ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/sn0ot577

پیوند کپی شد ✅
رضا نصیری

سینما و هویت ایرانی

هرقدر سینما بتواند بومی‌تر و داخلی‌تر و با مسائل واقعی، روایت خود را روی پرده بیاورد، کارکردهای هویتی و فرهنگی بالاتری را میتواند در جامعه ایجاد کند.

  • 2

  • 0

  • 0

وقتی بخواهیم تاثیر و تاثرات یک پیشران عمومی در حوزه فرهنگی-هویتی جامعه را مورد بررسی، واکاوی و علت‌یابی قرار بدهیم، ابتدا بایستی وزن آن پیشران را در اعتبارزایی و یا اعتبارزدایی‌های فرهنگی-هویتی بسنجیم. تاثیرگذاری روی هنجارهای یک جامعه بدون رسوخ در لایه‌های فرهنگی آن جامعه ناممکن است. این مراوده سالهاست میان سینما و جامعه ایرانی برقرار است. موضوعی که  در بسیاری از کشورهای اروپایی، هنوز محقق نشده است؛ زیرا سینما در آن کشور هنوز نقش اجتماعی نپذیرفته و کارکرد فرهنگی-هویتی نیافته است و صرفاً به عنوان یک سرگرمی و تفریح، کارکرد اجتماعی پیدا کرده است. سینمای کشورهایی مانند بلژیک،دانمارک و هلند از زمره این کشورها هستند.


در کشورهایی مانند ژاپن، هند، آمریکا، ایتالیا و حتی ایران؛ می‌بینیم کارکرد سینما به عنوان یک به میدان‌آورنده‌ی هویتی-فرهنگی، کارکرد قدرتمندی است. برای اینکه بدانیم چه عنصری این میزان اعتبار را برای کنشگری فرهنگی به سینما در این کشورها می‌دهد، مستلزم بررسی‌های جامعه‌شناختی بیشتری است، اما مختصراً می‌توان گفت: گرایش مردمی به دیدن فیلم در این کشورها صرفا برای سرگرمی نیست. تعداد بالای مخاطبین فیلم دراین کشورها -چه در سینماها و چه در غیرسینماها- باعث الگوگیری شخصیتی و تغییرات بسیار فرهنگی شده است.


گزافه نیست اگر تاثیر سریال "سالهای دور از خانه" در تغییرات فرهنگی نوع نگاه به زن در ژاپن را از مهم‌ترین عوامل مدرنیزاسیون ژاپن تحلیل و بررسی کرد. همراه ساختن مخاطب با کاراکتر اصلی این سریال در پستی و بلندی‌های دراماتیک زیستی که به عنوان مادر شاغل یک خانواده،حین و پس از جنگ جهانی دوم داشته است، کارکرد الگوگیری و ترسیم یک مانیفست هویتی را برعهده دارد نه صرفاً سریالی برای سرگرمی.

 

 در این سریال نمودهای سنتی مردسالارانه از جامعه ژاپن به عنوان دلیل اصلی عدم توفیق زنان در عرصه‌های اجتماعی دستمایه قرار داده‌شد، تا تلاش مضاعف زنان در آن برهه را برای تغییر جایگاه فرهنگی-هویتی خود نشان دهد.


مثال‌ها و موارد متعددی برای این امر در سینمای کشورهایی همچون هند، کره‌جنوبی و آمریکا می‌توان یافت. نمونه‌هایی که با آمدن به کشور هندوستان، رگه‌های غلیظ‌تری از ارتباط مردمی و خوی شرقی را به خود میبیند و با رفتن به سوی سینمای ایتالیا و پس از به آمریکا همان تاثیر را منتهی به شکل و گونه غربی خود نشان می‌دهد.


در ایران نیز، تعداد بالای مخاطبین فیلم و ارتباط ناگسسته فرهنگی و هنری مردم در جامعه، سینما را به یک پیشرانِ فرهنگی-هویتی بدل کرده است. سینما، چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی در ایران، دارای این اثرگذاری فرهنگی بوده و سالهای پس از انقلاب اسلامی که سینمای ایران با مفاهیم دفاع مقدس و جنگ کار خود را آغاز کرد به راحتی می‌توان شاهد این مسئله بود. در سال 63 بااکران فیلم "عقاب‌ها" از "ساموئل خاچیکیان" و بدل شدن آن به پرفروش‌ترین فیلم سالهای پس از انقلاب تا حدود دودهه، عرصه جدیدی را در این تاثیرگذاری فرهنگی-هویتی برای جامعه ایران گشود.


سینما با معرفی جمشید هاشم‌پور به عنوان قهرمان فیلم‌های جنگی، توانست روحیه جوانمردی و ایثار و حماسه را وارد فضای جامعه کند. آن سالها که کشور نیز درگیر جنگ بود، این سینما سهم بسزایی را در مشق حماسه‌های آن دوران برای جامعه داشته است. این دوره را شاید بتوان دوره‌ای نام‌برد که این تاثیر از سینما، منبعث از فضای جامعه بود که سینما را به این کنشگری وادار کرد. 


 پس از پایان جنگ یعنی از اواخر دهه شصت، فضای جدیدی از سینمای ایران رونمایی شد. فضایی که امروز می‌توانیم از آن به عنوان سینمای روشنفکری یاد کنیم؛ این سینما با محوریت قراردادن زنِ مدرن و تغییر در مناسبات و هنجارهای رفتاری زنِ سنتی در جامعه، مسیر جدیدی را در سینمای اجتماعی ایران آغاز نمود.

 

 طبیعتاً این دسته فیلم‌ها به دلیل فاصله زیادی که با سبک زندگی عامه مردم در جامعه دارند، نتوانستند در جذب مخاطب به سینما موفق عمل کنند، اما باتوجه به گستردگی این دست فیلم‌ها، طبقه‌ای در سینما شکل گرفت که به نوعی خود را نماینده مدرنیزاسیون جامعه معرفی نمود و وظیفه اصلی خود را ارائه مانیفست‌های روشفنکرمآبانه تحت شعار "هنر برای هنر" می‌دانست.


درون‌مایه‌هایی مانند "تغییر نقش در خانواده توسط زن"، "مهاجرت"، "سیاه‌نمایی از سنت و مرد در جامعه"، آرام آرام طبقه‌ای را در سینما شکل داد که باعث شد صرفا مخاطبان خود را محدود به پایتخت کند -آن هم فقط مناطقی خاص- و شروع کند به ایجاد مسائلی جدید که ای بسا مابه‌ازایی نیز در جامعه ندارد و صرفا درحال پمپاژ یکطرفه مدرنیته در قالب مطرح کردن الگوهای ترجمه‌ای از سبک زندگی غربی است.


شاید بتوان "هامون" را یکی از برجسته‌ترینِ این آثار برشمرد که فیلم مهمی درتاریخ سینمای ایران می‌باشد. در این نوع از پرداخت سینمایی لیست بلندبالایی از اسامی فیلم‌ها وجود دارد که با بضاعت خود و در سطوح مختلف حرفه‌ای از ساخت فیلم این گونه اجتماعی را به تصویر کشیدند. از نمونه فیلم‌های دیگری که در این حوزه بیشتر دیده شدند می‌توان به "بانو" و "لیلا" از داریوش مهرجویی و "زن‌زیادی" و "واکنش پنجم" از تهمینه میلانی اشاره داشت.


این پایان ماجرای سینمای روشنفکری نبود. در اوایل دهه نود بود که مسیری جدید پیش پای سینمای روشنفکری ایران قرارداده شد و آن جشنواره‌های خارجی بود. قبل از این نیز فیلمهای ایرانی در جشنواره های خارجی حضور داشتند و پذیرفته می‌شدند که از میان آنان می‌توان به فیلم پر افتخار "بچه‌های آسمان" اشاره کرد که تا نامزدی جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان هم رفت؛ اما چیزی که دهه 90 را نسبت به سالهای گذشته متمایز می‌کند، جایزه اسکار به فیلم "یک جدایی" یا "جدایی نادر از سیمین" است.

 

 جدایی از ایران، مهاجرت از ایران، رها کردن سنت‌ها و گذشته، مفاهیمی است که برای اسکار کارکرد فرهنگی-هویتی ایجاد میکند و این بهترین فرصتی بود که اسکار از آن استفاده کرد و فرمان حدود یک دهه از سینمای اجتماعی ایران را با آن هدایت کرد و ما شاهد خلق روایت‌های تقلیل‌گرایانه و اگزوتیک از شرایط ایران شدیم.


فیلم‌هایی چون "ابد و یک روز" ، "قهرمان"،"فروشنده"،"برادران لیلا" از دسته فیلم‌هایی بودند که با تلاش مذبوحانه برای درخشش در جشنواره‌های خارجی، محتوای خود را برای مخاطبین جشنواره‌ها تنظیم کردند.

 

 این نوع از فیلمسازی غض نظر از توفیق و یا عدم توفیق در جشنواره‌های خارجی اثرات تاریکی را روی جامعه ایرانی میگذارد. پمپاژ نفرت از سنت و گذشته، تحقیر مرد در جامعه و دستکاری کردن زن و نحوه زیست او در جامعه، باعث ایجاد ناامیدی، عدم تحرک و پویایی و انسداد هویتی خواهد شد. جامعه‌ای که مدام روایت بدبختی، اشتباه بودگی و سیاهی کشورش را در سینما میبیند، ناخودآگاه از تحرک بازمی‌ایستد و خود را اُبژه‌ای میپندارد که ملعبه دست است و بهترین کنش، سکوت است.


در دهه 60 اما اینگونه نبود. باوجود اینکه کشور درگیر جنگ بود اما سینمای ما قهرمان داشت، روایت سینما در دهه شصت دارای سوژه‌گی بود و همین سوژه‌گی روایت سینما تحت قالب شخصیتی قهرمان بود که ایجاد یک فرهنگِ هویتی پویا در جامعه می‌نمود. انگاره‌ای که پس از مشاهده مخاطب در سینما تمام نمی‌شد و پس از آن کارکرد هویتی خود را در جامعه تکمیل می‌کرد.


هرقدر سینما بتواند بومی‌تر و داخلی‌تر و با مسائل واقعی، روایت خود را روی پرده بیاورد، کارکردهای هویتی و فرهنگی بالاتری را میتواند در جامعه ایجاد کند. سینما امروز صرفاً یک ابزار سرگرمی نیست، بلکه با سرگرمی آغاز می‌شود و نقطه مقصد آن را سیاست‌گذاران فرهنگی جامعه بایستی ترسیم کنند؛ این مقصد می‌تواند سرگشتگی هویتی و انفعال و رخوت در جامعه باشد و همچنین پویایی و امید و حرکت به آینده. 

  • فکرت
  • سینمای ایران
  • هویت فرهنگی

آخرین یادداشت ها

  • فائزه‌سادات حسینی

    جنگ؛ پایان راه یا آغاز یک آینده؟

    اینکه «پایان جنگ چیست؟» را نمی‌توان فقط با تعداد سلاح‌ها، میزان خسارت یا پیروزی و شکست نظامی پاسخ داد. پایان جنگ، تا حدی به این بستگی دارد که جامعه پس از آن چه چیزی در اختیار دارد.

  • فاطمه گودرزی

    مرگ‌آگاهی حماسی در تقابل با پوچی‌مدرن

    مرگ‌آگاهی حماسی برخلاف تصور رایج، به معنای مرگ‌محوری یا ستایش مرگ نیست. در این نگاه، مرگ نه هدف زندگی است و نه مطلوب نهایی انسان؛ بلکه امری طبیعی و محتمل در مسیر حرکت انسان به سوی هدفی متعالی است.

  • محمد عرفان‌خانی

    غنی‌نژاد و شریعتی‌ستیزیِ مفرط

    غنی‌نژاد چه در نقد شریعتی و آل احمد و چه در نقد مصدق و آبراهاميان به جای ارائه استدلال واضح و مشخص، صرفاً به برچسب زنی و اتهام زنی علیه این چهره‌ها می‌پردازد و همین برچسب‌زنی‌های بی پایه و بی اساس را برای نفی و توبیخ آن‌ها کافی می داند!

  • سید مهدی موسوی

    بی‌قراری ناتمام برای کشف حقیقت

    ما همچنان نیازمند جلال‌هایی هستیم که بار دیگر در گستره‌ی اجتماع از «خدمت و خیانت روشنفکری» سخن بگویند و البته با صراحت و دغدغه‌مندی از معضلات اجتماعی و فرهنگی صحبت کنند.

  • مهدی جلالوند

    جست‌وجوی راه میانه در سپهر سیاست

    در این مقطع حساس نوعی اتحاد و همبستگی کم‌نظیر در جامعه شکل گرفته است؛ اتحادی که محصول یک ذبح عظیم و فداکاری‌های بزرگ در مسیر مقاومت است

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

  • سید مهدی ناظمی

    وقتی ترور به جان فرهنگ می‌اُفتد‌

    تروریسم فرهنگی با تخریب مقبره‌ها، سوزاندن کتاب‌ها و تغییر متن آن‌ها، حقیقت گذشته را پنهان می‌سازد تا تفاسیر یکجانبه و دروغین را جایگزین نماید.

  • هلیا دوطاقی

    صحنه اعتراض ایران کجاست؟!

    باید با صراحت گفت کارگران، زحمتکشان و مستضعفین صاحبان و حافظان اصلی این انقلاب‌اند. مطالبات آن‌ها  دقیقاً در امتداد اهداف انقلاب قرار دارد

  • حبیب‌الله بابایی

    آوانگاردهای تمدن در ایران معاصر

    ویژگی بارز جریان انقلابی ایران، «اصالت» و «مولد بودن» است. این جریان به جای دلالی اقتصادی، در حال تولید قدرت، علم و امنیت است.

  • سهیلا صادقی

    وقتی تاریخ قربانی ژست سیاسی می‌شود

    جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

پربازدیدترین یادداشت ها

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

  • سهیلا صادقی

    وقتی تاریخ قربانی ژست سیاسی می‌شود

    جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • محمدرضا جلایی‌پور

    هفت انگاره خطا درباره جنبش خيابانی امروز

    بسياري از رسانه‌ها و ناظران جهاني و حتي بخشي از روشنفكران و اصحاب علوم اجتماعي كشورمان گويي با ذهني استعمارزده نگاهي تحقيرآميز به اكثريت حاضران در اين تجمع‌ها دارند.

  • مصطفی شجاعی

    استعمار و اراده ملت

    مقاومت را نباید فقط در سنگر و میدان نبرد جست‌وجو کرد، مقاومت، در معنای عمیق‌تر، امتناع از واگذاری اختیار خویش است و جامعه‌ای که در شرایط فشار، جنگ و تهدید همچنان خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند.

  • یاسر عسکری

    نویسنده متعهد و اندیشمند عدالتخواه

    استاد محمدرضا حکیمی واقعاً دلسوز نظام بود و برای نظام و رهبری و مسئولان خدمتگزار دعا می‌کرد. از آن‌ طرف هم نسبت به افراد بی‌تفاوت در مقابل درد و رنج و کمبودهای مردم نفرت داشت.

  • اعظم مهربان

    شهادت امام امت؛ از تثبیت انقلاب تا تضعیف هژمونی غرب

    یکی از مهم ترین آثار شهادت امام امت، عبور انقلاب از وابستگی به شخص و ورود آن به مرحله نهادینه شدن بود. هر نهضتی اگر به یک فرد محدود بماند، با فقدان آن فرد آسیب پذیر میشود، اما اگر فرد به نماد یک منطق تبدیل شود، غیاب او نیز به استمرار همان منطق کمک می کند.

  • محمد عرفان‌خانی

    امنیت‌زدایی در پوشش دموکراسی‌خواهی

    در شرایط فعلی، پیش‌نیاز هرگونه گشایش سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی، برخورداری از امنیت پایدار است. بدون ثبات و امنیت، نه توسعه ممکن است، نه آزادی معنا پیدا می‌کند و نه مردم‌سالاری امکان تحقق واقعی خواهد داشت.

  • سید مهدی موسوی

    رسانه‌های مدرن و اضمحلال قدرت تحلیل

    وجه مهمی از بایسته‌های ساخت روایت قوی، جریان ساز، به این مساله گره می‌خورد که در روایت‌ها باید اولین بود و در عین حال در ارایه معنا، حفظ و تثبیت آن، حرفه ای و اثرگذار و این سخن، ترجمانِ قدرت برتر روایی در عصر رسانه‌هاست.

  • محمد عرفان‌خانی

    روایتی جدید از میراث قدیم

    فیرحی سال‌ها در محضر طباطبایی شاگردی کرده ولی از منتقدین اصلی نظام نظریه ایرانشهری و مخالف تفسیر ایرانشهری از مسأله نسبت سنت و تجدد است. 

یادداشت های مشابه

  • فائزه‌سادات حسینی

    جنگ؛ پایان راه یا آغاز یک آینده؟

    اینکه «پایان جنگ چیست؟» را نمی‌توان فقط با تعداد سلاح‌ها، میزان خسارت یا پیروزی و شکست نظامی پاسخ داد. پایان جنگ، تا حدی به این بستگی دارد که جامعه پس از آن چه چیزی در اختیار دارد.

  • فاطمه گودرزی

    مرگ‌آگاهی حماسی در تقابل با پوچی‌مدرن

    مرگ‌آگاهی حماسی برخلاف تصور رایج، به معنای مرگ‌محوری یا ستایش مرگ نیست. در این نگاه، مرگ نه هدف زندگی است و نه مطلوب نهایی انسان؛ بلکه امری طبیعی و محتمل در مسیر حرکت انسان به سوی هدفی متعالی است.

  • محمد عرفان‌خانی

    غنی‌نژاد و شریعتی‌ستیزیِ مفرط

    غنی‌نژاد چه در نقد شریعتی و آل احمد و چه در نقد مصدق و آبراهاميان به جای ارائه استدلال واضح و مشخص، صرفاً به برچسب زنی و اتهام زنی علیه این چهره‌ها می‌پردازد و همین برچسب‌زنی‌های بی پایه و بی اساس را برای نفی و توبیخ آن‌ها کافی می داند!

  • سید مهدی موسوی

    بی‌قراری ناتمام برای کشف حقیقت

    ما همچنان نیازمند جلال‌هایی هستیم که بار دیگر در گستره‌ی اجتماع از «خدمت و خیانت روشنفکری» سخن بگویند و البته با صراحت و دغدغه‌مندی از معضلات اجتماعی و فرهنگی صحبت کنند.

  • مهدی جلالوند

    جست‌وجوی راه میانه در سپهر سیاست

    در این مقطع حساس نوعی اتحاد و همبستگی کم‌نظیر در جامعه شکل گرفته است؛ اتحادی که محصول یک ذبح عظیم و فداکاری‌های بزرگ در مسیر مقاومت است

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

  • سید مهدی ناظمی

    وقتی ترور به جان فرهنگ می‌اُفتد‌

    تروریسم فرهنگی با تخریب مقبره‌ها، سوزاندن کتاب‌ها و تغییر متن آن‌ها، حقیقت گذشته را پنهان می‌سازد تا تفاسیر یکجانبه و دروغین را جایگزین نماید.

  • هلیا دوطاقی

    صحنه اعتراض ایران کجاست؟!

    باید با صراحت گفت کارگران، زحمتکشان و مستضعفین صاحبان و حافظان اصلی این انقلاب‌اند. مطالبات آن‌ها  دقیقاً در امتداد اهداف انقلاب قرار دارد

  • حبیب‌الله بابایی

    آوانگاردهای تمدن در ایران معاصر

    ویژگی بارز جریان انقلابی ایران، «اصالت» و «مولد بودن» است. این جریان به جای دلالی اقتصادی، در حال تولید قدرت، علم و امنیت است.

  • سهیلا صادقی

    وقتی تاریخ قربانی ژست سیاسی می‌شود

    جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.