ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/e7a0bkdm

پیوند کپی شد ✅
فائزه‌سادات حسینی

جنگ؛ پایان راه یا آغاز یک آینده؟

اینکه «پایان جنگ چیست؟» را نمی‌توان فقط با تعداد سلاح‌ها، میزان خسارت یا پیروزی و شکست نظامی پاسخ داد. پایان جنگ، تا حدی به این بستگی دارد که جامعه پس از آن چه چیزی در اختیار دارد.

  • 1

  • 0

  • 0

شاید پیش از هر زمان دیگری، این روزها این سؤال برای بخشی از ما جدی شده باشد، پایان این جنگ چیست؟ آیا از این جنگ عبور می‌کنیم و می‌مانیم یا آن‌قدر از ما ویران می‌شود که چیزی برای ساختن باقی نماند؟ این سؤال، فقط یک پرسش نظامی یا سیاسی نیست؛ پرسشی درباره آینده جامعه‌ای است که در میانه جنگ ایستاده است. برای پاسخ به آن، می‌توان به دو گفت‌وگو با دو استاد علوم انسانی رجوع کرد. گفت‌وگوهایی که هر دو جنگ را پدیده‌ای تعیین‌کننده در سرنوشت جوامع می‌دانند، اما از دو زاویه متفاوت به آن نگاه می‌کنند. دکتر رحیم محمدی از «جنگ و تغییر جامعه» در مصاحبه با کانون اندیشه جوان سخن می‌گوید، و دکتر وحید سهیلی از «جنگ و ظرفیت تحول‌آفرینی»در خبرگزاری تسنیم، ابعادی را تشریح می‌سازد. تفاوت این دو نگاه فقط در انتخاب واژه‌ها نیست بلکه در تصویری است که از آینده پس از جنگ، پیش روی ما می‌گذارند.

 

دکتر رحیم محمدی تأکید دارد اگر تاریخ تمدن‌ها و جوامع را مرور کنیم، جنگ در بسیاری از مقاطع نه یک حادثه حاشیه‌ای، بلکه یکی از نیروهای اصلی شکل‌دهنده تاریخ بوده است. از پیدایش دولت‌ها و گسترش قلمروها تا فروپاشی حکومت‌ها و تغییر فرهنگ‌ها، جنگ بارها نظم موجود را برهم زده و نظم دیگری را جایگزین آن کرده است. در این نگاه، جنگ پیش از آنکه موضوع داوری درباره خوب یا بد بودن باشد، یک واقعیت تاریخی و اجتماعی است که باید سازوکار آن را شناخت.

 

همین سازوکار در امروز می‌گوید جنگ در جهان جدید دیگر الزاماً مانند گذشته عمل نمی‌کند. در گذشته، جنگی رخ می‌داد، نظمی فرو می‌پاشید و پس از آن نظم دیگری مستقر می‌شد. اما تجربه کشورهایی مانند افغانستان نشان می‌دهد که جنگ مدرن می‌تواند سال‌ها ادامه پیدا کند، نظم موجود را فرسوده کند و در نهایت از ساخت نظم پایدار عاجز بماند. از این منظر، جنگ معاصر بیش از آنکه الزاماً مقدمه ساختن باشد، می‌تواند به فرسایش طولانی‌مدت جامعه منجر شود.

 

اما درست در همین نقطه، نگاه دکتر سهیلی مسیر دیگری را باز می‌کند. او نیز منکر ویرانگری جنگ نیست؛ مسئله او اساساً چیز دیگری است. سهیلی با این تصور خطی مخالفت می‌کند که بتوان رابطه‌ای قطعی میان جنگ و عقب‌ماندگی برقرار کرد. جنگ مساوی با تخریب، تخریب مساوی با از دست رفتن سرمایه انسانی و در نهایت عقب‌ماندگی. از نظر او، چنین رابطه‌ای همه جنگ‌ها را شبیه یکدیگر فرض می‌کند و ظرفیت‌های متفاوت آنها را نمی‌بیند.

 

برای این استاد دانشگاه، پرسش اصلی این نیست که «جنگ ویران می‌کند یا نه»؛ روشن است که جنگ ویران می‌کند. پرسش مهم‌تر این است که در دل یک جنگ چه چیزی در انسان و جامعه شکل می‌گیرد؟ اگر جنگ صرفاً برای بقا، خشونت یا منافع گروهی باشد، نتیجه‌ای جز فرسایش و نابودی ندارد. اما اگر یک جنگ حامل اندیشه، آرمان و تصویری از آینده باشد؛ اگر مشارکت گسترده اجتماعی ایجاد کند و اگر وجهی رهایی‌بخش داشته باشد، می‌تواند به چیزی فراتر از تحمل ویرانی تبدیل شود. می‌تواند خلاقیت ایجاد کند، نیروهای اجتماعی تازه بسازد، انسجام ایجاد کند و جامعه را به سمت آینده‌ای متفاوت سوق دهد.

 

تفاوت این دو نگاه را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد. نگرش محمدی بنابر تغییرات جامعه در آینده پس از جنگ است لکن سهیلی، بر ساخت جامعه جنگ زده تأکید دارد.

 

از این منظر، جنگ برای دکتر محمدی بیش از هر چیز یک «عامل تغییر نظم» است. به‌عبارتی، می‌تواند دولتی را ساقط کند، تمدنی را دگرگون سازد یا ساختار اجتماعی تازه‌ای پدید آورد؛ اما الزاماً به معنای پیشرفت نیست. در همین نقطه، دکتر سهیلی جنگ را به مفهومی دیگر به‌نام توسعه پیوند می‌زند.  در نگاه او، اگر جنگ بتواند آرمان و امیدی برای آینده ایجاد کند، همین امید می‌تواند خلاقیت و نیروی اجتماعی تولید کند و از دل یک وضعیت بحرانی، ظرفیت تازه‌ای برای ساختن پدید آورد.

 

این تفاوت وقتی به وضعیت امروز ایران می‌رسیم، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. دکتر محمدی به نکته مهمی اشاره می‌کند. در شرایط جنگ، حتی کسانی که منتقد نظام سیاسی هستند، ممکن است در کنار کشور بایستند و ایران را برگزینند؛ چراکه مسئله، دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست و موجودیت کشور در معرض تهدید قرار گرفته است. این همبستگی اجتماعی، در تحلیل او وجود دارد؛ اما چندان پررنگ نمی‌شود که از دل آن، تصویری از آینده و ظرفیت تازه جامعه ایرانی ساخته شود.اینجا شاید همان حلقه مفقوده‌ای باشد که نگاه دکتر سهیلی برجسته می‌کند.


در نگرش ایشان، جامعه ما در شرایط تهدید، از اختلافات خود عبور کرد و توانست برای حفظ کشور کنار یکدیگر بایستد. حال پرسش اینجاست، آیا این فقط واکنشی برای جلوگیری از نابودی است؟ یا می‌تواند نقطه آغاز شکل‌گیری یک نیروی اجتماعی تازه باشد؟ آیا جنگ فقط چیزی است که باید از آن جان سالم به در برد، یا می‌توان از دل آن، با حفظ عقلانیت و فاصله گرفتن از ویرانگری، سرمایه‌ای برای ساختن آینده ایجاد کرد؟

 

این همان تفاوتی است که دو مصاحبه را از یکدیگر جدا می‌کند. شاید پاسخ به سؤال نخست نیز در همین تمایز نهفته باشد. اینکه «پایان جنگ چیست؟» را نمی‌توان فقط با تعداد سلاح‌ها، میزان خسارت یا پیروزی و شکست نظامی پاسخ داد. پایان جنگ، تا حدی به این بستگی دارد که جامعه پس از آن چه چیزی در اختیار دارد. جامعه‌ای فرسوده که فقط از یک ویرانی عبور کرد، یا جامعه‌ای که توانست از دل ایستادگی، امید، همبستگی و خلاقیت، امکان تازه‌ای برای ساختن پیدا کند.

 

جنگ، بدون تردید، پدیده‌ای وحشتناک است. پدیده ای که تنها در بقای جامعه بحران زده خلاصه نمی‌شود بلکه دارای یک وجه مهم و پنهان است؛ وجهی باعنوان حفظ سرمایه اجتماعی و ساخت آینده مثبت.

  • فکرت
  • جنگ
  • بحران جامعه

آخرین یادداشت ها

  • فاطمه گودرزی

    مرگ‌آگاهی حماسی در تقابل با پوچی‌مدرن

    مرگ‌آگاهی حماسی برخلاف تصور رایج، به معنای مرگ‌محوری یا ستایش مرگ نیست. در این نگاه، مرگ نه هدف زندگی است و نه مطلوب نهایی انسان؛ بلکه امری طبیعی و محتمل در مسیر حرکت انسان به سوی هدفی متعالی است.

  • محمد عرفان‌خانی

    غنی‌نژاد و شریعتی‌ستیزیِ مفرط

    غنی‌نژاد چه در نقد شریعتی و آل احمد و چه در نقد مصدق و آبراهاميان به جای ارائه استدلال واضح و مشخص، صرفاً به برچسب زنی و اتهام زنی علیه این چهره‌ها می‌پردازد و همین برچسب‌زنی‌های بی پایه و بی اساس را برای نفی و توبیخ آن‌ها کافی می داند!

  • سید مهدی موسوی

    بی‌قراری ناتمام برای کشف حقیقت

    ما همچنان نیازمند جلال‌هایی هستیم که بار دیگر در گستره‌ی اجتماع از «خدمت و خیانت روشنفکری» سخن بگویند و البته با صراحت و دغدغه‌مندی از معضلات اجتماعی و فرهنگی صحبت کنند.

  • مهدی جلالوند

    جست‌وجوی راه میانه در سپهر سیاست

    در این مقطع حساس نوعی اتحاد و همبستگی کم‌نظیر در جامعه شکل گرفته است؛ اتحادی که محصول یک ذبح عظیم و فداکاری‌های بزرگ در مسیر مقاومت است

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

  • سید مهدی ناظمی

    وقتی ترور به جان فرهنگ می‌اُفتد‌

    تروریسم فرهنگی با تخریب مقبره‌ها، سوزاندن کتاب‌ها و تغییر متن آن‌ها، حقیقت گذشته را پنهان می‌سازد تا تفاسیر یکجانبه و دروغین را جایگزین نماید.

  • هلیا دوطاقی

    صحنه اعتراض ایران کجاست؟!

    باید با صراحت گفت کارگران، زحمتکشان و مستضعفین صاحبان و حافظان اصلی این انقلاب‌اند. مطالبات آن‌ها  دقیقاً در امتداد اهداف انقلاب قرار دارد

  • حبیب‌الله بابایی

    آوانگاردهای تمدن در ایران معاصر

    ویژگی بارز جریان انقلابی ایران، «اصالت» و «مولد بودن» است. این جریان به جای دلالی اقتصادی، در حال تولید قدرت، علم و امنیت است.

  • سهیلا صادقی

    وقتی تاریخ قربانی ژست سیاسی می‌شود

    جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • علیرضا قائمی‌نیا

    نقش استعاره‌های مفهومی در جنگ شناختی

    آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند.

پربازدیدترین یادداشت ها

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

  • سهیلا صادقی

    وقتی تاریخ قربانی ژست سیاسی می‌شود

    جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • محمدرضا جلایی‌پور

    هفت انگاره خطا درباره جنبش خيابانی امروز

    بسياري از رسانه‌ها و ناظران جهاني و حتي بخشي از روشنفكران و اصحاب علوم اجتماعي كشورمان گويي با ذهني استعمارزده نگاهي تحقيرآميز به اكثريت حاضران در اين تجمع‌ها دارند.

  • مصطفی شجاعی

    استعمار و اراده ملت

    مقاومت را نباید فقط در سنگر و میدان نبرد جست‌وجو کرد، مقاومت، در معنای عمیق‌تر، امتناع از واگذاری اختیار خویش است و جامعه‌ای که در شرایط فشار، جنگ و تهدید همچنان خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند.

  • یاسر عسکری

    نویسنده متعهد و اندیشمند عدالتخواه

    استاد محمدرضا حکیمی واقعاً دلسوز نظام بود و برای نظام و رهبری و مسئولان خدمتگزار دعا می‌کرد. از آن‌ طرف هم نسبت به افراد بی‌تفاوت در مقابل درد و رنج و کمبودهای مردم نفرت داشت.

  • اعظم مهربان

    شهادت امام امت؛ از تثبیت انقلاب تا تضعیف هژمونی غرب

    یکی از مهم ترین آثار شهادت امام امت، عبور انقلاب از وابستگی به شخص و ورود آن به مرحله نهادینه شدن بود. هر نهضتی اگر به یک فرد محدود بماند، با فقدان آن فرد آسیب پذیر میشود، اما اگر فرد به نماد یک منطق تبدیل شود، غیاب او نیز به استمرار همان منطق کمک می کند.

  • محمد عرفان‌خانی

    امنیت‌زدایی در پوشش دموکراسی‌خواهی

    در شرایط فعلی، پیش‌نیاز هرگونه گشایش سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی، برخورداری از امنیت پایدار است. بدون ثبات و امنیت، نه توسعه ممکن است، نه آزادی معنا پیدا می‌کند و نه مردم‌سالاری امکان تحقق واقعی خواهد داشت.

  • سید مهدی موسوی

    رسانه‌های مدرن و اضمحلال قدرت تحلیل

    وجه مهمی از بایسته‌های ساخت روایت قوی، جریان ساز، به این مساله گره می‌خورد که در روایت‌ها باید اولین بود و در عین حال در ارایه معنا، حفظ و تثبیت آن، حرفه ای و اثرگذار و این سخن، ترجمانِ قدرت برتر روایی در عصر رسانه‌هاست.

  • محمد عرفان‌خانی

    روایتی جدید از میراث قدیم

    فیرحی سال‌ها در محضر طباطبایی شاگردی کرده ولی از منتقدین اصلی نظام نظریه ایرانشهری و مخالف تفسیر ایرانشهری از مسأله نسبت سنت و تجدد است. 

یادداشت های مشابه

  • فاطمه گودرزی

    مرگ‌آگاهی حماسی در تقابل با پوچی‌مدرن

    مرگ‌آگاهی حماسی برخلاف تصور رایج، به معنای مرگ‌محوری یا ستایش مرگ نیست. در این نگاه، مرگ نه هدف زندگی است و نه مطلوب نهایی انسان؛ بلکه امری طبیعی و محتمل در مسیر حرکت انسان به سوی هدفی متعالی است.

  • محمد عرفان‌خانی

    غنی‌نژاد و شریعتی‌ستیزیِ مفرط

    غنی‌نژاد چه در نقد شریعتی و آل احمد و چه در نقد مصدق و آبراهاميان به جای ارائه استدلال واضح و مشخص، صرفاً به برچسب زنی و اتهام زنی علیه این چهره‌ها می‌پردازد و همین برچسب‌زنی‌های بی پایه و بی اساس را برای نفی و توبیخ آن‌ها کافی می داند!

  • سید مهدی موسوی

    بی‌قراری ناتمام برای کشف حقیقت

    ما همچنان نیازمند جلال‌هایی هستیم که بار دیگر در گستره‌ی اجتماع از «خدمت و خیانت روشنفکری» سخن بگویند و البته با صراحت و دغدغه‌مندی از معضلات اجتماعی و فرهنگی صحبت کنند.

  • مهدی جلالوند

    جست‌وجوی راه میانه در سپهر سیاست

    در این مقطع حساس نوعی اتحاد و همبستگی کم‌نظیر در جامعه شکل گرفته است؛ اتحادی که محصول یک ذبح عظیم و فداکاری‌های بزرگ در مسیر مقاومت است

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

  • سید مهدی ناظمی

    وقتی ترور به جان فرهنگ می‌اُفتد‌

    تروریسم فرهنگی با تخریب مقبره‌ها، سوزاندن کتاب‌ها و تغییر متن آن‌ها، حقیقت گذشته را پنهان می‌سازد تا تفاسیر یکجانبه و دروغین را جایگزین نماید.

  • هلیا دوطاقی

    صحنه اعتراض ایران کجاست؟!

    باید با صراحت گفت کارگران، زحمتکشان و مستضعفین صاحبان و حافظان اصلی این انقلاب‌اند. مطالبات آن‌ها  دقیقاً در امتداد اهداف انقلاب قرار دارد

  • حبیب‌الله بابایی

    آوانگاردهای تمدن در ایران معاصر

    ویژگی بارز جریان انقلابی ایران، «اصالت» و «مولد بودن» است. این جریان به جای دلالی اقتصادی، در حال تولید قدرت، علم و امنیت است.

  • سهیلا صادقی

    وقتی تاریخ قربانی ژست سیاسی می‌شود

    جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • علیرضا قائمی‌نیا

    نقش استعاره‌های مفهومی در جنگ شناختی

    آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند.

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.