ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/rt8mywzt

پیوند کپی شد ✅
محمود جعفری

راز تاب‌آوری تمدن ایرانی

در بررسی‌های ایران‌شناختی، به الگویی برخورده‌ام که به نظر می‌رسد نیاکان ما در طول تاریخ، هنگام مواجهه با تهاجمات و بحران‌های بزرگ، بارها براساس آن عمل کرده‌اند.

  • 3

  • 0

  • 0

تمدن ایران در روزگار باستان از درخشش ویژه‌ای برخوردار بود و شناخت آن، می‌تواند برای بسیاری از مسائل امروز ما راهگشا باشد. چنین مقایسه‌ای این امکان را فراهم می‌کند که دریابیم چه عواملی در گذشته موجب شکل‌گیری و تداوم تمدن ما شده و چه عناصری امروز کمرنگ یا غایب است.


 الگوی ایرانی بقا
در بررسی‌های ایران‌شناختی، به الگویی برخورده‌ام که به نظر می‌رسد نیاکان ما در طول تاریخ، هنگام مواجهه با تهاجمات و بحران‌های بزرگ، بارها براساس آن عمل کرده‌اند. این الگو را می‌توان در چهار مرحله خلاصه کرد؛ اول، دفاع در برابر تهاجم است؛ امری که طبیعی‌ترین واکنش هر جامعه در برابر حمله بیگانگان به شمار می‌رود. اگر این دفاع به نتیجه نمی‌رسید و مهاجم وارد سرزمین ایران می‌شد، مرحله دوم آغاز می‌شد؛ یعنی شکل‌گیری خیزش‌ها و قیام‌های محلی در نقاط مختلف کشور. مردم در جای‌جای این سرزمین، به شیوه‌های گوناگون مخالفت خود را با سلطه بیگانه نشان می‌دادند.


مرحله سوم، ورود نخبگان ایرانی به ساختار حکومت مهاجم بود. ایرانیان با تکیه بر تجربه دیرینه خود در اداره کشور و سنت کهن دیوان‌سالاری، به تدریج در ساختار قدرت نفوذ می‌کردند و از درون، آن را دگرگون می‌ساختند. سرانجام، مرحله چهارم رخ می‌داد؛ یعنی تغییر تدریجی رویکرد قوم مهاجم بر اثر تأثیرپذیری از فرهنگ و شیوه حکمرانی ایرانی. نمونه شناخته‌شده این روند را می‌توان در دوره مغول مشاهده کرد؛ جایی که مغولان در نهایت تحت تأثیر فرهنگ، هنر، دین و سنت‌های ایرانی، مسیر متفاوتی را در پیش گرفتند.


چهار گام تاریخی ایران در رویارویی با بحران
این الگوی چهارگانه را می‌توان، با تفاوت‌هایی در هر دوره، در بخش‌های مختلف تاریخ ایران مشاهده کرد و برای آن شواهد متعددی به دست داد. اولین نمونه به دوره هخامنشی بازمی‌گردد. تمدنی که در این عصر شکل گرفت، به الگویی برای جهان باستان تبدیل شد. به نظر می‌رسد پیش از شکل‌گیری حکومت هخامنشی، بر اثر تعامل سنت‌های فکری اقوام مهاجر آریایی، اقوام بومی ایران ــ همچون ایلامیان و کاسیان ــ و نیز تمدن‌های همسایه میان‌رودان، از جمله بابلیان، زمینه‌ای برای شکل‌گیری اندیشه‌ای مشترک در این سرزمین پدید آمده بود. در چنین فضایی، پرسش‌های فلسفی درباره آفرینش، چرایی زندگی و سرانجام انسان مطرح شد.

بازتاب این پرسش‌ها و پاسخ‌ها را می‌توان در اوستا و دیگر آثار بازمانده از ایران باستان مشاهده کرد. همچنین، اندیشه شهریاری ایرانی نیز در همین بستر شکل گرفت. کوروش هخامنشی را می‌توان ادامه‌دهنده همین سنت فکری دانست. از همین رو، در حالی که بخش مهمی از کتیبه‌های سلطنتی تمدن‌های میان‌رودان بر فتوحات نظامی و جنگ‌ها تأکید دارند، کتیبه کوروش تاکید ویژه ای  بر آزادی و مدارا  دارد؛ رویکردی که آن را از بسیاری از سنت‌های رایج فرمانروایی در جهان باستان متمایز می‌کند. همین نگرش، یکی از پایه‌های تمدنی شد که ایرانیان تا امروز نیز به آن افتخار می‌کنند.


اما در اواخر دوره هخامنشی، هنگامی که ساختار مدیریتی و توان اداره کشور رو به ضعف نهاد، زمینه برای پیشروی اسکندر مقدونی فراهم شد. در این مرحله، اولین بخش از همان الگوی تاریخی رخ داد؛ آریوبرزن و دیگر سرداران ایرانی در برابر مهاجم مقاومت کردند، هرچند نتوانستند مانع پیشروی او شوند. پس از آن، در نقاط مختلف سرزمین ایران مقاومت‌ها و خیزش‌هایی علیه سلطه مقدونیان شکل گرفت؛ رخدادی که جانشینان اسکندر نیز با آن روبه‌رو بودند. از سوی دیگر، بنا بر گزارش مورخان باستان، خود اسکندر نیز به تدریج برخی سنت‌ها و نمادهای هخامنشی را پذیرفت؛ از جمله با بانوی ایرانی ازدواج کرد و از پوشش و آیین‌های ایرانی بهره گرفت. این روند، در کنار حضور تدریجی نخبگان ایرانی در ساختار حکومت، زمینه را برای دگرگونی حکومت جانشینان اسکندر و احیای دوباره سنت‌های سیاسی و فرهنگی ایران فراهم ساخت.
 
قدرت فرهنگ؛ فراتر از قدرت شمشیر
با برآمدن اشکانیان، جلوه دیگری از همین روند تاریخی را می‌توان مشاهده کرد. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این دوره، توجه دوباره به هویت ایرانی و احیای عناصر فرهنگی و سیاسی ایران بود. از جمله، خط و زبان پهلوی اشکانی به تدریج جایگاه رسمی یافت و به نماد هویت سیاسی و فرهنگی این دولت تبدیل شد. این تحول، بخشی از کوشش اشکانیان برای احیای سنت‌های ایرانی بود.


از رخدادهای مهم این دوره، شکل‌گیری و گسترش سنت حماسی ایران است. داستان‌هایی که بعدها فردوسی آنها را در شاهنامه به نظم کشید، قرن‌ها پیش از او در میان ایرانیان رواج داشت. در منابع از گروه‌هایی با عنوان «گوسان‌ها» یاد شده است؛ خنیاگران و روایتگرانی که در شهرها و روستاها با ساز و آواز، داستان دلاوری‌های پهلوانان و قهرمانان ایرانی را برای مردم بازگو می‌کردند و بدین ترتیب در حفظ حافظه تاریخی و هویت فرهنگی ایران نقش مهمی داشتند. شواهد نشان می‌دهد که برخی از این روایت‌های حماسی، در میان دیگر اقوام ایرانی، بویژه در سرزمین سُغد و فرارود، شناخته شده و نقل می‌شده است. در کنار این میراث فرهنگی، رسمیت یافتن زبان و خط پهلوی اشکانی نیز در تقویت هویت ایرانی، نقش مؤثری ایفا کرد و زمینه استمرار بسیاری از سنت‌های فرهنگی ایران را فراهم ساخت.
با آغاز دوره ساسانی، تا زمانی که مدیران و زمامداران کشور به دانش، فرهنگ و سامان اداری توجه داشتند، روند شکوفایی تمدن ایرانی ادامه یافت. از جمله اینکه در این دوره، دانشگاه جندی‌شاپور بنیان نهاده شد؛ مرکزی که به یکی از مهم‌ترین نهادهای علمی و آموزشی جهان آن روزگار تبدیل شد.


تداوم یک سنت تاریخی
با ورود به دوره اسلامی نیز می‌توان همان الگوی چهارگانه را، البته با اقتضائات این دوره، مشاهده کرد. ایران در آن زمان از تجربه‌ای چندصدساله در اداره سرزمین برخوردار بود؛ تجربه‌ای که از دوره هخامنشی آغاز شده و در عصر ساسانی به اوج رسیده بود. سازمان گسترده دیوان‌سالاری ساسانی، با دستگاه‌های گوناگون اداری و مالی، پشتوانه‌ای ارزشمند برای انتقال تجربه‌های حکمرانی به دوره جدید به شمار می‌رفت. با تکیه بر همین تجربه، بسیاری از نخبگان ایرانی در دستگاه خلافت به مسئولیت‌های مهم دیوانی و اداری دست یافتند و به تدریج در شکل‌گیری نظام اداری، علمی و فرهنگی جهان اسلام نقش‌آفرین شدند. از این منظر، سهم ایرانیان در شکوفایی «عصر طلایی تمدن اسلامی» بسیار چشمگیر است.


مرحله پایانی این الگو را می‌توان در استمرار و بازآفرینی فرهنگ ایرانی مشاهده کرد. با وجود دگرگونی سیاسی، زبان ایرانی از میان نرفت. زبان پهلوی در روند تحول تاریخی خود به فارسی دری رسید و این زبان، با پذیرش واژگان و مفاهیم تازه، به حیات خود ادامه داد و به یکی از مهم‌ترین زبان‌های فرهنگی جهان اسلام تبدیل شد. بدین ترتیب، فرهنگ ایرانی توانست در قالبی نو، حیات و پویایی خود را حفظ کند.


اگر این روند را در دوره مغول نیز دنبال کنیم، باز الگوی مشابهی مشاهده می‌شود. مغولان در آغاز با خشونتی کم‌سابقه به ایران حمله کردند، اما در گذر زمان، تحت تأثیر فرهنگ و تمدن ایران قرار گرفتند. بسیاری از آنان از هنر، معماری، ادب و دانش ایرانی حمایت کردند. این الگو، با تفاوت‌هایی، در دوره‌های بعد نیز کمابیش قابل مشاهده است.

  • فرهنگ ایرانی
  • تاریخ ایران
  • زبان فارسی

آخرین یادداشت ها

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگي از لوگوس ايراني

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • علیرضا قائمی‌نیا

    نقش استعاره‌های مفهومی در جنگ شناختی

    آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند.

  • محمد کرمی‌نیا

    فروغی؛ «ناجی» محافل کافه‌ نشین!

    «منجی واقعی» ایران، هرگز از میان کسانی که در آستانه دربارها زانو زده‌اند، برنخواهد خاست. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «آگاهی اصیل» نیاز دارد، نه آگاهی وارداتی و دست‌چندمی که در مجلات رنگین‌نامه تبلیغ می‌شود.

  • محمدرضا جلایی‌پور

    هفت انگاره خطا درباره جنبش خيابانی امروز

    بسياري از رسانه‌ها و ناظران جهاني و حتي بخشي از روشنفكران و اصحاب علوم اجتماعي كشورمان گويي با ذهني استعمارزده نگاهي تحقيرآميز به اكثريت حاضران در اين تجمع‌ها دارند.

  • مصطفی شجاعی

    استعمار و اراده ملت

    مقاومت را نباید فقط در سنگر و میدان نبرد جست‌وجو کرد، مقاومت، در معنای عمیق‌تر، امتناع از واگذاری اختیار خویش است و جامعه‌ای که در شرایط فشار، جنگ و تهدید همچنان خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند.

  • علیرضا نصراصفهانی

    مأموریت ایران؛ خلق امکان

    مقاومت هنگامی اهمیت نظری پیدا می‌کند که به صورتِ یک تصمیم درباره نحوه بودن در جهان ظاهر شود. در این معنا، مقاومت صرفاً نفی دیگری نیست؛ حفظِ امکانِ ادامه‌دادنِ یک جهان است.

  • حسین کچویان

    کاسبانِ فروپاشی

    ماهیت کشور را اندیشه‌ها، افکار، میراث، نحوۀ تعاملات، خلاصه علایق و تمایلات مردم می‌سازد. این هویت با وقوع انقلاب اسلامی، عمیق‌تر هم شده است و این‌ها چیزی است که ایستادگی را رقم می‌زند.

  • معصومه جمشیدی

    وقتی وداع، تمدنی نو می‌آفریند

    آنچه یک وداع را ماندگار می‌کند، تصمیمی است که پس از پایان مراسم گرفته می‌شود؛ تصمیم برای صادق‌تر زیستن، مسئولانه‌تر عمل کردن و وفادار ماندن به ارزش‌هایی که جامعه آنها را شایسته پاسداشت می‌داند.

  • علی دادور

    دولت از الگوی رجایی تا وفاق شعاری

    زبان و گفتمانی که برای توضیح این وفاق‌ها به کار گرفته می‌شود عمدتاً بروکراتیک و رسمی است و کمتر ترجمه‌ای برای زندگی روزمره مردم پیدا می‌کند.

  • یاسر عسکری

    نویسنده متعهد و اندیشمند عدالتخواه

    استاد محمدرضا حکیمی واقعاً دلسوز نظام بود و برای نظام و رهبری و مسئولان خدمتگزار دعا می‌کرد. از آن‌ طرف هم نسبت به افراد بی‌تفاوت در مقابل درد و رنج و کمبودهای مردم نفرت داشت.

  • اعظم مهربان

    شهادت امام امت؛ از تثبیت انقلاب تا تضعیف هژمونی غرب

    یکی از مهم ترین آثار شهادت امام امت، عبور انقلاب از وابستگی به شخص و ورود آن به مرحله نهادینه شدن بود. هر نهضتی اگر به یک فرد محدود بماند، با فقدان آن فرد آسیب پذیر میشود، اما اگر فرد به نماد یک منطق تبدیل شود، غیاب او نیز به استمرار همان منطق کمک می کند.

  • سید محمدمهدی شرف‌الدین

    جنگ و ریشه‌های توسعه‌ی نامتوازن

    دفاع از ایران، تنها دفاع از یک مرز یا یک شهر نیست؛ دفاع از همه اجزای این سرزمین است. هر اندازه که جنوب ایران در کانون توجه، همدلی و حمایت ملی قرار گیرد، به همان اندازه پیوندهای ملی نیز استوارتر خواهد شد.

پربازدیدترین یادداشت ها

  • حسین کچویان

    کاسبانِ فروپاشی

    ماهیت کشور را اندیشه‌ها، افکار، میراث، نحوۀ تعاملات، خلاصه علایق و تمایلات مردم می‌سازد. این هویت با وقوع انقلاب اسلامی، عمیق‌تر هم شده است و این‌ها چیزی است که ایستادگی را رقم می‌زند.

  • معصومه جمشیدی

    وقتی وداع، تمدنی نو می‌آفریند

    آنچه یک وداع را ماندگار می‌کند، تصمیمی است که پس از پایان مراسم گرفته می‌شود؛ تصمیم برای صادق‌تر زیستن، مسئولانه‌تر عمل کردن و وفادار ماندن به ارزش‌هایی که جامعه آنها را شایسته پاسداشت می‌داند.

  • یاسر عسکری

    نویسنده متعهد و اندیشمند عدالتخواه

    استاد محمدرضا حکیمی واقعاً دلسوز نظام بود و برای نظام و رهبری و مسئولان خدمتگزار دعا می‌کرد. از آن‌ طرف هم نسبت به افراد بی‌تفاوت در مقابل درد و رنج و کمبودهای مردم نفرت داشت.

  • اعظم مهربان

    شهادت امام امت؛ از تثبیت انقلاب تا تضعیف هژمونی غرب

    یکی از مهم ترین آثار شهادت امام امت، عبور انقلاب از وابستگی به شخص و ورود آن به مرحله نهادینه شدن بود. هر نهضتی اگر به یک فرد محدود بماند، با فقدان آن فرد آسیب پذیر میشود، اما اگر فرد به نماد یک منطق تبدیل شود، غیاب او نیز به استمرار همان منطق کمک می کند.

  • محمد عرفان‌خانی

    امنیت‌زدایی در پوشش دموکراسی‌خواهی

    در شرایط فعلی، پیش‌نیاز هرگونه گشایش سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی، برخورداری از امنیت پایدار است. بدون ثبات و امنیت، نه توسعه ممکن است، نه آزادی معنا پیدا می‌کند و نه مردم‌سالاری امکان تحقق واقعی خواهد داشت.

  • سید محمدمهدی شرف‌الدین

    از خبر تا فهم؛ توقف ژورنالیسم اندیشه‌ در پله نخست

    اولین مشکل ژورنالیست‌های اندیشه در خلال جنگ‌های اخیر، اتکای بیش از حد آنها بر اخبار است. تمام صفحات و کانال‌های علمی در دوران جنگ صرفا به بازتاب اخبار می‌پرداختند و کمتر زحمت تحلیل را به خود می‌دادند.

  • سید مهدی موسوی

    رسانه‌های مدرن و اضمحلال قدرت تحلیل

    وجه مهمی از بایسته‌های ساخت روایت قوی، جریان ساز، به این مساله گره می‌خورد که در روایت‌ها باید اولین بود و در عین حال در ارایه معنا، حفظ و تثبیت آن، حرفه ای و اثرگذار و این سخن، ترجمانِ قدرت برتر روایی در عصر رسانه‌هاست.

یادداشت های مشابه

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.