هشدارها شنیده نشد، غزه منتظر نماند تا فاجعه درِ خانه‌اش را بکوبد و آخرین ورق ممکن را به تنهایی بازی کرد.


۳. توهمات رهزن؛ سراب فروپاشی از درون و ترس‌های ساختگی
محمد اصغری در ادامه نشست رادیو سیمافکر، به آسیب‌شناسی دستگاه محاسباتی مقاومت می‌پردازد و بزرگترین پاشنه آشیل را گرفتار شدن در حلقه «تحلیل‌های رهزن» می‌داند. در یک دهه گذشته، مجموعه‌ای از افسانه‌ها در ذهن سیاست‌گذاران رسوب کرده بود؛ از جمله «فروپاشی اسرائیل از درون»، «موج مهاجرت معکوس» و این دروغ بزرگ که «اسرائیل تحمل جنگ بلندمدت را ندارد».


اصغری با صراحت ریشه این تحلیل‌های کودکانه را فاش می‌کند: این ایده‌ها دقیقا از میلی نشأت می‌گرفت که می‌خواست خود را «بیرون از منازعه» تعریف کند. هرگاه مقاومت می‌خواست عاملیت خودبنیادانه‌ای برای پیشبرد مسئله فلسطین نشان دهد، عده‌ای در داخل با این بهانه که «دست نزنید، اسرائیل در حال فروپاشی است»، این عاملیت را منجمد می‌کردند و مدام تاریخ انقضای رژیم صهیونیستی را از ۲۰۱۸ به ۲۰۲۰ و سال‌های بعد تمدید می‌نمودند. افسانه تفکیک آمریکا از اسرائیل نیز خطای فاحش دیگری بود که حتی پس از خوردن شلاق‌های سخت در جنگ‌های اخیر، هنوز هم در بیانیه‌های برخی نهادها دیده می‌شود.


این تحلیلگر مسائل راهبردی، به اختلالات تعمدی در مکانیسم‌های شناختی جامعه ایران نیز اشاره می‌کند. وی معتقد است برخلاف ادعای محافظه‌کاران که می‌گفتند «جامعه به جنگ مشروعیت نمی‌دهد»، اتفاقا افکارسنجی‌ها نشان می‌داد که ایده ضربه پیش‌دستانه در میان مردم در حال رشد بود. مشکل اینجا بود که سیاست‌گذاران فرهنگی و شناختی کشور، اجازه ندادند جامعه، «عظمت خطر» را حس کند. آن‌ها با ماسکه کردن خطر، حتی اجازه ندادند جامعه ایران بر سر شهادت سید حسن نصرالله یک «سوگ عمیق» را تجربه کند و یا پس از ترور هنیه در قلب تهران، «ترس واقعی» را لمس نماید. وقتی احساسات طبیعی جامعه سرکوب و دستکاری می‌شود، طبعا مردم ضرورت یک پاسخ سخت و قاطع را درک نمی‌کنند. این عدم خودباوری تا جایی پیش رفت که حتی در عالی‌ترین سطوح نیز عده‌ای می‌گفتند «اگر آمریکا را بزنیم، در کشور قحطی نان می‌شود!»؛ ادعایی که پس از حمله به عین‌الاسد پوچ بودن آن ثابت شد.


۴. مصیبت هشت اکتبر؛ پالس‌های مسموم دیپلماتیک و توقف در ایستگاه «مدیریت تنش»
یکی از کوبنده‌ترین مفاهیمی که در این گزارش اندیشه‌ای تولید شده است، مفهوم «مصیبت هشت اکتبر» است. اصغری تاکید می‌کند که هرچند هفتم اکتبر یک انتخاب کاملا درست و مبتنی بر زمان‌سنجی دقیق بود، اما مصیبت محور مقاومت از روز هشتم اکتبر آغاز شد. بلافاصله پس از عملیات طوفان‌الاقصی، اولین پالس دیپلماتیکی که از سوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران به کشورهای منطقه مخابره شد (به اذعان وزیر خارجه شهید)، دادن این اطمینان خاطر بود که «ایران در پی کنترل تنش است».


اشتباه استراتژیک دقیقا از همین نقطه آغاز شد. در منطق روابط بین‌الملل، وقتی شما بارقه‌ای از رفتار تغییردهنده نظم و معادله را خلق می‌کنید، اگر بلافاصله پس از آن پالس احتیاط بفرستید و نشان دهید که توان تحمل ریسک آن شوک را ندارید، دشمن جری‌تر شده و شما باید پیِ شوک‌های مرگبارتری (نظیر ترورهای زنجیره‌ای) را به تن بمالید. این انفعال در سراسر جبهه‌های مقاومت تکرار شد. وقتی یمن رفتاری خارج از ریتم محافظه‌کارانه انجام داد، ما سعودی و یمن را به صلح دعوت کردیم. وقتی مقاومت عراق ضربات مهلکی به پایگاه‌های آمریکایی وارد کرد، ما رسما مداخله کردیم تا عملیات‌ها متوقف شود. نتیجه چه بود؟ در هر دو مرحله‌ای که مقاومت کنترل شد، آمریکا و اسرائیل مرگبارترین ضربات را وارد کردند. شهادت سید حسن نصرالله دقیقا در روزهایی رقم خورد که واشنگتن در حال پیشبرد بازی فریبکارانه «مذاکره و میانجی‌گری» برای جبهه لبنان بود.


اصغری با انتقاد از این رویکرد بیان می‌کند که ایران نتوانست تصویر روشنی از «به هم ریختن نظم منطقه» به جامعه و جهان مخابره کند. قرار نبود با به هم ریختن نظم، همه‌چیز کن‌فیکون شود؛ بلکه استراتژیست هوشمند کسی است که بتواند از دل بی‌نظمی و آنومی، هندسه و پیوندهای جدیدی بسازد. اما چون به ما جرات فکر کردن در شرایط بی‌نظمی داده نشده بود، حتی در اوج درگیری‌ها، نگران فروش نفت از طریق امارات بودیم و تمام امکان‌ها و ابزارهای متکثر خود را یکی پس از دیگری مسدود کردیم.


۵. ابتذال در فهم نظم جدید؛ از رویای توافقات سوخته تا توهم تطمیع ترامپ
در بخش پایانی نشست سیمافکر، رفتار جریان‌های سیاسی داخلی در مواجهه با جنگ به بوته نقد کشیده می‌شود. اصغری با اشاره به ادبیات سیاسی افرادی چون محمدباقر قالیباف، این رویه را به شدت سطحی و مبتذل می‌داند. قالیباف برای توجیه تفاهمات گذشته خود (نظیر توافق اسلام‌آباد) مدام از عباراتی چون «معادلات جدید منطقه» و «نظم جدید» استفاده می‌کند، گویی جنگ تمام شده و اکنون زمان تقسیم غنائم در دل این نظم جدید است. اصغری با طرح یک چالش جدی می‌پرسد: در این نظم جدید ادعایی شما، چگونه است که حتی اختیار باز نگه داشتن فرودگاه نجف یا آسمان کشورهای همسایه را ندارید و با یک اشاره آمریکا، تمام رژیم‌های منطقه آسمانشان را به روی پروازهای ایرانی می‌بندند؟ ما حرکت کردیم تا نظم را تغییر دهیم، اما چون اقتدار لازم را به خرج ندادیم، هیچ میخی را محکم نکوبیدیم. در یک جنگ وجودی، نمی‌توان در دل نظمِ ساخته‌شده توسط دشمن، جان سالم به در برد.


این اختلال شناختی در مواجهه با آمریکا و پدیده «دونالد ترامپ» نیز به اوج خود می‌رسد. اصغری از رویکرد رسانه‌هایی که ترامپ را صرفا یک «قمارباز احمق و دمدمی‌مزاج» به تصویر می‌کشند، به عنوان یک «خیانت و ترور شناختی» یاد می‌کند. ترامپ یک مجنون پریشان نیست، بلکه برآیند ۳۰ سال سرمایه‌گذاری متمرکز لابی صهیونیستی و امپریالیستی برای تغییر ساختار قدرت در آمریکاست. اوج بلاهت جریان‌های اصلاح‌طلب و برخی نمایندگان مجلس در این بود که در میانه جنگ خونین ۴۰ روزه، پیشنهاد می‌دادند که «بسته‌های اغواکننده و سودآور اقتصادی به ترامپ بدهیم تا با پول تطمیع شود و کاری با ما نداشته باشد!». این درک فاجعه‌بار از اقتصاد سیاسی آمریکا نمی‌فهمد که ترامپ برای امتیاز دادن نیامده است و تا پایان دوره‌اش در سال ۲۰۲۹، سخت‌ترین ضربات را بر پیکره مقاومت طراحی خواهد کرد.


فرجام سخن؛ بازگشت به رویکرد مکتبی در نقد و دفاع از مقاومت
محمد اصغری نشست رادیو سیمافکر را با یک جمع‌بندی مهم به پایان می‌رساند. وی تاکید می‌کند که برای پیشبرد امر مقاومت، خون‌های پاک رهبران و مجاهدان بسیاری بر زمین ریخته شده است و تمامی این انتقادات، هرگز به معنای انکار آن فداکاری‌های خالصانه نیست. با این حال، اگر امروز درِ گفتگوی انتقادی صریح پیرامون آسیب‌شناسی مقاومت و بررسی خطاهای استراتژیک باز نشود، صداهای سازشکار، اراده‌های تخریب‌گر و جریان‌های غرب‌گرا در کمین نشسته‌اند تا با سوءاستفاده از این ضعف‌های محاسباتی، اساساً کل سفره مقاومت را برای همیشه جمع کنند. مقاومت نیازمند شجاعت در بازنگری سیاست‌هاست؛ شجاعتی که می‌پذیرد برای پیروزی در جنگ وجودی، گاهی چاره‌ای جز شکستن ظرف‌ها و چپه کردن میزِ بازی دشمن وجود ندارد.

  • فکرت
  • یحیی سنوار
  • سیمافکر
  • غزه
  • منطق مقاومت
  • 0:00 0:00
    سرعت
  • آخرین مطالب اندیشه ای

    پربازدیدترین مطالب اندیشه ای

    • معمای هایدگر در تهران

      گفتاری از بیژن عبدالکریمی درباره این‌که چرا فلاسفه ایرانی در هزارتوی غرب‌زدگی گم شده‌اند؟

      خبرگزاری تسنیم
      خبرگزاری تسنیم
    • سقوط در برج عاج

      چگونه کارخانه روشنفکری ایران به تسخیر سلبریتی‌ها و اسب تروا رسانه درآمد؟!

      فرهیختگان
      فرهیختگان
    • می‌فروشم، پس هستم!

      برای شکست‌‌دادن نئوفیلمفارسی، سخن‌گفتن درباره‌ی ابتذال کافی نیست. باید اقتصاد و سیاستی را تغییر دهیم که ابتذال را به یک انتخاب منطقی برای سرمایه‌گذار تبدیل کرده است.

      خبرگزاری تسنیم
      خبرگزاری تسنیم
    • فروپاشی کسب‌وکار من است

      در نزد آزاد ارمکی دانشگاه و سیاست از هم جدا نیست. البته جریان سکولار همواره پرچم جدایی دین و هنر و علم و... از سیاست را برافراشته است اما در این مورد انگار باید این اصل را کنار گذاشت.

      سوره
      سوره
    • چپ و سرمایه‌داری بحران‌زده

      یوسف اباذری به بهانه انتشار ترجمه کتاب «چپ ووک نیست» نوشته سوزان نیمن، سخنانی درباره وضعیت چپ‌ها و سرمایه‌داری بحران زده، بیان داشته است.

      ایبنا
      ایبنا
    • معضل «ناجنبش‌ها» و اقتصاد نفتی ایران

      توسعه ما همچنان گرفتار اقتصاد نفتی است و ما اگرچه تلاش‌هایی در این چهار دهه کرده‌ایم که صنعتی شدن و رشد در ایران پا بگیرد و نظام مالیات گسترده شود، اما همچنان گرفتار هستیم.

      روزنامه اطلاعات
      روزنامه اطلاعات
    • چطور به توسعه ایرانی برسیم؟

      توسعه نیازمند اعتماد است. سرمایه اجتماعی یعنی اینکه مردم، نهادها و گروه‌های مختلف باور داشته باشند همکاری با یکدیگر امکان‌پذیر و نتیجه‌بخش است.

      خبرگزاری مهر
      خبرگزاری مهر
    • کجاست مثل خدیجه؟

      یادداشتی از حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد رودگر به مناسبت سالروز وفات حضرت خدیجه(س)

      روزنامه رسالت
      روزنامه رسالت
    • ماه بعثت چشم‌ها و خیزش اشک‌ها

      محرم، ماه خیزش اشک‌هاست؛ اما نه اشکی که از سر ضعف و اندوه صرف جاری شود. اشک عاشورا، اشک معرفت است. اشکی است که چشم را به دیدن حقیقت عادت می‌دهد.

      روزنامه رسالت
      روزنامه رسالت

    مطالب اندیشه ای مشابه

    دیدگاه ها

    برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.