ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/kre744yz

پیوند کپی شد ✅
مصطفی شجاعی

آیت الله طالقانی؛ مسئله ایمان در عصر اجتماع

آیت الله محمود طالقانی را باید دوباره در متن یک پرسش خواند،این‌که چگونه می‌توان دینی داشت که از جامعه نگریزد، اما در قدرت گم نشود؟!

  • 8

  • 0

  • 0

گاهی مرگ یک شخصیت، بیش از زندگانی‌اش درباره جایگاهش در تاریخ سخن می‌گویند. برخی آدم‌ها وقتی از جهان می‌روند، تنها یک صندلی، یک عنوان یا یک جایگاه خالی باقی می‌گذارند؛ اما فقدان برخی دیگر، جامعه را با خلأیی مواجه می‌کند که  به ‌آسانی با حضور فرد دیگری پر نمی‌شود، و آیت‌الله محمود طالقانی از این دسته بود. ایشان در شهریور ماه  ۱۳۵۸، جامعه ایران تنها یک روحانی مبارز یا نخستین امام جمعه تهران را از دست نداد؛ صدایی خاموش شد که می‌کوشید میان ایمان و زندگی اجتماعی، قرآن و انسان و میان دینداری و آزادی، نسبتی تازه برقرار کند، و آیت الله طالقانی را می‌توان از خلال همین نسبت‌ها فهمید. 


اهمیت شخصیت آیت الله طالقانی فقط در سال‌های مبارزه، زندان، سخنرانی‌ها یا حضورش در نخستین روزهای پس از انقلاب خلاصه نمی‌شود، بلکه آنچه شخصیت ایشان را برای تاریخ اندیشه ایران مهم می‌کند، پرسشی است که در تمام حیات فکری‌اش جاری بود؛ ایمان، هنگامی که از خلوت فردی بیرون می‌آید و وارد متن جامعه می‌شود، چه مسئولیتی پیدا می‌کند؟ این پرسش، طالقانی را از یک چهره صرفاً سیاسی فراتر می‌برد و ایشان را در شمار روحانیانی قرار می‌دهد که مسئله‌شان فقط دین‌داری فرد نبود؛ بلکه امکان زیست اجتماعی دین بود. در نگاه ایشان، قرآن کتابی برای ماندن در قفسه‌ها یا حتی صرفاً موضوعی برای تفسیر نبود؛ متن زنده‌ای بود که باید با رنج، آزادی، عدالت و سرنوشت انسان معاصر سخن بگوید، و پرتوی از قرآن را نیز می‌توان در چنین افقی خواند؛ تلاشی برای بیرون آوردن قرآن از انتزاع و قرار دادن آن در میدان زندگی انسان است. از این منظر، ایمان برای آیت الله طالقانی بیش از آن¬که یک امتیاز معنوی باشد، یک مسئولیت بود. مؤمن بودن نمی‌توانست انسان را از جامعه جدا کند؛ برعکس، هرچه ایمان عمیق‌تر می‌شد، مسئولیت انسان در برابر دیگری، در برابر ظلم و در برابر سرنوشت عمومی جامعه نیز سنگین‌تر می‌شد، و این¬جا یکی از مهم‌ترین وجوه اندیشه ایشان آشکار می‌شود؛ ایمان اگر اجتماعی نشود، بخشی از حقیقت خود را از دست می‌دهد.


همچنین  اجتماعی‌شدن ایمان نیز برای آیت الله طالقانی به معنای تبدیل دین به ابزار قدرت نبود، و درست در همین نقطه است که شخصیت ایشان پیچیده و در عین حال معاصر می‌شود. آیت الله ظالقانی از یک سو دین را از کنج عزلت بیرون می‌کشید و آن را نسبت به سرنوشت جامعه مسئول می‌دانست و از سوی دیگر، شأن انسان، آزادی و اراده اش را نمی‌توانست در پای هیچ ساختار قدرتی قربانی کند. از این منظر، آیت الله طالقانی در میانه دو خطر حرکت می‌کرد؛ دینی که از جامعه فاصله می‌گیرد و به امر خصوصی فروکاسته می‌شود، و دینی که چنان با قدرت درهم می‌آمیزد که توان اخلاقی خود برای نقد قدرت را از دست می‌دهد، و شاید یکی از مهم‌ترین وجوه شخصیت ایشان  در پی حضور دین بود، اما نه به قیمت غیبت انسان.


عنوان نخستین امام جمعه تهران نیز در همین چارچوب معنایی فراتر از یک عنوان تاریخی پیدا می‌کند. نماز جمعه برای ایشان صرفاً بازگشت یک مناسک به عرصه عمومی نبود؛ بلکه نشانه‌ای از بازگشت دین به متن گفت‌وگوی اجتماعی بود. مسجد و منبر، در این تلقی، تنها محل بیان احکام نبودند؛ می‌توانستند عرصه مواجهه دین با دردهای واقعی مردم باشند. از این رو، نماز جمعه اگر در معنای عمیق خود فهمیده شود، نوعی اعلام حضور اخلاقی دین در جامعه است؛ حضوری که باید شنونده رنج مردم باشد و قدرت را نیز از پرسش و نقد معاف نکند. آیت الله طالقانی از همین جهت، روحانی یک جامعه در حال تولد بود؛ جامعه‌ای که می‌خواست از استبداد عبور کند، اما هنوز درباره نسبت آزادی، عدالت، دین و قدرت به پاسخ نهایی نرسیده بود.

 

ایشان خود نیز محصول همین پرسش‌های بزرگ بود، و  نه می‌توان ایشان را به یک سیاستمدار تقلیل داد و نه به یک عالم منزوی نسبت داد، بلکه در وجود ایشان، عالم دینی، مفسر قرآن، مبارز سیاسی، خطیب اجتماعی و روشنفکری دینی به هم می‌رسیدند؛ اما هیچ‌کدام به تنهایی تمام آیت الله طالقانی نبود، و شاید به همین دلیل است که ایشان هنوز موضوعی تمام‌شده نیست. از این منظر، شخصیت‌هایی که صرفاً متعلق به زمانه خود هستند، با تغییر زمانه به خاطره تبدیل می‌شوند؛ اما شخصیت‌هایی که یک مسئله بنیادین را نمایندگی می‌کنند، پس از مرگ نیز به پرسش ادامه می‌دهند، و آیت الله طالقانی از همین جنس است.


پرسش ایشان برای امروز الزاماً این نیست که در فلان مقطع تاریخی چه گفت یا در فلان واقعه سیاسی چه موضعی گرفت، بلکه پرسش عمیق‌تر این است که آیا می‌توان از ایمانی سخن گفت که هم در برابر حقیقت متواضع باشد و هم در برابر انسان مسئول؟ آیا می‌توان دین را اجتماعی کرد، بی‌آنکه انسان را در ساختار قدرت مستهلک کرد؟ آیا می‌توان مؤمن بود و در عین حال آزادی انسان را پاس داشت؟ و شاید راز ماندگاری ایشان در همین باشد که میان ایمان  و انسان دیواری نمی‌کشید. برای وی، ایمان قرار نبود انسان را از جهان دور کند؛ قرار بود انسان را در جهان مسئول‌تر کند. دین قرار نبود جامعه را از پرسش بی‌نیاز کند؛ قرار بود وجدان جامعه را بیدار نگه دارد. از این منظر، وفات آیت الله طالقانی را می‌توان فقدان یک وجدان واسط نیز دانست؛ کسی که می‌کوشید میان سنت و زمانه، حوزه و جامعه، قرآن و مسائل انسان، و دین و آزادی گفت‌وگو برقرار کند، و مرگ ایشان در آغاز راه جمهوری اسلامی تنها پایان زندگی یک شخصیت تاریخی نبود، بلکه  پایان حضور یکی از صداهایی بود که می‌توانست در نسبت میان ایمان و قدرت، همزمان از درون سنت دینی سخن بگوید و دغدغه آزادی و کرامت انسان را نیز فراموش نکند.


بنابراین، امروز، بیش از آنکه به آیت الله طالقانی برای پاسخ‌هایش نیاز داشته باشیم به پرسش‌هایش نیازمندیم. همچنین میراث ایشان را نباید در تصویرهای یادبود، خاطرات مبارزه یا عنوان اولین امام جمعه تهران محصور کرد. آیت الله محمود طالقانی را باید دوباره در متن یک پرسش خواند،  چگونه می‌توان دینی داشت که از جامعه نگریزد، اما در قدرت گم نشود؛ ایمانی داشت که انسان را مسئول‌تر کند، نه مطیع‌تر؛ و معنویتی داشت که در برابر رنج اجتماعی، سکوت را فضیلت نداند؟ شاید  طالقانی هنوز زنده است، نه به این معنا که پاسخ‌هایش برای همه زمان‌ها آماده است، بلکه از آن رو که مسئله او هنوز مسئله ماست؛ چگونه می‌توان مؤمن بود، اجتماعی بود و آزاد ماند؟

  • فکرت
  • آیت الله طالقانی
  • دین
  • جامعه
  • انقلاب اسلامی

آخرین یادداشت ها

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • علیرضا قائمی‌نیا

    نقش استعاره‌های مفهومی در جنگ شناختی

    آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند.

  • محمد کرمی‌نیا

    فروغی؛ «ناجی» محافل کافه‌ نشین!

    «منجی واقعی» ایران، هرگز از میان کسانی که در آستانه دربارها زانو زده‌اند، برنخواهد خاست. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «آگاهی اصیل» نیاز دارد، نه آگاهی وارداتی و دست‌چندمی که در مجلات رنگین‌نامه تبلیغ می‌شود.

  • محمدرضا جلایی‌پور

    هفت انگاره خطا درباره جنبش خيابانی امروز

    بسياري از رسانه‌ها و ناظران جهاني و حتي بخشي از روشنفكران و اصحاب علوم اجتماعي كشورمان گويي با ذهني استعمارزده نگاهي تحقيرآميز به اكثريت حاضران در اين تجمع‌ها دارند.

  • مصطفی شجاعی

    استعمار و اراده ملت

    مقاومت را نباید فقط در سنگر و میدان نبرد جست‌وجو کرد، مقاومت، در معنای عمیق‌تر، امتناع از واگذاری اختیار خویش است و جامعه‌ای که در شرایط فشار، جنگ و تهدید همچنان خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند.

  • علیرضا نصراصفهانی

    مأموریت ایران؛ خلق امکان

    مقاومت هنگامی اهمیت نظری پیدا می‌کند که به صورتِ یک تصمیم درباره نحوه بودن در جهان ظاهر شود. در این معنا، مقاومت صرفاً نفی دیگری نیست؛ حفظِ امکانِ ادامه‌دادنِ یک جهان است.

  • حسین کچویان

    کاسبانِ فروپاشی

    ماهیت کشور را اندیشه‌ها، افکار، میراث، نحوۀ تعاملات، خلاصه علایق و تمایلات مردم می‌سازد. این هویت با وقوع انقلاب اسلامی، عمیق‌تر هم شده است و این‌ها چیزی است که ایستادگی را رقم می‌زند.

  • معصومه جمشیدی

    وقتی وداع، تمدنی نو می‌آفریند

    آنچه یک وداع را ماندگار می‌کند، تصمیمی است که پس از پایان مراسم گرفته می‌شود؛ تصمیم برای صادق‌تر زیستن، مسئولانه‌تر عمل کردن و وفادار ماندن به ارزش‌هایی که جامعه آنها را شایسته پاسداشت می‌داند.

  • علی دادور

    دولت از الگوی رجایی تا وفاق شعاری

    زبان و گفتمانی که برای توضیح این وفاق‌ها به کار گرفته می‌شود عمدتاً بروکراتیک و رسمی است و کمتر ترجمه‌ای برای زندگی روزمره مردم پیدا می‌کند.

  • یاسر عسکری

    نویسنده متعهد و اندیشمند عدالتخواه

    استاد محمدرضا حکیمی واقعاً دلسوز نظام بود و برای نظام و رهبری و مسئولان خدمتگزار دعا می‌کرد. از آن‌ طرف هم نسبت به افراد بی‌تفاوت در مقابل درد و رنج و کمبودهای مردم نفرت داشت.

پربازدیدترین یادداشت ها

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • معصومه جمشیدی

    وقتی وداع، تمدنی نو می‌آفریند

    آنچه یک وداع را ماندگار می‌کند، تصمیمی است که پس از پایان مراسم گرفته می‌شود؛ تصمیم برای صادق‌تر زیستن، مسئولانه‌تر عمل کردن و وفادار ماندن به ارزش‌هایی که جامعه آنها را شایسته پاسداشت می‌داند.

  • یاسر عسکری

    نویسنده متعهد و اندیشمند عدالتخواه

    استاد محمدرضا حکیمی واقعاً دلسوز نظام بود و برای نظام و رهبری و مسئولان خدمتگزار دعا می‌کرد. از آن‌ طرف هم نسبت به افراد بی‌تفاوت در مقابل درد و رنج و کمبودهای مردم نفرت داشت.

  • اعظم مهربان

    شهادت امام امت؛ از تثبیت انقلاب تا تضعیف هژمونی غرب

    یکی از مهم ترین آثار شهادت امام امت، عبور انقلاب از وابستگی به شخص و ورود آن به مرحله نهادینه شدن بود. هر نهضتی اگر به یک فرد محدود بماند، با فقدان آن فرد آسیب پذیر میشود، اما اگر فرد به نماد یک منطق تبدیل شود، غیاب او نیز به استمرار همان منطق کمک می کند.

  • محمد عرفان‌خانی

    امنیت‌زدایی در پوشش دموکراسی‌خواهی

    در شرایط فعلی، پیش‌نیاز هرگونه گشایش سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی، برخورداری از امنیت پایدار است. بدون ثبات و امنیت، نه توسعه ممکن است، نه آزادی معنا پیدا می‌کند و نه مردم‌سالاری امکان تحقق واقعی خواهد داشت.

  • سید محمدمهدی شرف‌الدین

    از خبر تا فهم؛ توقف ژورنالیسم اندیشه‌ در پله نخست

    اولین مشکل ژورنالیست‌های اندیشه در خلال جنگ‌های اخیر، اتکای بیش از حد آنها بر اخبار است. تمام صفحات و کانال‌های علمی در دوران جنگ صرفا به بازتاب اخبار می‌پرداختند و کمتر زحمت تحلیل را به خود می‌دادند.

  • سید مهدی موسوی

    رسانه‌های مدرن و اضمحلال قدرت تحلیل

    وجه مهمی از بایسته‌های ساخت روایت قوی، جریان ساز، به این مساله گره می‌خورد که در روایت‌ها باید اولین بود و در عین حال در ارایه معنا، حفظ و تثبیت آن، حرفه ای و اثرگذار و این سخن، ترجمانِ قدرت برتر روایی در عصر رسانه‌هاست.

  • مستانه صفری مقدم

    دکترین ثبات در هندسه قدرت رهبری

    رهبر شهید انقلاب، بیش از آن که قدرت را حفظ کند، قابلیت بقا را بنیان گذاشت و این، میراثی است که ارزش آن نه فقط در گذشته، بلکه در آینده آشکارتر خواهد شد

  • علی دادور

    پارادایم توسعه و حکمرانی در اقتصاد 

    اقتصاد ایران سال‌هاست درگیر دور باطل تورم، نوسان ارزی، دلالی و رشد نامتوازن قیمت‌هاست. این بحران، صرفاً حاصل چند تصمیم اشتباه مقطعی نیست، بلکه ریشه در ساختارهای ناکارآمد و وابستگی‌های مزمن دارد

یادداشت های مشابه

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • علیرضا قائمی‌نیا

    نقش استعاره‌های مفهومی در جنگ شناختی

    آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند.

  • محمد کرمی‌نیا

    فروغی؛ «ناجی» محافل کافه‌ نشین!

    «منجی واقعی» ایران، هرگز از میان کسانی که در آستانه دربارها زانو زده‌اند، برنخواهد خاست. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «آگاهی اصیل» نیاز دارد، نه آگاهی وارداتی و دست‌چندمی که در مجلات رنگین‌نامه تبلیغ می‌شود.

  • محمدرضا جلایی‌پور

    هفت انگاره خطا درباره جنبش خيابانی امروز

    بسياري از رسانه‌ها و ناظران جهاني و حتي بخشي از روشنفكران و اصحاب علوم اجتماعي كشورمان گويي با ذهني استعمارزده نگاهي تحقيرآميز به اكثريت حاضران در اين تجمع‌ها دارند.

  • مصطفی شجاعی

    استعمار و اراده ملت

    مقاومت را نباید فقط در سنگر و میدان نبرد جست‌وجو کرد، مقاومت، در معنای عمیق‌تر، امتناع از واگذاری اختیار خویش است و جامعه‌ای که در شرایط فشار، جنگ و تهدید همچنان خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند.

  • حسین کچویان

    کاسبانِ فروپاشی

    ماهیت کشور را اندیشه‌ها، افکار، میراث، نحوۀ تعاملات، خلاصه علایق و تمایلات مردم می‌سازد. این هویت با وقوع انقلاب اسلامی، عمیق‌تر هم شده است و این‌ها چیزی است که ایستادگی را رقم می‌زند.

  • محمد عرفان‌خانی

    روایتی جدید از میراث قدیم

    فیرحی سال‌ها در محضر طباطبایی شاگردی کرده ولی از منتقدین اصلی نظام نظریه ایرانشهری و مخالف تفسیر ایرانشهری از مسأله نسبت سنت و تجدد است. 

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.