ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/izr3obuq

پیوند کپی شد ✅

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/article/slug/%D9%87-2%8715dfsg2634135

کالبدشکافی مقاومت و بقای ملی در عصر بی‌زمین‌سازی سوژه

گفتگو با امید مهرگان: ایران در آستانه‌ی یک دو راهی سرنوشت‌ساز؛ جایی که مرز میان «مطالبه‌گری اصیل» و «پیاده‌نظامِ جنگ شناختی» باریک‌تر از همیشه شده

پادکست اتاق جنگ
پادکست اتاق جنگ
کالبدشکافی مقاومت و بقای ملی در عصر بی‌زمین‌سازی سوژه
  • 4

  • 0

  • 0

گزارشی از گفتگوی تحلیلی درباره کالبدشکافی وضعیت سیاسی و جریان‌های چپ، پادکست اتاق جنگ با امید مهرگان(نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی):
 
ایران امروز در یکی از پیچیده ترین و خطیرترین تقاطع های تاریخی خود ایستاده است؛ تقاطعی که در آن مفاهیمی چون مقاومت، امنیت ملی و عدالت اجتماعی در زیر آوار بحران های اقتصاد سیاسی و جنگ های شناختی در حال تغییر شکل و استحاله هستند. در این میان، وقایع دی ماه به عنوان یک نقطه عطف تاریخی، همچنان مانند یک گسل فعال بر سپهر سیاسی ایران سایه افکنده است. برای فهم این دوران گذار و کالبدشکافی وضعیت سیاسی فعلی، دیگر نمی توان به تحلیل های تقلیل گرایانه، کلیشه های ژورنالیستی سطحی و تئوری های وارداتی بسنده کرد. ما نیازمند یک جراحی عمیق انتقادی هستیم تا دریابیم چگونه کج فهمی های تئوریک در کنار سیاست های اقتصادی رهاشده، بقای ملی را در برابر توهمات رهایی بخش خارجی به چالش کشیده اند.


سندرم ترجمه کور؛ نقد نگاه اروپامحور به مفهوم دولت و امنیت ملی
یکی از مهلک ترین آسیب های جریان روشنفکری و دانشگاهی در ایران، ابتلا به سندرم ترجمه بدون زمینه و اتخاذ نگاهی کاملا اروپامحور به مفاهیم بنیادین علم سیاست است. روشنفکر وطنی، با وام گیری طوطی وار از نظریات انتقادی غربی، مفهوم دولت و امنیت ملی را دقیقا با همان عینکی قضاوت می کند که یک نظریه پرداز فرانسوی یا آلمانی در قلب اروپای باثبات پس از جنگ جهانی دوم می بیند. در این دستگاه محاسباتی معیوب، حاکمیت و دولت مستقر همواره به عنوان یک هیولای سرکوبگر و عامل اصلی محدودیت آزادی ها تقلیل می یابد، بی آنکه به واقعیت های خشن، ژئوپلیتیک ملتهب و تاریخ پرآشوب خاورمیانه کمترین توجهی شود.


در اروپا، شکل گیری دولت ملی محصول قرن ها جنگ خونین و معاهداتی نظیر وستفالیا است و اکنون این مفهوم تثبیت شده تلقی می شود. اما در خاورمیانه، وضعیت کاملا دگرگون است. در منطقه ای که فروپاشی دولت مرکزی به معنای افتادن در ورطه جنگ های داخلی بی پایان، بالکانیزاسیون، تجزیه سرزمینی و ظهور توحش تکفیری است، امنیت ملی صرفا یک مفهوم پلیسی و پادگانی نیست؛ بلکه دقیقا پیش شرط وجودی هرگونه کنش مدنی، حیات اجتماعی و توسعه اقتصادی است.


روشنفکرانی که با نادیده گرفتن این تفاوت هستی شناختی به تضعیف ایده دولت ملی می پردازند، عملا جاده صاف کن پروژه های ویرانگری می شوند که هدفشان نه استقرار دموکراسی، بلکه فروپاشی شیرازه سرزمینی است. آنها از درک این بدیهیات عاجزند که در هیاهوی خاورمیانه، یک دولت مقتدر ملی، تنها سپر حفاظتی جامعه در برابر هجوم امپریالیسم و غارت نظام سرمایه داری جهانی است. تقلیل دادن اقتدار ملی به استبداد، خطای شناختی بزرگی است که راه را برای مداخلات بیگانه هموار می کند.


پروژه بی زمین سازی؛ تسلیحاتی کردن مطالبات مدنی در عصر جنگ شناختیدر سال های اخیر، ماشین رسانه ای و اتاق فکرهای نظام سلطه، پروژه ای بسیار پیچیده و چندلایه را تحت عنوان بی زمین سازی سوژه ایرانی کلید زده اند. هدف غایی این پروژه، قطع ارتباط ارگانیک شهروند ایرانی با تاریخ، جغرافیا، سنت ها، دستاوردها و واقعیت های مادی سرزمینش است. در این فرآیند مهندسی شده که از طریق الگوریتم های شبکه های اجتماعی و امپراتوری رسانه های ماهواره ای تغذیه می شود، سوژه ایرانی از ریشه های خود کنده شده و به یک انسان معلق، خشمگین، سرخورده و عاری از تعلق خاطر ملی تبدیل می شود؛ انسانی که تمام آرزوها و آرمان شهر خود را صرفا در پیوستن به یک ناکجاآباد غربی جستجو می کند.


خطرناک ترین خروجی این بی زمین سازی هویتی، تسلیحاتی کردن مطالبات مدنی است. خواسته های کاملا برحق صنفی، اقتصادی، کارگری و زیست محیطی مردم که منطقا باید در چارچوب یک گفتگوی ملی و به منظور اصلاح رویه های غلط مطرح شوند، بلافاصله توسط شبکه های رسانه ای فرامرزی مصادره شده و به سلاحی کشنده برای شلیک به قلب حاکمیت ملی تبدیل می گردند. در این پلتفرم های هدایت شده، دغدغه های معیشتی کارگران یا مطالبات اجتماعی جوانان دیگر به دنبال یافتن راه حل ساختاری نیستند، بلکه صرفا به عنوان هیزمی برای شعله ور کردن ماشین براندازی مورد سوءاستفاده قرار می گیرند. این گونه است که سوژه مطالبه گر داخلی، ناخواسته و در یک مکانیسم پیچیده روان شناختی، به پیاده نظام جنگ شناختی دشمن بدل می شود.


آناتومی دی ماه؛ پایان توهمات طبقه متوسط و طغیان حاشیه نشینان
برای فهم پویایی سیاسی امروز ایران و خروج از بن بست های تحلیلی، کالبدشکافی دقیق وقایع دی ماه یک ضرورت گریزناپذیر است. دی ماه تنها یک اعتراض خیابانی گذرا نبود، بلکه یک تغییر پارادایم و یک گسل عمیق در اقتصاد سیاسی ایران به شمار می رفت که قواعد بازی را برای همیشه تغییر داد. تا پیش از آن، موتور محرک اعتراضات سیاسی غالبا طبقه متوسط شهری بود که مطالباتش عمدتا حول محور توسعه سیاسی، آزادی های مدنی و سبک زندگی می چرخید. اما دی ماه، صحنه ظهور غافلگیرکننده و فوران خشم طبقات فرودست و حاشیه نشینانی بود که زیر چرخ دنده های توسعه نامتوازن و تورم لجام گسیخته له شده بودند.


این گسیختگی ساختاری، پیامدهای سیاسی ویرانگری داشت. جریان های سیاسی سنتی و تثبیت شده اعم از چپ کلاسیک، اصلاح طلبان و حتی بخش هایی از اصول گرایان به دلیل دوری از واقعیت های کف جامعه و غرق شدن در بازی های بوروکراتیک، در برابر این خشم کور دچار غافلگیری و استیصال مطلق شدند. دی ماه نشان داد که انباشت مطالبات اقتصادی پاسخ داده نشده، می تواند به سرعت از فرم یک مطالبه مدنی خارج شده و شکل یک طغیان ساختارشکن به خود بگیرد. این نقطه عطفی بود که زنگ خطر زوال همبستگی اجتماعی را به صدا درآورد و اثبات کرد که فقدان یک نهاد میانجی واقعی برای نمایندگی کارگران و فرودستان، تا چه حد می تواند امنیت سیستم را دچار لرزه کند. صدای خفه شده حاشیه، بالاخره متن را به چالش کشید.


شوک درمانی ویرانگر؛ هیولای تورم و تعمیق شکاف های طبقاتی
ریشه بسیاری از این بحران های درهم تنیده را باید در اتخاذ سیاست های مخرب اقتصادی و تبعیت کورکورانه بوروکرات ها از نسخه های نئولیبرالیستی نهادهای مالی بین المللی جستجو کرد. اجرای سیاست موسوم به آزادسازی قیمت ها، خصوصی سازی های بی ضابطه و کالایی کردن آموزش و درمان در اقتصادی که همزمان تحت شدیدترین و ظالمانه ترین تحریم های تاریخ قرار دارد، نتیجه ای جز یک شوک درمانی ویرانگر نداشته است.


وقتی ساختار اجرایی برای جبران کسری بودجه و حل ناترازی های ناشی از سوءمدیریت، ساده ترین راه یعنی دست بردن در جیب مردم و فشار بر سفره خانوار را انتخاب می کند، عملا در حال اخذ ظالمانه ترین مالیات یعنی تورم از فقیرترین اقشار جامعه است. این دست سیاست های رهاسازی اقتصاد، نابرابری های عمیق طبقاتی را به شکل بی سابقه ای تشدید و نهادینه کرده است. در حالی که اقلیتی دلال و رانت جو با دسترسی به منابع بانکی و اطلاعات نهانی، در سایه اقتصاد تورمی هر روز فربه تر می شوند، اکثریت جامعه در یک سقوط آزاد اقتصادی، به زیر خط فقر رانده می شوند.


خطر اصلی در این معادله اینجاست که شکاف عظیم طبقاتی، دیگر صرفا یک مسئله اقتصادی خشک نیست، بلکه مستقیما به یک بحران حاد امنیتی و هویتی تبدیل می شود. وقتی جوان ایرانی احساس کند که در ساختار اقتصادی کشور هیچ جایگاه، آینده و سهمی ندارد، به راحتی در دام پروژه های بی زمین سازی افتاده و استعداد طغیان علیه کلیت ساختار را پیدا می کند. فقر، بهترین سربازگیر برای ارتش ناامیدی است.


پایان سراب رهایی؛ ضرورت احیای مسئولیت پذیری حاکمیت برای بقای ملی
در برابر این انسداد چندلایه، بخش هایی از جامعه ایران در معرض یک سراب بسیار خطرناک قرار گرفته اند: توهم مداخله خارجی و ایده رهایی از بیرون. شبکه های معاند و اپوزیسیون وابسته، با تزریق ناامیدی مطلق نسبت به ظرفیت های درونی و اصلاح ساختاری، این ایده مسموم را به صورت شبانه روزی پمپاژ می کنند که تنها راه نجات، تحریم بیشتر، مداخله سخت غرب و فروپاشی نظم موجود است.


اما تاریخ معاصر و خونین خاورمیانه از ویرانه های عراق گرفته تا لیبی و افغانستان گواه روشنی است بر اینکه سواری گرفتن روی تانک های بیگانه و دل بستن به ناجیان غربی، هرگز به دموکراسی، حقوق بشر و رفاه ختم نشده است؛ بلکه ارمغانی جز جنگ داخلی، ویرانی زیرساخت های ملی و تجزیه سرزمینی نداشته است. نسخه رهایی بخش غرب برای خاورمیانه، همواره با خون و آوارگی نوشته شده است.


پادزهر این توهم ویرانگر، تنها در یک اصل بنیادین نهفته است: پذیرش قاطع و شجاعانه مسئولیت از سوی حاکمیت در برابر دردها و رنج های جامعه. حاکمیت نمی تواند در برابر وضعیت وخیم معیشتی، سقوط ارزش پول ملی و فرسایش سرمایه اجتماعی، نقش یک ناظر بی طرف، یک تنظیم گر منفعل بازار یا صرفا یک نهاد امنیتی را ایفا کند. ایده بقای ملی در شرایط جنگ ترکیبی، نیازمند بازگشت قدرتمندانه دولت به نقش حمایتی و مداخله گرانه به نفع طبقات محروم است.


باید از ایده های تاریخ مصرف گذشته اقتصاد رهاشده و نئولیبرالیسم وارداتی عبور کرد و با حکمرانی مسئولانه، شفاف و عدالت محور، سیستم ایمنی جامعه را در برابر ویروس ناامیدی و توهم مداخله خارجی تقویت نمود. بقای ایران در این توفان منطقه ای و جهانی، نه در گرو نسخه های سراب گونه و توهم زای غربی است، و نه در تداوم سیاست های اقتصادی نابرابر؛ بلکه تنها در بازسازی پیوند ارگانیک میان حاکمیت و مردم، و التیام عملی زخم های اقتصادی طبقات فرودست نهفته است. در این نبرد وجودی، تنها راه نجات، ایستادن بر روی ظرفیت های درونی، پایان دادن به بی زمین سازی سوژه ایرانی و احیای ایده مقتدرانه دولت ملی حامی است.

 

  • جنگ شناختی
  • کودتا دی
  • عدالت اجتماعی
  • دولت ملی
  • امنیت ملی
  • نئولیبرالیسم
  • جریان شناسی فکری

آخرین مطالب اندیشه ای

  • سقوط در برج عاج

    چگونه کارخانه روشنفکری ایران به تسخیر سلبریتی‌ها و اسب تروا رسانه درآمد؟!

    فرهیختگان
    فرهیختگان
  • همبستگی تا حکمرانی

    برخلاف ساده‌اندیشان و متفکران ترجمه‌ای، مساله اصلی جمهوری اسلامی در 4 دهه گذشته، فقدان سرمایه اجتماعی یا ناتوانی جامعه در خلق همبستگی نبوده است.

    وطن امروز
    وطن امروز
  • چرا از جلال می‌ترسند؟!

    جلال آن خلأ بنیادین درون گفتمان توسعه است که این روشنفکران با انبوهی از نظریه‌های وارداتی و کلمات پرطمطراق سعی در پر کردن آن دارند.

    فرهیختگان
    فرهیختگان
  • جنگ و وجدان ملی

    مقاومت در عرصه جنگ، «وجدان ملی» را بیدار کرده و آن را به نیرویی برای انسجام و همبستگی تبدیل می‌کند.

    کانال فکرت
    کانال فکرت
  • می‌فروشم، پس هستم!

    برای شکست‌‌دادن نئوفیلمفارسی، سخن‌گفتن درباره‌ی ابتذال کافی نیست. باید اقتصاد و سیاستی را تغییر دهیم که ابتذال را به یک انتخاب منطقی برای سرمایه‌گذار تبدیل کرده است.

    خبرگزاری تسنیم
    خبرگزاری تسنیم
  • فروپاشی کسب‌وکار من است

    در نزد آزاد ارمکی دانشگاه و سیاست از هم جدا نیست. البته جریان سکولار همواره پرچم جدایی دین و هنر و علم و... از سیاست را برافراشته است اما در این مورد انگار باید این اصل را کنار گذاشت.

    سوره
    سوره
  • همبستگی تا حکمرانی

    دولت در جمهوری اسلامی به جای آنکه «کارفرمای بزرگ» باشد، باید نقش «میانجی بزرگ» را ایفا کند. دولت میانجی، به جای تصدی‌گری همه امور، وظیفه‌اش طراحی شبکه‌ای از همکاری‌هاست تا توان موجود در جامعه را به سمت حل مسائل ملی هدایت کند.

    وطن امروز
    وطن امروز
  • چپ و سرمایه‌داری بحران‌زده

    یوسف اباذری به بهانه انتشار ترجمه کتاب «چپ ووک نیست» نوشته سوزان نیمن، سخنانی درباره وضعیت چپ‌ها و سرمایه‌داری بحران زده، بیان داشته است.

    ایبنا
    ایبنا

پربازدیدترین مطالب اندیشه ای

  • می‌فروشم، پس هستم!

    برای شکست‌‌دادن نئوفیلمفارسی، سخن‌گفتن درباره‌ی ابتذال کافی نیست. باید اقتصاد و سیاستی را تغییر دهیم که ابتذال را به یک انتخاب منطقی برای سرمایه‌گذار تبدیل کرده است.

    خبرگزاری تسنیم
    خبرگزاری تسنیم
  • فروپاشی کسب‌وکار من است

    در نزد آزاد ارمکی دانشگاه و سیاست از هم جدا نیست. البته جریان سکولار همواره پرچم جدایی دین و هنر و علم و... از سیاست را برافراشته است اما در این مورد انگار باید این اصل را کنار گذاشت.

    سوره
    سوره
  • چپ و سرمایه‌داری بحران‌زده

    یوسف اباذری به بهانه انتشار ترجمه کتاب «چپ ووک نیست» نوشته سوزان نیمن، سخنانی درباره وضعیت چپ‌ها و سرمایه‌داری بحران زده، بیان داشته است.

    ایبنا
    ایبنا
  • معضل «ناجنبش‌ها» و اقتصاد نفتی ایران

    توسعه ما همچنان گرفتار اقتصاد نفتی است و ما اگرچه تلاش‌هایی در این چهار دهه کرده‌ایم که صنعتی شدن و رشد در ایران پا بگیرد و نظام مالیات گسترده شود، اما همچنان گرفتار هستیم.

    روزنامه اطلاعات
    روزنامه اطلاعات
  • چطور به توسعه ایرانی برسیم؟

    توسعه نیازمند اعتماد است. سرمایه اجتماعی یعنی اینکه مردم، نهادها و گروه‌های مختلف باور داشته باشند همکاری با یکدیگر امکان‌پذیر و نتیجه‌بخش است.

    خبرگزاری مهر
    خبرگزاری مهر
  • کجاست مثل خدیجه؟

    یادداشتی از حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد رودگر به مناسبت سالروز وفات حضرت خدیجه(س)

    روزنامه رسالت
    روزنامه رسالت
  • ماه بعثت چشم‌ها و خیزش اشک‌ها

    محرم، ماه خیزش اشک‌هاست؛ اما نه اشکی که از سر ضعف و اندوه صرف جاری شود. اشک عاشورا، اشک معرفت است. اشکی است که چشم را به دیدن حقیقت عادت می‌دهد.

    روزنامه رسالت
    روزنامه رسالت

مطالب اندیشه ای مشابه

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.