ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/rt8mywzt

پیوند کپی شد ✅
محمود جعفری

راز تاب‌آوری تمدن ایرانی

در بررسی‌های ایران‌شناختی، به الگویی برخورده‌ام که به نظر می‌رسد نیاکان ما در طول تاریخ، هنگام مواجهه با تهاجمات و بحران‌های بزرگ، بارها براساس آن عمل کرده‌اند.

  • 24

  • 0

  • 0

تمدن ایران در روزگار باستان از درخشش ویژه‌ای برخوردار بود و شناخت آن، می‌تواند برای بسیاری از مسائل امروز ما راهگشا باشد. چنین مقایسه‌ای این امکان را فراهم می‌کند که دریابیم چه عواملی در گذشته موجب شکل‌گیری و تداوم تمدن ما شده و چه عناصری امروز کمرنگ یا غایب است.


 الگوی ایرانی بقا
در بررسی‌های ایران‌شناختی، به الگویی برخورده‌ام که به نظر می‌رسد نیاکان ما در طول تاریخ، هنگام مواجهه با تهاجمات و بحران‌های بزرگ، بارها براساس آن عمل کرده‌اند. این الگو را می‌توان در چهار مرحله خلاصه کرد؛ اول، دفاع در برابر تهاجم است؛ امری که طبیعی‌ترین واکنش هر جامعه در برابر حمله بیگانگان به شمار می‌رود. اگر این دفاع به نتیجه نمی‌رسید و مهاجم وارد سرزمین ایران می‌شد، مرحله دوم آغاز می‌شد؛ یعنی شکل‌گیری خیزش‌ها و قیام‌های محلی در نقاط مختلف کشور. مردم در جای‌جای این سرزمین، به شیوه‌های گوناگون مخالفت خود را با سلطه بیگانه نشان می‌دادند.


مرحله سوم، ورود نخبگان ایرانی به ساختار حکومت مهاجم بود. ایرانیان با تکیه بر تجربه دیرینه خود در اداره کشور و سنت کهن دیوان‌سالاری، به تدریج در ساختار قدرت نفوذ می‌کردند و از درون، آن را دگرگون می‌ساختند. سرانجام، مرحله چهارم رخ می‌داد؛ یعنی تغییر تدریجی رویکرد قوم مهاجم بر اثر تأثیرپذیری از فرهنگ و شیوه حکمرانی ایرانی. نمونه شناخته‌شده این روند را می‌توان در دوره مغول مشاهده کرد؛ جایی که مغولان در نهایت تحت تأثیر فرهنگ، هنر، دین و سنت‌های ایرانی، مسیر متفاوتی را در پیش گرفتند.


چهار گام تاریخی ایران در رویارویی با بحران
این الگوی چهارگانه را می‌توان، با تفاوت‌هایی در هر دوره، در بخش‌های مختلف تاریخ ایران مشاهده کرد و برای آن شواهد متعددی به دست داد. اولین نمونه به دوره هخامنشی بازمی‌گردد. تمدنی که در این عصر شکل گرفت، به الگویی برای جهان باستان تبدیل شد. به نظر می‌رسد پیش از شکل‌گیری حکومت هخامنشی، بر اثر تعامل سنت‌های فکری اقوام مهاجر آریایی، اقوام بومی ایران ــ همچون ایلامیان و کاسیان ــ و نیز تمدن‌های همسایه میان‌رودان، از جمله بابلیان، زمینه‌ای برای شکل‌گیری اندیشه‌ای مشترک در این سرزمین پدید آمده بود. در چنین فضایی، پرسش‌های فلسفی درباره آفرینش، چرایی زندگی و سرانجام انسان مطرح شد.

بازتاب این پرسش‌ها و پاسخ‌ها را می‌توان در اوستا و دیگر آثار بازمانده از ایران باستان مشاهده کرد. همچنین، اندیشه شهریاری ایرانی نیز در همین بستر شکل گرفت. کوروش هخامنشی را می‌توان ادامه‌دهنده همین سنت فکری دانست. از همین رو، در حالی که بخش مهمی از کتیبه‌های سلطنتی تمدن‌های میان‌رودان بر فتوحات نظامی و جنگ‌ها تأکید دارند، کتیبه کوروش تاکید ویژه ای  بر آزادی و مدارا  دارد؛ رویکردی که آن را از بسیاری از سنت‌های رایج فرمانروایی در جهان باستان متمایز می‌کند. همین نگرش، یکی از پایه‌های تمدنی شد که ایرانیان تا امروز نیز به آن افتخار می‌کنند.


اما در اواخر دوره هخامنشی، هنگامی که ساختار مدیریتی و توان اداره کشور رو به ضعف نهاد، زمینه برای پیشروی اسکندر مقدونی فراهم شد. در این مرحله، اولین بخش از همان الگوی تاریخی رخ داد؛ آریوبرزن و دیگر سرداران ایرانی در برابر مهاجم مقاومت کردند، هرچند نتوانستند مانع پیشروی او شوند. پس از آن، در نقاط مختلف سرزمین ایران مقاومت‌ها و خیزش‌هایی علیه سلطه مقدونیان شکل گرفت؛ رخدادی که جانشینان اسکندر نیز با آن روبه‌رو بودند. از سوی دیگر، بنا بر گزارش مورخان باستان، خود اسکندر نیز به تدریج برخی سنت‌ها و نمادهای هخامنشی را پذیرفت؛ از جمله با بانوی ایرانی ازدواج کرد و از پوشش و آیین‌های ایرانی بهره گرفت. این روند، در کنار حضور تدریجی نخبگان ایرانی در ساختار حکومت، زمینه را برای دگرگونی حکومت جانشینان اسکندر و احیای دوباره سنت‌های سیاسی و فرهنگی ایران فراهم ساخت.
 
قدرت فرهنگ؛ فراتر از قدرت شمشیر
با برآمدن اشکانیان، جلوه دیگری از همین روند تاریخی را می‌توان مشاهده کرد. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این دوره، توجه دوباره به هویت ایرانی و احیای عناصر فرهنگی و سیاسی ایران بود. از جمله، خط و زبان پهلوی اشکانی به تدریج جایگاه رسمی یافت و به نماد هویت سیاسی و فرهنگی این دولت تبدیل شد. این تحول، بخشی از کوشش اشکانیان برای احیای سنت‌های ایرانی بود.


از رخدادهای مهم این دوره، شکل‌گیری و گسترش سنت حماسی ایران است. داستان‌هایی که بعدها فردوسی آنها را در شاهنامه به نظم کشید، قرن‌ها پیش از او در میان ایرانیان رواج داشت. در منابع از گروه‌هایی با عنوان «گوسان‌ها» یاد شده است؛ خنیاگران و روایتگرانی که در شهرها و روستاها با ساز و آواز، داستان دلاوری‌های پهلوانان و قهرمانان ایرانی را برای مردم بازگو می‌کردند و بدین ترتیب در حفظ حافظه تاریخی و هویت فرهنگی ایران نقش مهمی داشتند. شواهد نشان می‌دهد که برخی از این روایت‌های حماسی، در میان دیگر اقوام ایرانی، بویژه در سرزمین سُغد و فرارود، شناخته شده و نقل می‌شده است. در کنار این میراث فرهنگی، رسمیت یافتن زبان و خط پهلوی اشکانی نیز در تقویت هویت ایرانی، نقش مؤثری ایفا کرد و زمینه استمرار بسیاری از سنت‌های فرهنگی ایران را فراهم ساخت.
با آغاز دوره ساسانی، تا زمانی که مدیران و زمامداران کشور به دانش، فرهنگ و سامان اداری توجه داشتند، روند شکوفایی تمدن ایرانی ادامه یافت. از جمله اینکه در این دوره، دانشگاه جندی‌شاپور بنیان نهاده شد؛ مرکزی که به یکی از مهم‌ترین نهادهای علمی و آموزشی جهان آن روزگار تبدیل شد.


تداوم یک سنت تاریخی
با ورود به دوره اسلامی نیز می‌توان همان الگوی چهارگانه را، البته با اقتضائات این دوره، مشاهده کرد. ایران در آن زمان از تجربه‌ای چندصدساله در اداره سرزمین برخوردار بود؛ تجربه‌ای که از دوره هخامنشی آغاز شده و در عصر ساسانی به اوج رسیده بود. سازمان گسترده دیوان‌سالاری ساسانی، با دستگاه‌های گوناگون اداری و مالی، پشتوانه‌ای ارزشمند برای انتقال تجربه‌های حکمرانی به دوره جدید به شمار می‌رفت. با تکیه بر همین تجربه، بسیاری از نخبگان ایرانی در دستگاه خلافت به مسئولیت‌های مهم دیوانی و اداری دست یافتند و به تدریج در شکل‌گیری نظام اداری، علمی و فرهنگی جهان اسلام نقش‌آفرین شدند. از این منظر، سهم ایرانیان در شکوفایی «عصر طلایی تمدن اسلامی» بسیار چشمگیر است.


مرحله پایانی این الگو را می‌توان در استمرار و بازآفرینی فرهنگ ایرانی مشاهده کرد. با وجود دگرگونی سیاسی، زبان ایرانی از میان نرفت. زبان پهلوی در روند تحول تاریخی خود به فارسی دری رسید و این زبان، با پذیرش واژگان و مفاهیم تازه، به حیات خود ادامه داد و به یکی از مهم‌ترین زبان‌های فرهنگی جهان اسلام تبدیل شد. بدین ترتیب، فرهنگ ایرانی توانست در قالبی نو، حیات و پویایی خود را حفظ کند.


اگر این روند را در دوره مغول نیز دنبال کنیم، باز الگوی مشابهی مشاهده می‌شود. مغولان در آغاز با خشونتی کم‌سابقه به ایران حمله کردند، اما در گذر زمان، تحت تأثیر فرهنگ و تمدن ایران قرار گرفتند. بسیاری از آنان از هنر، معماری، ادب و دانش ایرانی حمایت کردند. این الگو، با تفاوت‌هایی، در دوره‌های بعد نیز کمابیش قابل مشاهده است.

  • فرهنگ ایرانی
  • تاریخ ایران
  • زبان فارسی

آخرین یادداشت ها

  • فاطمه هاشمی‌زاده

    میرزابنویس‌هایِ قاتل

    شورش علیه این فرمالیسم ویرانگر، دیگر یک انتخاب روشنفکرانه یا یک بحث تئوریک نیست؛ بلکه یک الزام قطعی برای بقای ساختار است.

  • علی دادور

    خطای راهبردی در نگاه به آمریکا

    آمریکا، اروپا و اسرائیل نه به دنبال توسعه و ثبات کشورهای منطقه هستند و نه راه‌حل مشکلات آنها را در اولویت قرار می‌دهند.

  • مرتضی زارع

    ماهیت ایستادگیِ آگاهانه  

    یادداشتی از مرتضی زارع گنجارودی،پژوهشگر و فوق دکتری فلسفه درباره ایستادگی ملت ایران در جنگ اخیر

  • محمد اسماعیل عبداللهی

    ایران و امکان تخیل توسعه

    برای آنکه رویای ایرانی از سطح یک آرزو به یک برنامه‌ی عمل نهادی تبدیل شود، نیازمند یک بستر بوروکراتیک باثبات هستیم.

  • ایلیا داوودی

    لکنت تئوری‌های غربی در فهم خیابان‌های ایران

    خیابان ایرانی؛ باطل‌السحر کودتاهای شناختی و تجلی بازدارندگی اجتماعی جامعه‌شناسی غربی مفهوم «خیابان» را همواره میان دوگانه «معبرِ گردش سرمایه و مصرف» یا «آوردگاهِ شورش و تخاصم طبقاتی» محبوس دیده است.

  • محمد رایجی

    پوپر در برابر هایدگر؛ چرا نزاع فلسفی در ایران به بن‌بست رسید؟

    آنچه در تجربه ایرانی رخ داد، بیش از هر چیز نشان داد که ما در مواجهه با دستگاه‌های فکری مدرن، غالباً آنها را به اقتضای نزاع‌های خود مصرف کرده‌ایم، نه آنکه با تنقیح مبانی، تفکیک سطوح و بازسازی مفهومی، به‌راستی در آنها اندیشیده باشیم.

  • رسول لطفی، سردبیر فکرت

    سندروم فرش قرمز!

    تحلیلی بر منطق بازنمایی، اقتصاد توجه و صورت‌بندی سلبریتی جشنواره‌ای به بهانه حضور چهره‌هایی چون "لاله مرزبان" در جشنواره فیلم ونیز

  • سید مهدی موسوی

    سینما و روایت توسعه ایرانی

    سینما وظیفه دارد مدلی از سبک زندگی ایرانی-اسلامی را پیشنهاد دهد که در عین کارآمدی و هماهنگی با بایسته‌های دنیایِ مدرن، اصالت‌های بومی را پاس بدارد.

  • رضا نصیری

    سینما و هویت ایرانی

    هرقدر سینما بتواند بومی‌تر و داخلی‌تر و با مسائل واقعی، روایت خود را روی پرده بیاورد، کارکردهای هویتی و فرهنگی بالاتری را میتواند در جامعه ایجاد کند.

پربازدیدترین یادداشت ها

  • محمد رایجی

    پوپر در برابر هایدگر؛ چرا نزاع فلسفی در ایران به بن‌بست رسید؟

    آنچه در تجربه ایرانی رخ داد، بیش از هر چیز نشان داد که ما در مواجهه با دستگاه‌های فکری مدرن، غالباً آنها را به اقتضای نزاع‌های خود مصرف کرده‌ایم، نه آنکه با تنقیح مبانی، تفکیک سطوح و بازسازی مفهومی، به‌راستی در آنها اندیشیده باشیم.

  • رسول لطفی، سردبیر فکرت

    سندروم فرش قرمز!

    تحلیلی بر منطق بازنمایی، اقتصاد توجه و صورت‌بندی سلبریتی جشنواره‌ای به بهانه حضور چهره‌هایی چون "لاله مرزبان" در جشنواره فیلم ونیز

  • رضا نصیری

    سینما و هویت ایرانی

    هرقدر سینما بتواند بومی‌تر و داخلی‌تر و با مسائل واقعی، روایت خود را روی پرده بیاورد، کارکردهای هویتی و فرهنگی بالاتری را میتواند در جامعه ایجاد کند.

  • فائزه‌سادات حسینی

    جنگ؛ پایان راه یا آغاز یک آینده؟

    اینکه «پایان جنگ چیست؟» را نمی‌توان فقط با تعداد سلاح‌ها، میزان خسارت یا پیروزی و شکست نظامی پاسخ داد. پایان جنگ، تا حدی به این بستگی دارد که جامعه پس از آن چه چیزی در اختیار دارد.

  • فاطمه گودرزی

    مرگ‌آگاهی حماسی در تقابل با پوچی‌مدرن

    مرگ‌آگاهی حماسی برخلاف تصور رایج، به معنای مرگ‌محوری یا ستایش مرگ نیست. در این نگاه، مرگ نه هدف زندگی است و نه مطلوب نهایی انسان؛ بلکه امری طبیعی و محتمل در مسیر حرکت انسان به سوی هدفی متعالی است.

  • محمد عرفان‌خانی

    غنی‌نژاد و شریعتی‌ستیزیِ مفرط

    غنی‌نژاد چه در نقد شریعتی و آل احمد و چه در نقد مصدق و آبراهاميان به جای ارائه استدلال واضح و مشخص، صرفاً به برچسب زنی و اتهام زنی علیه این چهره‌ها می‌پردازد و همین برچسب‌زنی‌های بی پایه و بی اساس را برای نفی و توبیخ آن‌ها کافی می داند!

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

  • هلیا دوطاقی

    صحنه اعتراض ایران کجاست؟!

    باید با صراحت گفت کارگران، زحمتکشان و مستضعفین صاحبان و حافظان اصلی این انقلاب‌اند. مطالبات آن‌ها  دقیقاً در امتداد اهداف انقلاب قرار دارد

  • سهیلا صادقی

    وقتی تاریخ قربانی ژست سیاسی می‌شود

    جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • مصطفی شجاعی

    استعمار و اراده ملت

    مقاومت را نباید فقط در سنگر و میدان نبرد جست‌وجو کرد، مقاومت، در معنای عمیق‌تر، امتناع از واگذاری اختیار خویش است و جامعه‌ای که در شرایط فشار، جنگ و تهدید همچنان خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند.

  • یاسر عسکری

    نویسنده متعهد و اندیشمند عدالتخواه

    استاد محمدرضا حکیمی واقعاً دلسوز نظام بود و برای نظام و رهبری و مسئولان خدمتگزار دعا می‌کرد. از آن‌ طرف هم نسبت به افراد بی‌تفاوت در مقابل درد و رنج و کمبودهای مردم نفرت داشت.

یادداشت های مشابه

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.