ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/y5p05r7v

پیوند کپی شد ✅
حبیب‌الله بابایی

آوانگاردهای تمدن در ایران معاصر

ویژگی بارز جریان انقلابی ایران، «اصالت» و «مولد بودن» است. این جریان به جای دلالی اقتصادی، در حال تولید قدرت، علم و امنیت است.

  • 30

  • 0

  • 0

اگر هر انقلاب بزرگی برخوردار از عاملیت‌های بزرگ و جریانات نوپدید انسانی و کنشگران تمدنی بوده، آنگاه این عاملیت‌های بزرگ و کنشگران تمدنی در ایران چه کسانی بوده‌اند و چه ویژگی‌هایی داشته‌اند؟ به نظر می‌رسد با تامل در ویژگی‌های این جریان در ایران، فهم اولیه از ماهیت و حقیقت این جریان به دست آورد. این جریان مترقی در ایران بلاشک یکی از گام‌های اصلی در فرایند تمدنی ایرانیان در دوره بعد از انقلاب بوده است.  


الف) این جریان نه تنها شیفته غرب نیست، بلکه در پی نقد علمی و تخصصی از غرب هم بوده است. غرب‌شناسی انتقادی در این جریان شاید متأثر از جریان فردیدی‌ها در ایران نیز باشد، لیکن مهم‌تر از آن رویکرد انتقادی این جریان از نقطه عزیمت‌های ایمانی و قرآنی است.  اصلی‌ترین پیش‌ران‌ها در این موضوع در ایران امروز، امام خمینی ره و حضرت امام شهید بوده‌اند. 


ب) این جریان، صرفا رویکرد انتقادی نداشته است، بلکه اولا از نکته‌های مثبت دانشیِ غرب هم استفاده کرده و در این باره «غرب علمی» را از «غرب استعماری» جدا کرده است؛ و ثانیا و مهم‌تر اینکه این جریان به تأسیس موسسات، دانشگاه‌ها و خلق پروژه‌های بزرگ فکری و فرهنگی پرداخته تا بتواند رویکرد تأسیسی در فرایند تمدنی را فعال سازد. اگر بورژوازی ملی دغدغه‌اش ادغام در «نظام جهانیِ» غربی است، این جریان جدید دغدغه «غرب‌شناسی انتقادی» از یک سو، و «آگاهی تمدنی» و بلکه «تمدن‌سازی» از سوی دیگر داشته است.

 

 اینها موتور محرک پیشرفت علمی و هسته سخت دفاعی کشور بوده‌اند. این نام، بر نقش تاریخی آن‌ها در گذار ایران از یک دولت - ملتِ صرف، به یک «دولتِ تمدنی» تاکید می‌کند. مشکل اصلی بورژوازی ایرانی، «ازخودبیگانگی» (Alienation) و «عقیم بودن» (فاقد تولید بودن) است، در مقابل، ویژگی بارز جریان انقلابی ایران، «اصالت» (سنتز اسلام و ایران)، و «مولد بودن» (در عرصه علم، تکنولوژی و امنیت) است. این جریان به جای دلالی اقتصادی، در حال تولید قدرت، علم و امنیت است. نمونه‌های این آوانگاردهای تمدن‌ساز را می‌توان در امثال شهید فخری‌زاده‌ها و تهرانچی‌ها و مرحوم سعید کاظمی آشتیانی و هزاران هزار نخبه انقلابی - دانشگاهی به وضوح مشاهده کرد.


ج) این جریان، به جهت دینی عِرق ایمانی و مذهبی داشته است و به جهت فرهنگی عِرق ملی و ایرانی داشته است. یعنی در دفاع از مرزهای ایران در هنگامه‌های بحران، همین جریان بوده است که با جان‌فشانی‌ها و ایثارگری‌ها صداقت خود را در دفاع از ملت، وطن، و ایران به خوبی نشان داده‌اند. برخلاف بورژوازی ملی و ایرانی که همواره درگیر «ترس» از هژمونی غرب است و بقای خود و ملت ایران را در تسلیم می‌بیند، این جریان جدید حامل ژن «نترسی» و شجاعت است. اینها آوانگارد (پیشرو) دفاع از وطن هستند و دوگانه کاذبِ «ملی‌گرایی سکولار» در برابر «اسلام‌گرایی ضد‌ملی» را باطل کرده و سنتزِ «ملی-ایمانی» را خلق کرده‌اند. نمونه‌اش را در امثال شهید قاسم سلیمانی‌ها و تهرانی‌مقدم‌ها می‌توان دید.


د) این جریان در ایران، صرفا برخاسته از طبقات نخبگانی نبوده، همان طور که صرفا محدود به حوزه‌های علمیه هم نبوده است. نمایندگان این جریان را در دانشگاه‌های دولتی و غیردولتی، در نهادهای مختلف سیاسی و اقتصادی، و در بدنه عمومی و تودگانی در ایران می توان مشاهده کرد. و نیز برخلاف جریان بورژوای ایرانی، این جریان به لحاظ اقتصادی نوعا جریان کم‌برخوردار و گاه مستضعف و پایین‌رتبه بوده‌اند. این جریان بر خلاف روشنفکران سکولار که نوعا از توده‌ها جدا و به غرب وابسته‌ بوده‌اند، پیوندی ارگانیک و ذاتی با طبقات پایین (مستضعفین) داشته‌اند. نمونه‌های این آوانگاردها را می‌توان در امثال شهید رجایی و شهید رئیسی دید.


سرمایهٔ اصلی تمدنی ما در ایران بعد از انقلاب، همین پیش‌ران‌هایی هستند که نه فقط در ایران بلکه در کشورهای دور و نزدیک در عرصه‌های تمدنی اسلام و ایران کنش‌گری‌های موثر و جهانی دارند.


بدین‌سان، مجدد باید تاکید کرد که تفاوت مدلِ ایرانی در این پیشگامی، علاوه بر عصبیت ملی و ایرانی، پیوند عمیقِ آن با متافیزیکِ ایمانی (تشیع و فرهنگ عاشورا) است که ظرفیتِ شجاعتِ و فداکاری آن را در مواجهه با جنگ شناختی مضاعف کرده است.

  • فکرت
  • انقلاب اسلامی
  • تمدن
  • جریان‌شناسی

آخرین یادداشت ها

پربازدیدترین یادداشت ها

  • مرتضی زارع

    ماهیت ایستادگیِ آگاهانه  

    یادداشتی از مرتضی زارع گنجارودی،پژوهشگر و فوق دکتری فلسفه درباره ایستادگی ملت ایران در جنگ اخیر

  • محمد اسماعیل عبداللهی

    ایران و امکان تخیل توسعه

    برای آنکه رویای ایرانی از سطح یک آرزو به یک برنامه‌ی عمل نهادی تبدیل شود، نیازمند یک بستر بوروکراتیک باثبات هستیم.

  • محمد رایجی

    پوپر در برابر هایدگر؛ چرا نزاع فلسفی در ایران به بن‌بست رسید؟

    آنچه در تجربه ایرانی رخ داد، بیش از هر چیز نشان داد که ما در مواجهه با دستگاه‌های فکری مدرن، غالباً آنها را به اقتضای نزاع‌های خود مصرف کرده‌ایم، نه آنکه با تنقیح مبانی، تفکیک سطوح و بازسازی مفهومی، به‌راستی در آنها اندیشیده باشیم.

  • رسول لطفی، سردبیر فکرت

    سندروم فرش قرمز!

    تحلیلی بر منطق بازنمایی، اقتصاد توجه و صورت‌بندی سلبریتی جشنواره‌ای به بهانه حضور چهره‌هایی چون "لاله مرزبان" در جشنواره فیلم ونیز

  • رضا نصیری

    سینما و هویت ایرانی

    هرقدر سینما بتواند بومی‌تر و داخلی‌تر و با مسائل واقعی، روایت خود را روی پرده بیاورد، کارکردهای هویتی و فرهنگی بالاتری را میتواند در جامعه ایجاد کند.

  • فائزه‌سادات حسینی

    جنگ؛ پایان راه یا آغاز یک آینده؟

    اینکه «پایان جنگ چیست؟» را نمی‌توان فقط با تعداد سلاح‌ها، میزان خسارت یا پیروزی و شکست نظامی پاسخ داد. پایان جنگ، تا حدی به این بستگی دارد که جامعه پس از آن چه چیزی در اختیار دارد.

  • فاطمه گودرزی

    مرگ‌آگاهی حماسی در تقابل با پوچی‌مدرن

    مرگ‌آگاهی حماسی برخلاف تصور رایج، به معنای مرگ‌محوری یا ستایش مرگ نیست. در این نگاه، مرگ نه هدف زندگی است و نه مطلوب نهایی انسان؛ بلکه امری طبیعی و محتمل در مسیر حرکت انسان به سوی هدفی متعالی است.

  • محمد عرفان‌خانی

    غنی‌نژاد و شریعتی‌ستیزیِ مفرط

    غنی‌نژاد چه در نقد شریعتی و آل احمد و چه در نقد مصدق و آبراهاميان به جای ارائه استدلال واضح و مشخص، صرفاً به برچسب زنی و اتهام زنی علیه این چهره‌ها می‌پردازد و همین برچسب‌زنی‌های بی پایه و بی اساس را برای نفی و توبیخ آن‌ها کافی می داند!

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

یادداشت های مشابه

  • فاطمه هاشمی‌زاده

    میرزابنویس‌هایِ قاتل

    شورش علیه این فرمالیسم ویرانگر، دیگر یک انتخاب روشنفکرانه یا یک بحث تئوریک نیست؛ بلکه یک الزام قطعی برای بقای ساختار است.

  • علی دادور

    خطای راهبردی در نگاه به آمریکا

    آمریکا، اروپا و اسرائیل نه به دنبال توسعه و ثبات کشورهای منطقه هستند و نه راه‌حل مشکلات آنها را در اولویت قرار می‌دهند.

  • مرتضی زارع

    ماهیت ایستادگیِ آگاهانه  

    یادداشتی از مرتضی زارع گنجارودی،پژوهشگر و فوق دکتری فلسفه درباره ایستادگی ملت ایران در جنگ اخیر

  • محمد اسماعیل عبداللهی

    ایران و امکان تخیل توسعه

    برای آنکه رویای ایرانی از سطح یک آرزو به یک برنامه‌ی عمل نهادی تبدیل شود، نیازمند یک بستر بوروکراتیک باثبات هستیم.

  • رسول لطفی، سردبیر فکرت

    سندروم فرش قرمز!

    تحلیلی بر منطق بازنمایی، اقتصاد توجه و صورت‌بندی سلبریتی جشنواره‌ای به بهانه حضور چهره‌هایی چون "لاله مرزبان" در جشنواره فیلم ونیز

  • سید مهدی موسوی

    سینما و روایت توسعه ایرانی

    سینما وظیفه دارد مدلی از سبک زندگی ایرانی-اسلامی را پیشنهاد دهد که در عین کارآمدی و هماهنگی با بایسته‌های دنیایِ مدرن، اصالت‌های بومی را پاس بدارد.

  • رضا نصیری

    سینما و هویت ایرانی

    هرقدر سینما بتواند بومی‌تر و داخلی‌تر و با مسائل واقعی، روایت خود را روی پرده بیاورد، کارکردهای هویتی و فرهنگی بالاتری را میتواند در جامعه ایجاد کند.

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.