2
0
0
به راستی چرا با وجود گذشت سالها از انتشار نخستین تریبون مطبوعاتی راست مدرن یعنی مجلهٔ مهرنامه به زعامت محمد قوچانی پروژهٔ نفی شریعتی را کلید زد، امروز جبهه مطبوعاتی راست مدرن از سیاستنامه و آگاهینو گرفته تا تجارت فردا و اکو ایران، کماکان با شریعتی درگیر است و حریف او نمی شود؟
البته شاید بهتر بود نقطه آغاز تکاپوی رسانهای راست مدرن را از قبل از دورهٔ انتشار مهرنامه یعنی از دورهٔ انتشار شهروندِ امروز روایت کنیم. مجلهای که نخستین تجربهٔ مطبوعاتی قوچانی در قامت سردبیر به شمار میآمد و به تعبیر او صدای جنبش بیصدای راست مدرن در ایران بود.
صدایی که بعد از تأسیس مهرنامه، واضحتر و رساتر به گوش می رسید و ما به این اعتبار، مهرنامه را نخستین تریبون مطبوعاتی و رسانهای راست مدرن میخوانیم. اما چرا تسویه حساب و انتقام راست مدرن از شریعتی در تمام این زنجیره های مطبوعاتی، جریان دارد و خشم و هیاهوی راست مدرن علیه شریعتی به پايان نمی رسد؟
مگر نه این است که در چهلمین سالگرد درگذشت او در مجلهٔ مهرنامه، به شریعتی با اسم رمز روشنفکر مسلح تاخته شد و به هر ریسمانی چنگ زده شد که تفکر عبور از شریعتی را در فضای اندیشهای ایران نهادینه شود؟مگر نه این است که پس از عزیمت قوچانی از مهرنامه به سیاستنامه، سید جواد طباطبایی فراز اول سیاستنامه را با نکوهش شریعتی آغاز کرد و او را در صف نخست غافلانِ از ملیت و هویت قرار داد؟
مگر نه این است که تجارتفردا به هدف شلیک تیر آخر، در برههای نه چندان دور، از گذار آگاهانه جامعه ایرانی از شریعتی به غنینژاد خبر داد و پرونده شریعتی را مختومه اعلام کرد؟ با این همه، چرا راست مدرن این روزها بیش از گذشته، در تقلای نکوهش شریعتیست و فرم و محتوایی نفرتزا از شریعتی به پرده آگاهینو می برد؟
ریشه سروصدای راست مدرن علیه شریعتی را باید در غافلگیری این جریان از منزلت شریعتی جستوجو کرد.در شرایطی که راست مدرن می پنداشت با حملات پیوسته محافل محافظهکارِ راستگرا، نام و منزلتی برای شریعتی باقی نمانده است، معرکه شاندل، راست مدرن را رسوا کرد و منزلت ماندگار شریعتی را به رخ راست مدرن کشید.
جریانی که سالهای گذشته در پیشبرد پروژهٔ نفی شریعتی، با معدود نیروهای چپگرایی مثل یوسف اباذری در جنگ و نزاع بود، امروز با قافلهای از نیروهای اندیشهای و سیاسی روبهروست که به قیام علیه شریعتیزدایی برخواستهاند.
امروز سروشی در صف نخست دفاع از شریعتی ایستاده که سالها مرجع راست مدرن در نقد شریعتی بود و به اذعان خودِ قوچانی پروژهٔ عبور از شریعتی مدیون اوست!
در اینچنین شرایطی که دست راست مدرن از نقدهای سروش خالی شده، طبیعیست که خرده های جاهلانه و نخنما شده غنینژاد را بزک کند و فضای اندیشهای ایران را به ابتذال بکشد.
شگفتا که چه کرد شریعتی با غنینژاد و راستمدرنی که ایامی در میدان اقتصاد سیاسی، مقتدرانه حریف می طلبید، علیعلیزاده را به مناظره فرا می خواند و اقتدار علمی غنینژاد را به رخ رقبا می کشید اما حالا چنان از اوج به زیر کشیده شده که دعوت هاشمآقاجری به مناظره دربارهٔ شریعتی را بی پاسخ گذاشته، به برچسبزنی و طفره از نقد علمی شهره شده و به باور برخی چون در گذشته از قافله نقد شریعتی بازمانده، صرفا به دنبال جلب توجه و وایرالشدن است.