ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/quyen6xo

پیوند کپی شد ✅
یاسر عسکری

نویسنده منتقدی در تراز انقلاب اسلامی 

حاج حیدر رحیم‌پور، منتقد سیاست های اقتصادی لجام گسیخته لیبرالی و سرمایه داری بود و منتقد اشرافی گری و تحجّر مذهبی و انجمن حجتیه هم بود.

  • 2

  • 0

  • 0

ظهر آدینه‌ی نوزدهمین روز از شهریور سال 1400 ، یکی از محبوب‌ترین فعالان مذهبی و انقلابی مشهد مقدس، دیده از جهان فروبست که بی‌شک نه تنها در خطه‌ی خراسان که به جهت آثار و عملکردش در پهنه‌‌ی ایران زمین نام و یادش ماندگار است.
استاد حاج حیدر رحیم پور (ازغدی) (1311ـ 1400) از فعالان مذهبی و انقلابی مشهد در پنج دهه اخیر بوده که از نوجوانی وارد فضاهای فرهنگی، سیاسی و دینی مشهد شد و تجربیات گرانبهایی پیش روی نسل های جوان بعدی قرار داد.


حضور در حوزه علمیه مشهد و آشنایی با اساتید مختلف
او ابتدا در فضای حوزوی خراسان با اساتید و فضلای شاخص آن دوران یعنی آیات شیخ مجتبی قزوینی، میرزا احمد مدرس یزدی، محمدهادی میلانی، شیخ هاشم قزوینی، حسنعلی مروارید، کفایی خراسانی، میرزا جواد تهرانی، ادیب نیشابوری و خطبایی چون شیخ محمود حلبی، نوغانی و... آشنا شد؛ حوزویانی که در عرصه سیاست و اجتماع، رویکردهای مختلفی داشتند، برخی اهل مبارزه و قیام بودند؛ برخی اهل مبارزه منفی و برخی اهل مماشات و همراهی و اندکی هم توجیه گر و حامی سیاست های پهلوی و متأثر از تبلیغات «شاه شیعه است و در صورت فقدان شاه، کشور دست کمونیست ها می افتد»، بودند. از علمای مبارز و انقلابی گرفته تا علما و آخوندهای درباری؛ از علمای هوشمند و زیرک و سیاستمدار تا شخصیت های متشرّع فاقد بینش و بصیرت سیاسی.


با طیف های مذهبی آن زمان مشهد هم ارتباطات زیادی داشت از استاد محمدتقی شریعتی، علی اصغر عابدزاده (موسس مدارس مذهبی و مهدیه مشهد) تا غنیان و... و همچنین فضلای حوزوی مانند محمدرضا حکیمی، سید جعفر سیدان، سید محمود مجتهدی سیستانی، سید علی خامنه‌ای، سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد و عباس واعظ طبسی و محامی و... «اندیشه دینی او در سایه آموزه‌های اندیشمندان و علمای مکتب تفکیک شکل گرفته بود... بیش از هر کسی، از آیت الله شیخ مجتبی قزوینی، نویسنده کتاب بیان الفرقان و از پیشروان سترگ مکتب تفکیک اثر پذیرفتند که از ایشان به عنوان مرشد و مراد یاد می کنند و ذهنیت معارفی و شاکله عقایدی شان را مدیون ایشان می دانند.» (ر.ک: تاریخ مبارزه حاج حیدر؛ از نقد الهیات تا الهیات نقد، حبیب رحیم‌پور ازغدی، روزنامه فرهیختگان، تاریخ 26 تیر 1400)


گستره ارتباط متنوع و گوناگون
دامنه ارتباطش گسترده بود و با طیف های مختلفی اعم از روحانیون و روشنفکران و متدینان و بازاریان در ارتباط بود. از یک سو با آیت الله سید علی خامنه ای و محمدرضا حکیمی و دکتر علی شریعتی در ارتباط بود و از یک با دیگر طیف ها و گروههای فعال دیگر مانند احمد طاهرزاده، فخرالدین حجازی و... حتی برخی او را به همراه استاد محمدتقی شریعتی و طاهر احمدزاده، از ارکان مبارزات نهضت ملی در خراسان می‌دانند. نظر مثبتی به رهبر شهید انقلاب، دکتر شریعتی و استاد محمدرضا حکیمی داشت و با هر سه هم رفاقتی صمیمی و همفکری و همسویی داشت. دکتر مصدق را به عنوان یک شخصیت ملی قبول داشت. امام خمینی و شجاعت و نهضت اسلامی او را می ستود. شیفته انقلاب اسلامی بود و برای تصفیه و خلوص انقلاب از آفات و آسیب ها و انحرافات می کوشید. از رهبر شهید انقلاب، آیت‌الله خامنه‌ای، تمجید می‌کرد و معتقد بود: «آقای خامنه‌ای نه یک روشنفکر، بلکه فراتر از روشنفکران مطرح بوده و هستند... آقای خامنه‌ای ذاتاً روشنفکر است و با مطالعات و نگاه خاصی که داشته‌اند، واقعاً یک روشنفکر نابغه است... آقای خامنه‌ای آنقدر روشنفکر است که روشنفکران ایران باید نزد ایشان درس روشنفکری بخوانند.» (ر.ک: گفتگو با خبرگزاری تسنیم، تاریخ 3 تیر 1397)


محفل انتقادی هفتگی و تربیت نیرو و جهاد تبیین
یکی از مزایای برجسته او داشتن روحیه تربیت نیرو بوده و برای نسل های جوان و بسیاری ـ عمدتاً هم نسل های فرزندان خودش ـ وقت می گذاشت و آنها را با اندیشه و فرهنگ اسلامی و انقلابی آشنا می کردند. او یکی از چهره های انقلابی و عدالتخواه دهه های هفتاد و هشتاد مشهد شناخته می شد و منزل او یکی از پایگاه ها و  پاتوق های مهم جوانان و دانشجویان و طلاب خراسانی بود. جمعی از شاگردان و مرتبطینش، «مجمع مطالبه مردمی مشهد» را راه انداختند که در طول سال، فعالیت های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی در مشهد داشتند و دارند. برای نسل جوان و جوانان حوزوی و دانشگاهی مُستعد، وقت زیادی می گذاشت و آنها را به مطالعه کتب فکری و داستان و دیدن فیلم های خاص و مورد تشخیص خودش دعوت می کرد. آنها را به نوشتن و بیان تحلیل های اجتماعی و سیاسی تشویق می کرد و در برخی محافل و جلسات هفتگی، نوشته ها یا تحلیل های آنها را نقد و بررسی می کرد. خیلی علاقه داشت که نیروهای مذهبی اهل نوشتن و ارائه تحلیل باشند. ر بین کتابهایی که عمدتاً در دهه هشتاد به دانشجویان معرفی می کرد به آثاری از جلال آل احمد، شهید مطهری، دکتر شریعتی و بعضاً استاد محمدرضا حکیمی ارجاع می داد.


سبک تربیتی و شاگردپروری خاصی داشت. زبان صریح و شفافی داشت که گاهی اوقات، چندان همراه با رعایت آداب اسلامی متعارف نبود و در تبیین و فهم بهتر حرفهایش، از برخی مثالها یا تعابیر کوچه بازاری هم استفاده می کرد. شاگردانش هم از این دست تیکه کلام ها، خاطرات زیادی دارند و در محافل خودمانی و شوخی های خودشان، به یاد آن زمان و تعابیر و جلسات حاج حیدر می افتند. در دهه های هشتاد و نود، خصوصاً دهه نود محل مراجعه طیف های مختلفی از اساتید و شخصیت ها شده بود و دیدارهای متنوعی با او صورت می گرفت؛ از دکتر عماد افروغ، دکتر سعید زیباکلام و حجت الاسلام خسروپناه تا دکتر قالیباف، دکتر زاکانی، مهدی نصیری (که آن زمان از چهره های انقلابی و فسادستیز شناخته می شد)، سردار حاج سعید قاسمی، نادر طالب زاده و برخی چهره های دیگر.


نویسنده ای منتقد و جسور و فعالیت‌های مطبوعاتی  
حاج حیدر اهل قلم و نوشتن بود و نوشته های انتقادی زیادی از او به یادگار مانده است. در اوایل انقلاب، نقدهای زیادی در زمینه های مختلف می نوشت؛ از جمله در نقد رویکردها و مواضع سیاسی و دینی برخی افراد و گروهها، مانند مواضع احمد صدر حاج سید جوادی. در دهه هفتاد از منتقدان سیاست های دولت آقای هاشمی رفسنجانی بود و به نقد اشرافیت و سرمایه داری و غربگرایی می پرداخت. حتی به خاطر نقد سیاست های دولت کارگزاران، 24 ساعت بازداشت و در نهایت با پیگیری و لطف رهبر شهید انقلاب آزاد شد. 


کنشگری در فضاهای سیاسی  و اجتماعی
نسبت به حوادث و اتفاقات اطراف خودش و مشهد و حتی کشور بی تفاوت و خنثی نبود و سعی می‌کرد در حد و اندازه خودش، کنشگری داشته باشد. حالا با تلفن‌کردن، سخنرانی کردن یا نوشتارهای تبیینی و انتقادی به ویژه نامه های سرگشاده، سعی داشت به وظیفۀ دینی و انقلابی خودش عمل کند. گاهی که لازم بود حمایت بکند، حمایت می کرد و جایی که ضرورت تشخیص می داد، انتقاد می کرد و تذکر می داد. بی‌تفاوت و ساکت نبود و بی‌تفاوتی و سکوت و تنزّه‌طلبی و اشرافی‌گری را آفات جامعه اسلامی می‌دانست. خودش کنشگر سیاسی و اجتماعی بود و مخاطبانش را به کنشگری و فعالیت تشویق و ترغیب می کرد. هم خودش و هم شاگردانش، در قالب گروه هایی، در ایام انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری فعالیت می کردند. 

 

در ایام انتخابات از برخی شخصیت ها به صورت علنی حمایت می کرد و سکوت در این زمینه و کلی گویی و بیان مصادیق را ناکافی می دانست. در دوره هایی از حامیان دکتر احمد توکلی در مقابل هاشمی رفسنجانی و خاتمی بود. عدالت طلبی و فسادستیزی و ساده زیستی توکلی برایش مهم بود. منتقد شدید دولت هاشمی رفسنجانی و روحیات اشرافی و تکنوکراتی دولتمردان او بود. به عنوان یکی از منتقدان جدی هاشمی رفسنجانی و دولت او در منطقه خراسان شناخته می‌شد. منتقد سیاست‌های دولت خاتمی به ویژه در عرصه فرهنگی بود و فضای عمومی جامعه در زمان دولت خاتمی را نمی‌پسندید. سیاست‌های اقتصادی لیبرالی و حاکمیت سرمایه‌داران در این دوره ها را قبول نداشت و صریحاً علیه آنها موضع‌گیری می‌کرد. 


منتقد اشرافیت و محافظه کاری و توجه به کارآمدی و توانمندی مدیران
منتقد برخی مدیران و مسئولان و روحانیون اشرافی و غیرانقلابی و محافظه کار خراسان و کشور هم بود. فقط به سلامت فردی و تدیّن توجه نمی کرد، به موضوع کارآمدی و توانمندی مدیران هم توجه ویژه ای داشت. در مورد برخی مسئولان استانی می گفت اینها مذهبی و متدین هستند، ولی کارایی ندارند و با دیوار سفید، هیچ فرقی ندارند. به نظارت بر عملکرد مسئولان و امر به معروف و نهی از منکر در عرصه سیاسی و اقتصادی، توجه ویژه ای داشت. به مبارزه با ظلم و برخورد تخلّفات مسئولان باور داشت و زیر بار ظلم و توجیه و ماستمالی اشتباهات و عملکردهای ضعیف آنها نمی رفت. از حامیان جدی و صریح امام خمینی و آیت الله خامنه ای (رهبر شهید انقلاب) بود. اگر انتقادی به مسئولان نظام و نظامی داشت و نکاتی به ذهنش می رسید، بی تعارف و از روی خلوص و صداقت، بیان می کرد و درصدد توجیه عملکردهای ضعیف و اشتباه مدیران برنمی آمد. می گفت ما در نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه زندگی می کنیم، نه در نظام دیکتاتوری و پادشاهی. آیت الله خامنه ای یا ولی فقیه هم پادشاه نیست. هر مسئولی در جمهوری اسلامی به اندازه مسئولیتش، تکلیف هم دارد و ما مردم باید ضمن حمایت و همراهی، عملکرد مدیران متخلّف را نظارت و بررسی کنیم. به رابطه دو طرفه و متقابل «امام و امت» در جامعه اسلامی اعتقاد داشت. هم در نظر و هم در عمل، تابع نظرات ولی فقیه بود.


عمل به دانسته ها و صداقت خالصانه و غیرت دینی
یک فضیلت و حُسن ویژه حاج حیدر این بود که به آنچه می‌دانست سعی می‌کرد عمل بکند. گویی به این حدیث معصوم(ع) باور عمیق داشت و به آنچه که می‌فهمید و درست تشخیص می‌داد، وارد میدان می‌شد و در صحنه‌ها حاضر بود، مثل برخی دیگر، اهل تنزّه‌طلبی و رفاه و عافیت نبود و به آنچه وظیفه شرعی‌اش تشخیص می‌داد، عمل می‌کرد. حضور در صحنه و مرد میدان بودن از ویژگی‌های او بود. به دین و آموزه های دینی تعصب و غیرت داشت. او در زندگی با خودش و دیگران صادق و روراست بود و از نفاق و دورویی و ریاکاری متنفر بود. همچنان که دوست داشت دیگران هم با او صادق و روراست باشند. رهبر شهید انقلاب هم در پیام تسلیت‌شان بر «تلاش صادقانه برخاسته از غیرت دینی» و «انگیزه تحقق احکام و معارف اسلامی» تأکید کردند. 


مردم محوری و زندگی در میان مردم
با مردم و توده ها بود و در میانه مردم زندگی می کرد و با دردهای مردم آشنا بود و الکی و به دروغ و ریا، شعار مردمی بودن و مردم گرایی نمی داد. اهل شعار و سرو صدای دروغین نبود. به آنچه می گفت، عمل می کرد و باور داشت. طبیعی و ممکن بود که مانند هر کُنشگر سیاسی و اجتماعی، در برخی مواضع، اشتباه کرده باشد یا برخی اطلاعات و تحلیل هایش نادرست یا غیرجامع باشد و به مواضع و شیوه بیانش، انتقاداتی وارد باشد ولی نیّتش پاک و سالم بود و دلسوازانه و مخلصانه برای اصلاح امور فعالیت می کرد. در تحلیل هایش به صورت ویژه برخی نکات جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی را مورد توجه قرار می داد و شمّ سیاسی و اقتصادی خوبی در برخی مسائل داشت و همین روحیه اش باعث می شد برخی مسائل را به درستی پیش بینی کند. 

 

علیرغم اینکه به نقد عملکردهای اشتباه و ضعیف و ناکارآمدی برخی مسئولان منتقد بود و توجیه گر آنها نبود، ولی همیشه توجه داشت که در راستای منافع آنها قدم برندارد. لذا توصیه هایی می کرد که احیاناً با حرکات اشتباه یا حرف های تند و بی ارتباط و بی اساس یا حرکات خشن و غیرمعقولانه، بهانه به دست آن مدیران ندهند و مواظب سوتی های جوانانه و رفتارهای خام و ناپخته خود باشند تا آن موضوع اعتراض و انتقاد، به سوءاستفاده و مظلوم نمایی آنها منجر نشود.

 

آشنا با مباحث روشنفکری و منتقد سکولارها
او با آثار مهندس بازرگان و شهید مطهری و استاد محمدتقی شریعتی و آیت الله طالقانی و طیف روشنفکران مذهبی دوره پهلوی و بعد از انقلاب آشنا بود و منتقد نگاه های ملی ـ مذهبی ها و سکولارها و غربگراها بود. از منتقدان روشنفکران و نواندیشان دینی عُرفی گرا و سکولار بود و به دکتر سروش هم انتقاد زیادی داشت. از جمله اینکه چرا سروش به شیعه، انگ اشعری گری زده است. این اتهام جبری گرایی و اشعری گرایی به شیعیان خیلی برایش سنگین بود. 


توجه به عقلانیت شیعه
به عقل و عقلانیت دینی توجه داشت و مخاطبانش را به تفکر و تعقّل دعوت می کرد. از جهت فکری به «مکتب تفکیک» نزدیک بود ولی روحیه تکفیری و توهین به فلاسفه و عرفا نداشت و با برخی فلاسفه مانند آیت‌الله جوادی آملی و شاگردان فلسفی او و آیت الله مصباح یزدی، ارتباط داشت. به کتاب «الحیات» استاد حکیمی و روایات معصومین(ع) توجه زیادی داشت و در هر جلسه، برخی احادیث و خاطراتی از علمای گذشته نقل می کرد. 


نگاه فراملی و دغدغه های بین المللی
روی نگاه های فراملی نیروهای انقلابی تأکید داشت و مخاطبانش در ارتباط با او، با برخی چهره ها و شخصیت ها و حوادث بین المللی آشنا می شدند. به مسائل سیاسی در جهان اسلام و عرصه بین المللی هم توجه داشت و سعی می کرد حوادث مختلف را در ارتباط با یکدیگر بهفمد و تحلیل کند. بعضاً نامه هایی سرگشاده خطاب به آن شخصیت‌های بین‌المللی (مانند دبیرکل سازمان ملل متحد و...) می نوشت یا در نوشتارهایش آنها را مورد خطاب قرار می داد. وی معتقد بود «دلیل این همه دشمنی کفر و نفاق با ایران... همین است که ایران می خواهد شعار لااله الا الله و محمد رسول الله را گسترش دهد و گسترش چنین فرهنگی باعث نابودی فرهنگ زر و زور و تزویر خواهد بود.» (ر.ک: فرهنگ پادشاهی با شمشیر؛ باور سردمداران ایالات متحده، خبرگزاری مهر، تاریخ 16 مرداد 1397)

 

منتقد سیاست های اقتصادی لیبرالی و سرمایه‌داری
حاج حیدر منتقد سیاست های اقتصادی لجام گسیخته لیبرالی و سرمایه داری بود و منتقد اشرافی گری و تحجّر مذهبی و انجمن حجتیه هم بود. اگرچه در جوانی مدتی با اعضای انجمن حجتیه در مشهد مرتبط بود ولی با تغییر و تحولاتی که در اهداف و برنامه های انجمن حجتیه و بی توجهی شدید به سیاست و نقد نظام پهلوی دید، از آن مجموعه جدا شد و منتقد فعالیت ها و رویکردهای انجمن حجتیه شد و در کتابش به نام «از انجمن پیروان قرآن تا انجمن حجتیه» به آنها پرداخته است. این کتاب از جهت تقسیم دوره ای و سیر تحولات و تطورات انجمن طی سالهای مختلف، تحلیل خوبی برای شناخت ادوار این تشکل مذهبی فعال می دهد. فعالان مذهبی و مسجدی را از ساده لوحی و ساده فکری تحذیر می داد و بارها اعلام می کرد که افراد مذهبی باید خیلی باهوش و تیز و زیرک باشند و فریب ظواهر و مقدس مآبی را نخورند و به ظواهر و قیافه های موجّه و غلط انداز بسنده نکنند.


منتقد و ناظر سرسخت دستگاههای نظارتی و قضایی
از منتقدان مذهبی و انقلابی دستگاه قضایی بود و بارها مسئولان قضایی کشوری و استانی را در پرونده های مختلف، مورد سئوال و انتقاد قرار می داد. بر اصلاح دستگاه قضایی خیلی تأکید داشت و اصلاح دستگاه قضایی را یکی از ضرورت های فوری و حیاتی کشور می دانست. منتقد بعضی احکام و آرای قضایی در برخی پرونده ها بود و از بی توجهی و کاهلی دستگاه قضایی و نهادهای نظارتی به پرونده های مفسدین اقتصادی به شدت گله مند و معترض بود. 

 

یکی از شاخص ترین برنامه های او سخنرانی در همایش «محاکمه مردمی» در سال موسوم به مطالبه از مسئولان، در مشهد بود که سروصدای زیادی کرد و حواشی بسیاری به همراه داشت. لذا غالب فعالان بسیج دانشجویی دانشگاههای دولتی و آزاد مشهد و حتی منطقه ـ در دهه هشتاد ـ او را به اسم یا با نامه های انتقادی و روحیات مطالبه گرایانه و عدالتخواهانه اش می شناختند که یک پیرمرد و پدر شهیدی، نویسنده منتقدی است و خیلی صریح و شفاف و بدون محافظه کاری و ملاحظه کاری و جناح گرایی، از عملکردهای اشتباه یا ضعیف مسئولان انتقاد می کند. برایش فرقی ندارند که از چه طیف و جناحی باشند و هم منتقد مدیران متخلّف و ضعیف اصولگرا بود و هم اصلاح طلب.

 

به مسائل اقتصادی و کشاورزی کشور نیز توجه داشت و فراخور دانش و اطلاعات و تجربیاتش در موضوعات اقتصادی و کشاورزی، ورود می کرد و پیشنهاداتی هم ارائه می داد و صرفاً منتقد سلبی نبود، بلکه نظرات اصلاحی اش را نیز بیان می کرد. از نمد انتقادات و شُهرتش برای خود کلاهی ندوخت و احساس وظیفه می کرد که در مسائل استان و کشور ـ حتی الامکان ـ اظهار نظر و امر به معروف و نهی از منکر بکند و بی تفاوت و خنثی نباشد. حاج حیدر نسبت به همسن و سالان خود، سعه صدر بالایی داشت و حرف‌های جوانان و مخاطبان را می‌شنید. اگرچه گاهی اوقات با هشدارها و تعابیری آنها را می‌نواخت. عدالت‌خواهی و ظلم‌ستیزی و مردمی بودن ویژگی‌های مهم او بود. با اینکه وضع اقتصادی خوبی داشت، ولی ساده‌زیست بود و به دنیا گرایش نداشت و از تجمّل‌گرایی گریزان بود.

 

  • فکرت
  • انقلاب اسلامی
  • حیدر رحیم‌پور
  • مشهد

آخرین یادداشت ها

  • هلیا دوطاقی

    صحنه اعتراض ایران کجاست؟!

    باید با صراحت گفت کارگران، زحمتکشان و مستضعفین صاحبان و حافظان اصلی این انقلاب‌اند. مطالبات آن‌ها  دقیقاً در امتداد اهداف انقلاب قرار دارد

  • حبیب‌الله بابایی

    آوانگاردهای تمدن در ایران معاصر

    ویژگی بارز جریان انقلابی ایران، «اصالت» و «مولد بودن» است. این جریان به جای دلالی اقتصادی، در حال تولید قدرت، علم و امنیت است.

  • سهیلا صادقی

    وقتی تاریخ قربانی ژست سیاسی می‌شود

    جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • علیرضا قائمی‌نیا

    نقش استعاره‌های مفهومی در جنگ شناختی

    آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند.

  • محمد کرمی‌نیا

    فروغی؛ «ناجی» محافل کافه‌ نشین!

    «منجی واقعی» ایران، هرگز از میان کسانی که در آستانه دربارها زانو زده‌اند، برنخواهد خاست. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «آگاهی اصیل» نیاز دارد، نه آگاهی وارداتی و دست‌چندمی که در مجلات رنگین‌نامه تبلیغ می‌شود.

  • محمدرضا جلایی‌پور

    هفت انگاره خطا درباره جنبش خيابانی امروز

    بسياري از رسانه‌ها و ناظران جهاني و حتي بخشي از روشنفكران و اصحاب علوم اجتماعي كشورمان گويي با ذهني استعمارزده نگاهي تحقيرآميز به اكثريت حاضران در اين تجمع‌ها دارند.

  • مصطفی شجاعی

    استعمار و اراده ملت

    مقاومت را نباید فقط در سنگر و میدان نبرد جست‌وجو کرد، مقاومت، در معنای عمیق‌تر، امتناع از واگذاری اختیار خویش است و جامعه‌ای که در شرایط فشار، جنگ و تهدید همچنان خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند.

  • علیرضا نصراصفهانی

    مأموریت ایران؛ خلق امکان

    مقاومت هنگامی اهمیت نظری پیدا می‌کند که به صورتِ یک تصمیم درباره نحوه بودن در جهان ظاهر شود. در این معنا، مقاومت صرفاً نفی دیگری نیست؛ حفظِ امکانِ ادامه‌دادنِ یک جهان است.

  • حسین کچویان

    کاسبانِ فروپاشی

    ماهیت کشور را اندیشه‌ها، افکار، میراث، نحوۀ تعاملات، خلاصه علایق و تمایلات مردم می‌سازد. این هویت با وقوع انقلاب اسلامی، عمیق‌تر هم شده است و این‌ها چیزی است که ایستادگی را رقم می‌زند.

پربازدیدترین یادداشت ها

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • محمد کرمی‌نیا

    فروغی؛ «ناجی» محافل کافه‌ نشین!

    «منجی واقعی» ایران، هرگز از میان کسانی که در آستانه دربارها زانو زده‌اند، برنخواهد خاست. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «آگاهی اصیل» نیاز دارد، نه آگاهی وارداتی و دست‌چندمی که در مجلات رنگین‌نامه تبلیغ می‌شود.

  • حسین کچویان

    کاسبانِ فروپاشی

    ماهیت کشور را اندیشه‌ها، افکار، میراث، نحوۀ تعاملات، خلاصه علایق و تمایلات مردم می‌سازد. این هویت با وقوع انقلاب اسلامی، عمیق‌تر هم شده است و این‌ها چیزی است که ایستادگی را رقم می‌زند.

  • معصومه جمشیدی

    وقتی وداع، تمدنی نو می‌آفریند

    آنچه یک وداع را ماندگار می‌کند، تصمیمی است که پس از پایان مراسم گرفته می‌شود؛ تصمیم برای صادق‌تر زیستن، مسئولانه‌تر عمل کردن و وفادار ماندن به ارزش‌هایی که جامعه آنها را شایسته پاسداشت می‌داند.

  • یاسر عسکری

    نویسنده متعهد و اندیشمند عدالتخواه

    استاد محمدرضا حکیمی واقعاً دلسوز نظام بود و برای نظام و رهبری و مسئولان خدمتگزار دعا می‌کرد. از آن‌ طرف هم نسبت به افراد بی‌تفاوت در مقابل درد و رنج و کمبودهای مردم نفرت داشت.

  • اعظم مهربان

    شهادت امام امت؛ از تثبیت انقلاب تا تضعیف هژمونی غرب

    یکی از مهم ترین آثار شهادت امام امت، عبور انقلاب از وابستگی به شخص و ورود آن به مرحله نهادینه شدن بود. هر نهضتی اگر به یک فرد محدود بماند، با فقدان آن فرد آسیب پذیر میشود، اما اگر فرد به نماد یک منطق تبدیل شود، غیاب او نیز به استمرار همان منطق کمک می کند.

  • محمد عرفان‌خانی

    امنیت‌زدایی در پوشش دموکراسی‌خواهی

    در شرایط فعلی، پیش‌نیاز هرگونه گشایش سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی، برخورداری از امنیت پایدار است. بدون ثبات و امنیت، نه توسعه ممکن است، نه آزادی معنا پیدا می‌کند و نه مردم‌سالاری امکان تحقق واقعی خواهد داشت.

  • سید محمدمهدی شرف‌الدین

    از خبر تا فهم؛ توقف ژورنالیسم اندیشه‌ در پله نخست

    اولین مشکل ژورنالیست‌های اندیشه در خلال جنگ‌های اخیر، اتکای بیش از حد آنها بر اخبار است. تمام صفحات و کانال‌های علمی در دوران جنگ صرفا به بازتاب اخبار می‌پرداختند و کمتر زحمت تحلیل را به خود می‌دادند.

  • سید مهدی موسوی

    رسانه‌های مدرن و اضمحلال قدرت تحلیل

    وجه مهمی از بایسته‌های ساخت روایت قوی، جریان ساز، به این مساله گره می‌خورد که در روایت‌ها باید اولین بود و در عین حال در ارایه معنا، حفظ و تثبیت آن، حرفه ای و اثرگذار و این سخن، ترجمانِ قدرت برتر روایی در عصر رسانه‌هاست.

  • علی دادور

    پارادایم توسعه و حکمرانی در اقتصاد 

    اقتصاد ایران سال‌هاست درگیر دور باطل تورم، نوسان ارزی، دلالی و رشد نامتوازن قیمت‌هاست. این بحران، صرفاً حاصل چند تصمیم اشتباه مقطعی نیست، بلکه ریشه در ساختارهای ناکارآمد و وابستگی‌های مزمن دارد

  • محمد عرفان‌خانی

    روایتی جدید از میراث قدیم

    فیرحی سال‌ها در محضر طباطبایی شاگردی کرده ولی از منتقدین اصلی نظام نظریه ایرانشهری و مخالف تفسیر ایرانشهری از مسأله نسبت سنت و تجدد است. 

یادداشت های مشابه

  • هلیا دوطاقی

    صحنه اعتراض ایران کجاست؟!

    باید با صراحت گفت کارگران، زحمتکشان و مستضعفین صاحبان و حافظان اصلی این انقلاب‌اند. مطالبات آن‌ها  دقیقاً در امتداد اهداف انقلاب قرار دارد

  • حبیب‌الله بابایی

    آوانگاردهای تمدن در ایران معاصر

    ویژگی بارز جریان انقلابی ایران، «اصالت» و «مولد بودن» است. این جریان به جای دلالی اقتصادی، در حال تولید قدرت، علم و امنیت است.

  • سهیلا صادقی

    وقتی تاریخ قربانی ژست سیاسی می‌شود

    جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • علیرضا قائمی‌نیا

    نقش استعاره‌های مفهومی در جنگ شناختی

    آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند.

  • محمد کرمی‌نیا

    فروغی؛ «ناجی» محافل کافه‌ نشین!

    «منجی واقعی» ایران، هرگز از میان کسانی که در آستانه دربارها زانو زده‌اند، برنخواهد خاست. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «آگاهی اصیل» نیاز دارد، نه آگاهی وارداتی و دست‌چندمی که در مجلات رنگین‌نامه تبلیغ می‌شود.

  • محمدرضا جلایی‌پور

    هفت انگاره خطا درباره جنبش خيابانی امروز

    بسياري از رسانه‌ها و ناظران جهاني و حتي بخشي از روشنفكران و اصحاب علوم اجتماعي كشورمان گويي با ذهني استعمارزده نگاهي تحقيرآميز به اكثريت حاضران در اين تجمع‌ها دارند.

  • مصطفی شجاعی

    استعمار و اراده ملت

    مقاومت را نباید فقط در سنگر و میدان نبرد جست‌وجو کرد، مقاومت، در معنای عمیق‌تر، امتناع از واگذاری اختیار خویش است و جامعه‌ای که در شرایط فشار، جنگ و تهدید همچنان خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند.

  • حسین کچویان

    کاسبانِ فروپاشی

    ماهیت کشور را اندیشه‌ها، افکار، میراث، نحوۀ تعاملات، خلاصه علایق و تمایلات مردم می‌سازد. این هویت با وقوع انقلاب اسلامی، عمیق‌تر هم شده است و این‌ها چیزی است که ایستادگی را رقم می‌زند.

  • محمد عرفان‌خانی

    روایتی جدید از میراث قدیم

    فیرحی سال‌ها در محضر طباطبایی شاگردی کرده ولی از منتقدین اصلی نظام نظریه ایرانشهری و مخالف تفسیر ایرانشهری از مسأله نسبت سنت و تجدد است. 

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.