ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/5300mc9r

پیوند کپی شد ✅
ایلیا داوودی

لکنت تئوری‌های غربی در فهم خیابان‌های ایران

خیابان ایرانی؛ باطل‌السحر کودتاهای شناختی و تجلی بازدارندگی اجتماعی جامعه‌شناسی غربی مفهوم «خیابان» را همواره میان دوگانه «معبرِ گردش سرمایه و مصرف» یا «آوردگاهِ شورش و تخاصم طبقاتی» محبوس دیده است.

  • 0

  • 0

  • 0

جامعه‌شناسی مدرن که زادگاهش جهان پسارنسانس، سکولار و سرمایه‌زده غرب است، همواره تلاش کرده پدیده «خیابان» و رفتار جمعی انسان‌ها در زیست‌شهر را با مفاهیم تقلیل‌گرایانه و دوگانه‌های مادی توضیح دهد. از این منظر، زمانی که خیابان‌های ایران به صحنه حضور ممتد، پیوسته و تمدن‌ساز میلیون‌ها انسان تبدیل می‌شود، جامعه‌شناسان کلاسیک و تحلیلگران اتاق‌های فکر غرب، با لکنت تحلیلی مواجه می‌شوند، چرا که این حضور نه با معیارهای انقلاب‌های رنگین همخوانی دارد، نه با منطق شورش‌های تهیدستان و نه با الگوی کارناوال‌های پسامدرن. آنچه در بستر انقلاب اسلامی و در بزنگاه‌های تاریخی و سرنوشت‌ساز این سرزمین در پهنه خیابان رخ می‌دهد، بازتولید یک کلان‌نظریه جدید در جامعه‌شناسی سیاسی و فلسفه فضاست؛ پدیده‌ای که خیابان را از یک عنصر کالبدی خنثی یا عرصه منازعه قدرت، به کنشگر معنابخش، پیوندزننده و بازدارنده تبدیل می‌کند. برای فهم این پدیده شگرف، ناگزیر باید نسبت میان انسان، فضا و حاکمیت را در 2 گستره فکری شرق و غرب، با منطق بومی و الهی انقلاب اسلامی بازخوانی کرد.

فتیشیسم کالا و تقلیل انسان به سوژه مصرف در منطق لیبرال
در تاریخ اندیشه اجتماعی غرب، مفهوم فضای عمومی، به‌ویژه خیابان عمدتا میان 2 پارادایم مسلط چپ (مارکسیستی و انتقادی) و راست (لیبرال-کاپیتالیستی) دست‌به‌دست شده است.
در نظریه شهری لیبرالیسم، خیابان شأنی جز تسهیل گردش سرمایه ندارد. خیابان در این رویکرد، امتداد منطق بازار است؛ معبری است که در آن «بدن‌ها» صرفا از نقطه‌ای به نقطه دیگر جابه‌جا می‌شوند تا چرخه‌های تولید و مصرف صنعتی متوقف نماند. خیابان تکنوکراتیک و لیبرال، تلاشی مداوم برای سیاست‌زدایی از فضاست. در اینجا انسان‌ها به اتم‌های منزوی و سوژه‌های مصرف‌کننده بدل می‌شوند که در پیاده‌روها پرسه می‌زنند (پدیده فلانور)، ویترین‌ها را نظاره می‌کنند و زمان خود را در ازای تجربه کالا به فروش می‌رسانند. فضا در این دیدگاه، فاقد روح جمعی، عاری از امر قدسی و بیگانه با پیوندهای ایمانی است. اگر هم تجمعی شکل بگیرد، ذیل منطق رویدادهای تفریحی مصرف‌محور یا کارناوال‌های گذرا تعریف می‌شود که هدف غایی آن، تخلیه هیجانی جامعه و تداوم آرامش چرخه اقتصاد سرمایه‌داری است.
در نقطه مقابل، جامعه‌شناسی انتقادی و سنت مارکسیستی، خیابان را از زاویه تضاد طبقاتی و نزاع بی‌پایان با هسته قدرت می‌نگرد. در این دیدگاه که متفکرانی چون «آنری لوفور» در بحث «حق به شهر» یا «اریک هابزبام» و «دیوید هاروی» آن را بسط داده‌اند، خیابان صرفا زمانی معنای حقیقی می‌یابد که به صحنه تخاصم، مسدودسازی، برپایی سنگر و مواجهه ویرانگر توده با حاکمیت تبدیل شود. چپ‌ها خیابان را اساسا ضدحاکمیت می‌دانند؛ بستری که بناست در آن اراده فرودستان علیه فرادستان طغیان کند و سامان سیاسی مستقر را به زیر بکشد. بنابراین در خوانش چپ، هر خیابانی دست در دست قدرت بگذارد یا مؤید نظم حاکم باشد، به «آگاهی کاذب» و «خیانت به طبقه» متهم می‌شود. از این رو، جامعه‌شناسی متأثر از چپ، از درک خیابانی که حامل سازندگی سیاسی و وحدت ارگانیک با ساختار ولایی باشد، ذاتا عاجز است.

چرخش گفتمانی انقلاب اسلامی در فلسفه فضا
انقلاب اسلامی ایران با طرح اندیشه‌ای نوین بر پایه پیوند امت و امامت، هر دو پارادایم فوق را پشت سر گذاشت و تعریف بی‌سابقه‌ای از فضای عمومی ارائه کرد. از زمستان ۵۷ تاکنون، خیابان در اندیشه حضرت امام خمینی و حضرت امام شهید خامنه‌ای اعلی‌الله مقامهماالشریف ماهیتی یکسره متفاوت یافته است.
در منظومه معرفتی انقلاب اسلامی، خیابان:
1-
محراب سیاست متعالی است: اگر در لیبرالیسم خیابان مظهر کفر عملی و مصرف‌گرایی و در مارکسیسم آوردگاه عصیان نیهیلیستی است، در نگاه اسلامی، خیابان امتداد سجاده، محراب و صحن حسینیه است. هنگامی که مردم مؤمن گام در خیابان می‌گذارند، کنش آنان واجد نیت الهی، تقرب و جهاد فی‌ سبیل‌الله می‌شود. تکبیرها، سرودها، راهپیمایی‌های پیوسته و شعائر مذهبی، کالبد شهر را از محیطی سکولار به پهنه‌ای قدسی تبدیل می‌کند.
2-
نفی‌کننده دوگانه ملت-دولت (مردم و حاکمیت) است: بزرگ‌ترین بن‌بست تئوری‌های غربی در مواجهه با ایران این است که آنها رابطه حاکمیت و جامعه را رابطه‌ای «صفر و یک» و مبتنی بر بازی حاصل‌جمع‌ صفر می‌دانند. در این چارچوب، حضور مردم در خیابان باید ماهیتا «علیه» ساختار باشد اما پدیده حضور میلیونی و تداوم‌دار 200 شبی مردم در خیابان‌های ایران در حمایت از آرمان‌های مقاومت و انقلاب، این پیش‌فرض را در هم شکست. خیابان در جمهوری اسلامی، محل بازتولید مشروعیت جوشیده از ایمان و عرصه بیعت مجدد امت با راهبرد ولایت است. خیابان دیگر در برابر دولت نیست، بلکه در کنار ارکان حاکمیتی و بالاتر از آن، روح‌بخش و جهت‌دهنده به رفتار کارگزاران نظام است. 
3-
تولیدکننده همبستگی علیه گسست اجتماعی است: سرمایه‌داری جدید و جنگ شناختی دشمن، با سلاح فردگرایی افراطی و ایجاد شکاف‌های هویتی، قومی و طبقاتی، جامعه را به ذرات تک‌افتاده تبدیل می‌کند. خیابان انقلاب اسلامی، پادزهر این تجزیه اجتماعی است. وقتی اقشار مختلف از دانشگاهی و حوزوی تا کارگر و کاسب، با تنوع سلایق اما حول محور هویت ملی و دینی شانه به شانه هم حرکت می‌کنند، فرآیند جامعه‌سازی توحیدی محقق می‌شود. این خیابان، آفریننده ملت منسجم است.
4-
عنصر استراتژیک قدرت در عصر جنگ ترکیبی است: امروز در مباحث امنیت ملی، خیابان دیگر صرفا بستر انتقال نیرو یا تردد خودروها نیست؛ خیابان، خود به یک سامانه پدافندی و آفندی در جنگ ترکیبی ارتقا یافته. نظام سلطه سال‌هاست با تکیه بر پروپاگاندای رسانه‌ای، تلاش می‌کند جامعه ایران را «خسته»، «منفعل» و «بریده از آرمان‌ها» تصویر کند. دشمن در اتاق‌های عملیات روانی خود چنین محاسبه می‌کند که با فشارهای همه‌جانبه اقتصادی و تهدیدهای نظامی، بدنه اجتماعی از پا درمی‌آید و پیوند جامعه با حاکمیت گسسته می‌شود. در چنین فضای غبارآلودی، حضور ممتد و استوار مردم در میدان‌ها و معابر، ورق را برمی‌گرداند. این حضور دکترین بازدارندگی اجتماعی را فعال می‌کند. محاسبات ژئوپلیتیک غرب متکی بر شمارش موشک‌ها، پدافندها و ناوهای جنگی است اما ایران اسلامی، ضلع سومی به هندسه قدرت افزود که برای پنتاگون و ناتو تعریف‌نشده است: عمق راهبردی درون‌مرزی متکی بر حضور خیابانی. تحلیلگر غربی که پرتابه‌های نقطه‌زن ایران را می‌بیند، وحشت‌زده می‌شود اما آن پدیده‌ای که پایه‌های تصمیم‌گیری تهاجمی دشمن را فلج می‌کند، خیابان‌هایی است که به تسخیر اراده و غیرت ایمانی درآمده‌اند. پیامی که از خیابان مخابره می‌شود این است که این ملت برای مقاومت هزینه می‌دهد و بر سر شرف و خاک خود معامله نمی‌کند.
5-
خنثی‌کننده کودتاهای شناختی است: دشمن با میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری تلاش می‌کند از طریق شبکه‌های مجازی، واقعیت ملموس ایران را وارونه نشان دهد و تصویر جامعه‌ای فروپاشیده را حقنه کند اما وقتی میلیون‌ها انسان با چهره‌های مصمم، کودکان در آغوش و پرچم‌های برافراشته، در روزها و شب‌های متوالی نبض خیابان را به دست می‌گیرند، واقعیت عینی بر توهم مجازی پیروز می‌شود. حقیقت خیابان، باطل‌السحر سناریوهای تجزیه‌طلبانه و براندازانه است.
6-
تبدیل‌کننده سرمایه عاطفی به قدرت راهبردی است: جلوه‌هایی که این روزها و در برهه‌های سرنوشت‌ساز در خیابان‌ها دیده می‌شود، از توزیع نذورات و مواسات گرفته تا سرودخوانی‌های جمعی و اعلام حمایت از جبهه مقاومت، تبدیل عواطف دینی به انرژی فعال سیاسی است. خیابان این انرژی را مهار و به یک خروجی استراتژیک هدایت می‌کند؛ انرژی‌ای که پیامش هم امیدبخشی به رزمندگان خطوط مقدم نبرد در یمن، لبنان و فلسطین است و هم هشدار به متجاوزانی که چشم طمع به این خاک دوخته‌اند.
7-
تجلی‌ساز جامعه ایمانی در مواجهه با تهدیدات اگزیستانسیالیستی است: حضور بی‌وقفه، شجاعانه و حماسه‌ساز مردم ایران در امتداد روزها و شب‌ها، حتی در اوج لفاظی‌های دشمنان و باران توطئه‌ها نشان از نوعی بلوغ تمدنی دارد. در طول تاریخ معاصر جهان، کمتر ملتی را می‌توان سراغ گرفت که در مواجهه با محاصره اقتصادی، فشارهای فزاینده بین‌المللی و تهدیدات مستقیم نظامی، واکنش خود را نه در انزوا، نه در احتکار، نه در غارت و نه در شورش کور علیه هویت خود، بلکه در تجمع، انسجام، پیوند با ولایت و اعلام پایداری در خیابان بازتعریف کند. این رفتار جمعی حاصل یک میراث عمیق تاریخی-معرفتی است. این ملت آموخته کربلا در انزوا تکرار می‌شود و برای عاشورایی نشدن تاریخ، باید در میدان حاضر بود. خیابان انقلابی تجلی‌گاه اصل قرآنی «مَحمدٌ رَسولُ اللَّه وَالَّذينَ مَعَهُ أَشدّاءُ عَلَى الكُفّار رُحَماءُ بَينَهُم» است؛ رحماء بینهم در همدلی، مدارا و اخوت عمیق مردم نسبت به یکدیگر در درون این فضا و اشداء علی الکفار در مشت‌های گره‌کرده و فریادهای رسایی که از حنجره خیابان به سمت کاخ‌های استکبار شلیک می‌شود. جامعه‌شناسان آینده اگر بخواهند پدیده بقا و درخشش جمهوری اسلامی در یکی از پرتلاطم‌ترین دوران‌های غرب آسیا را کالبدشکافی کنند، ناچار خواهند بود پژوهش‌های خود را از تحلیل صرف پشت‌ میزنشینی یا اسناد دیپلماتیک فراتر ببرند. آنها باید خشت‌خشت خیابان‌های این سرزمین را مطالعه کنند؛ خیابان‌هایی که در آنها قطره‌ها جمع شدند، دریا ساختند و هندسه قدرت جهانی را وادار به تعظیم در برابر اراده یک ملت مستقل کردند. در جغرافیای ایران اسلامی، خیابان به سرمایه نمادین، هسته سخت قدرت ملی و آیینه‌ای از جوهره تسلیم‌ناپذیر یک ملت مؤمن ارتقا یافت. 
8-
محل ظهور ملت شجاعی است که موجب سرافرازی ایرانند: این حقیقت که مردم ایران توانسته‌اند تهدیدات ترکیبی و سناریوهای آشوب را به فرصتی برای تجدید میثاق، تقویت روحیه مقاومت و تولید بازدارندگی استراتژیک تبدیل کنند، دستاورد فکری و عملی انقلاب اسلامی است. وظیفه اهل قلم، اندیشمندان و راویان حقیقت در این مقطع، شکستن انحصار الگوهای ترجمه‌ای و فرموله کردن این تجربه بی‌همتاست. باید نشان داد چگونه ایمان جمعی و عقلانیت انقلابی توانست فضا و خیابان را از دست منطق پوچ‌انگارانه غرب آزاد و آن را به بنیادی‌ترین رکن ایستادگی تاریخی این مرزوبوم در برابر متجاوزان و ستم‌پیشگان جهان بدل کند. این خیزش نورانی و پیوند وثیق میان آحاد مردم و آرمان‌های متعالی‌شان، تضمین‌کننده نهایی عبور سرافرازانه ایران از گذرگاه‌های سخت تاریخ به سوی قله‌های تمدن نوین اسلامی است.

  • خیابان
  • قدرت مردم
  • قدرت ملی
  • نقد غرب
  • بازدارندگی اجتماعی

آخرین یادداشت ها

پربازدیدترین یادداشت ها

  • هانیه‌سادات میرباقری

    حقوق بشر فرانسوی؛ مشق سرکوب در آسفالت شانزلیزه

    حقوق بشر در چنین تصویری، نه معیاری برای مهار قدرت، بلکه ویترینی برای نمایش فضیلت سیاسی است که فرانسه و هم‌پیمانانش پشت آن، چهره‌ای متمدن و آزادی‌خواه به جهان عرضه می‌کنند.

  • حسن محمودی

    الیزه، قبله‌‌نمای حاجیان فرنگ

    آنان که فرانسه را معیار نهایی آزادی‌خواهی معرفی کرده‌اند، اکنون باید میان شیفتگی به یک جغرافیا و وفاداری به یک اصل دست به انتخاب بزنند.

  • علی‌اصغر وارسته‌کاشانی

    سندرم «بی‌خودی‌المُلک» در پاستور

    عرصه امنیت ملی، آینده استراتژیک کشور و بحران‌های کلان ژئوپلیتیک، محفل دورهمی‌های خانوادگی یا گعده‌های دوستانه نیست که هر فردی صرفاً به واسطه داشتن یک نام خانوادگی خاص، خود را محق به نظریه‌پردازی در آن بداند.

  • صالح عسکری

    قاچاق رنج در گمرک فستیوال‌ها

    حضور و سخنرانی مجید مجیدی در جشنواره فیلم بوسان، نه یک اتفاق ساده رسانه‌ای، بلکه یک رخداد معرفت‌شناختی و یک شورش تمام‌عیار علیه پروتکل‌های نانوشته اقتصاد فستیوال‌ها بود.

  • شهاب ایمانی

    توهم صعود در یک شب تاریک

    چرا جامعه در عطش رسیدن به قله، نقشه راه را می‌سوزاند و به جزیره‌های انفرادی پناه می‌برد؟

  • رسول لطفی، سردبیر فکرت

    پُتک شیک«مرد همیشه موفق» بر سر اعتراض محرومان

    نقد گلزار، نقد یک فرد نیست؛ نقد گفتمانی است که می‌خواهد روی ویرانه‌های عدالت اجتماعی، ویترینی درخشان از «مرد همیشه موفق» بسازد و از ما بخواهد به جای پرسش از چگونگی ساخته‌شدن این ویترین، صرفاً بایستیم و برایش دست بزنیم.

  • محمد اسماعیل عبداللهی

    ایران و امکان تخیل توسعه

    برای آنکه رویای ایرانی از سطح یک آرزو به یک برنامه‌ی عمل نهادی تبدیل شود، نیازمند یک بستر بوروکراتیک باثبات هستیم.

  • محمد رایجی

    پوپر در برابر هایدگر؛ چرا نزاع فلسفی در ایران به بن‌بست رسید؟

    آنچه در تجربه ایرانی رخ داد، بیش از هر چیز نشان داد که ما در مواجهه با دستگاه‌های فکری مدرن، غالباً آنها را به اقتضای نزاع‌های خود مصرف کرده‌ایم، نه آنکه با تنقیح مبانی، تفکیک سطوح و بازسازی مفهومی، به‌راستی در آنها اندیشیده باشیم.

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

یادداشت های مشابه

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.