ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/k6zpyc9t

پیوند کپی شد ✅
اصغر عیوضی

جعبه سیاه توسعه‌ چین؛ آنچه ظریف به آن اشاره نکرد!

چین در دوره‌ای رشد کرد که زیر ضربات سنگین آمریکا قرار نگرفت، چون جمهوری اسلامی ایران در خط مقدم، ضربه‌ها را مهار می‌کرد.

  • 1

  • 0

  • 0

«چین تصمیم گرفت با دنیا همکاری کند و این‌گونه در مسیر توسعه قرار گرفت.» این گزاره‌ که اخیراً آقای دکتر ظریف نیز به آن اشاره کرده‌اند، اگرچه در ظاهر درست است، اما صورت‌مسئله اصلی را پنهان می‌کند: چطور این همکاری برخلاف تجربیاتی مانند ژاپن و کره‌جنوبی، به زایش یک «قدرت مستقل» ختم شد؟


همه این کشورها ذیل نظم آمریکایی تعریف شدند و با دنیا تعامل کردند؛ اما هیچ‌کدام نتوانستند از قاعده‌ی نانوشته‌ی توسعه تخطی کنند. چرا ژاپن در اوج شکوفایی صنعتی مهار شد، ولی پکن توانست آرام‌آرام از خطوط قرمز آمریکا عبور کند و از منطق US First خارج شود و ترمز توسعه‌اش کشیده نشود؟حلقه مفقوده‌ای در این میان وجود دارد که در روایت‌ها نادیده گرفته می‌شود: «امکانی که جمهوری اسلامی ایران در موازنه جهانی خلق کرد!»

۱. چرا آمریکا نتوانست فشار جدی به چین وارد کند؟
 چین وارد طرح کلان آمریکا شد. مزیتی کم‌نظیر از نیروی کار و ظرفیت عظیم تولیدی به میدان آورد و غرب شیفته این موتور تولید شد. اما چینی‌ها وقتی بزرگ شدند، برخلاف دیگران تصمیم گرفتند در زمین دسته‌دوم‌ها باقی نمانند. آنان گام‌به‌گام در فناوری، اقتصاد و توان نظامی توسعه یافتند و از چارچوب‌های تعیین‌شده تخطی کردند.


آمریکایی‌ها که روزگاری رشد ژاپن را به‌سادگی مهار کرده بودند، چرا نتوانستند ترمز خروج چین از این نظم را بکشند؟ آمریکا به‌واسطه تسلط هژمونیک بر کشورهای تولیدکننده انرژی و آبراه‌های مهم، این امکان را داشت تا با ایجاد محدودیت بر تأمین انرژی، به‌ دیگران فشار وارد کند. اما در مورد چین، این اهرم قفل شد؛ چون اگر آمریکا خیزی برای فشار جدی به چین برمی‌داشت، با دو مانع مهم روبه‌رو می‌شد:

- وابستگی اقتصاد جهانی (و با توجه به‌سهم بالای آمریکا، اقتصاد خودش) به زنجیره تولید چین؛
- از آن مهم‌تر؛ خطر گشوده شدن تنفس‌گاه استراتژیکی به نام ایران.

 

اگر دسترسی پکن به مسیرهای تحت نظارت غرب محدود می‌شد، چین فوراً به سمت پیوند راهبردی با دارنده بزرگ‌ترین ذخایر نفت‌و‌گاز جهان حرکت می‌کرد؛ پیوندی که به سرمایه‌گذاری در میادین عظیمی مثل لایه نفتی پارس جنوبی و عبور ترانزیت زمینی از ایران می‌انجامید. در نتیجه، تهدید چین، به خلق یک قطب جدید اقتصادی-امنیتی میان پکن-تهران شتاب می‌بخشید. این اتحاد، فراتر از یک همکاری اقتصادی، صف‌بندی راهبردی منطقه را دگرگون می‌کرد؛ جبهه‌ای متشکل از ایران و چین در برابر محور آمریکا-اسرائیل که متحدین آمریکا با را دوراهی استراتژیک رو‌به‌رو می‌کرد!

 

۲. چرا میدان اصلی درگیری، تهران شد نه پکن؟*
چرا با اینکه اصلی‌ترین رقیب آمریکا چین است، اما کانون تنش و تمرکز سیاست‌خارجی آمریکا در تمام این سال‌ها (حتی اکنون که سال‌هایی سرنوشت‌ساز برای آینده جهان است) ایران بوده؟


آمریکا برای کشیدن ترمز چین، یک پیش‌شرط قطعی داشت: ابتدا باید «امکان ایران» خنثی می‌شد.میزی که اقتصاد جهانی بر آن چیده شده، پایه‌هایی امنیتی دارد که در غرب آسیا ستون اصلی آن حفظ رژیم صهیونیستی و مهار هر نیروی مستقل است.

 

دشمنی غیرعادی و اولویت‌دار آمریکا با ایران و در نقطه مقابل حمایت بی‌نظیر و پرهزینه از اسرائیل، در نقشه راهبردی آمریکا کاملاً معنا دارد: تا زمانی که ایران در این منطقه گلوگاهی، امکان «حیات مستقل از آمریکا» را زنده نگه داشته، ابزار آمریکا برای مهار چین کند و بی‌اثر است.


آمریکا چین را مستقیماً تهدید همه‌جانبه نکرد، چون «گام بعدی تهدید» وجود نداشت؛ تهدید اقتصادی چین، پکن را به آغوش ایران می‌راند. پس راهبرد آمریکا در سال‌های اخیر این شد: معادله را با حذف ایران مغلوبه کنیم، مهار بازار انرژی را یکپارچه به‌دست گرفته و آنگاه یقه اژدهای چینی را بگیریم. 

۳. ایران و خلق امکان توسعه منهای آمریکا
چین در دوره‌ای رشد کرد که زیر ضربات سنگین آمریکا قرار نگرفت، چون جمهوری اسلامی ایران در خط مقدم، ضربه‌ها را مهار می‌کرد. چینی‌ها دانسته یا ندانسته در فضایی تنفس کردند که مقاومت ایران برایشان آفریده بود؛ بعدها وقتی فشارها بیشتر شد، خود چینی‌ها نیز این واقعیت را دریافتند و با شکستن کمپین دوم فشار حداکثری و خرید نفت ایران، نشان دادند که بقای این تنفس‌گاه چقدر برای توسعه‌شان حیاتی است.


توسعه چین با همکاری جهانی رخ داد، اما استقلال این توسعه از دل مقاومت ایران بیرون آمد. ایران با زیر سوال بردن انحصار آمریکا بر بازار انرژی، پایه‌های نظم تک‌قطبی را لرزاند و *امکانی عینی برای زیست و توسعه قدرت‌ها «منهای آمریکا» آفرید؛ امکانی که اگر ارزش راهبردی آن را در داخل درست نشناسیم، دچار ساده‌انگاری شده و توسعه را مسیری خطّی تلقی خواهیم کرد.

  • توسعه
  • فکرت
  • آمریکا
  • جواد ظریف
  • انرژی دنیا

آخرین یادداشت ها

پربازدیدترین یادداشت ها

  • مرتضی زارع

    ماهیت ایستادگیِ آگاهانه  

    یادداشتی از مرتضی زارع گنجارودی،پژوهشگر و فوق دکتری فلسفه درباره ایستادگی ملت ایران در جنگ اخیر

  • محمد رایجی

    پوپر در برابر هایدگر؛ چرا نزاع فلسفی در ایران به بن‌بست رسید؟

    آنچه در تجربه ایرانی رخ داد، بیش از هر چیز نشان داد که ما در مواجهه با دستگاه‌های فکری مدرن، غالباً آنها را به اقتضای نزاع‌های خود مصرف کرده‌ایم، نه آنکه با تنقیح مبانی، تفکیک سطوح و بازسازی مفهومی، به‌راستی در آنها اندیشیده باشیم.

  • رسول لطفی، سردبیر فکرت

    سندروم فرش قرمز!

    تحلیلی بر منطق بازنمایی، اقتصاد توجه و صورت‌بندی سلبریتی جشنواره‌ای به بهانه حضور چهره‌هایی چون "لاله مرزبان" در جشنواره فیلم ونیز

  • رضا نصیری

    سینما و هویت ایرانی

    هرقدر سینما بتواند بومی‌تر و داخلی‌تر و با مسائل واقعی، روایت خود را روی پرده بیاورد، کارکردهای هویتی و فرهنگی بالاتری را میتواند در جامعه ایجاد کند.

  • فائزه‌سادات حسینی

    جنگ؛ پایان راه یا آغاز یک آینده؟

    اینکه «پایان جنگ چیست؟» را نمی‌توان فقط با تعداد سلاح‌ها، میزان خسارت یا پیروزی و شکست نظامی پاسخ داد. پایان جنگ، تا حدی به این بستگی دارد که جامعه پس از آن چه چیزی در اختیار دارد.

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

یادداشت های مشابه

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.