ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/070whsce

پیوند کپی شد ✅
سهیلا صادقی

وقتی تاریخ قربانی ژست سیاسی می‌شود

جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند.

  • 2

  • 0

  • 0


آنچه در ادامه می آید، یادداشت دکتر سهیلا صادقی ، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران است؛


آقای محمد فاضلی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، در اظهاراتی گفته است: «من آقای خامنه‌ای را قبول نداشتم، سیاست‌هایش را قبول نداشتم و او را قهرمان نمی‌دانستم؛ اما دلم نمی‌خواست توسط آمریکا ترور شود. همان‌طور که دلم نمی‌خواست رضاشاه توسط انگلیسی‌ها تبعید شود.» این سخن در ظاهر مخالفت با مداخله خارجی است، اما در سطحی عمیق‌تر، از ضعف تحلیل تاریخی و ناتوانی در تشخیص تفاوت‌های بنیادین میان پدیده‌های تاریخی حکایت می‌کند.


نخست باید پرسید چگونه ممکن است یک جامعه‌شناس میان تبعید رضاشاه و ترور یک رهبر سیاسی معاصر مشابهت برقرار کند؟ آیا صرف حضور یک عامل خارجی برای هم‌سنخ دانستن دو واقعه تاریخی کافی است؟ اگر چنین باشد، تاریخ به مجموعه‌ای از شباهت‌های سطحی فروکاسته می‌شود و فهم تاریخی جای خود را به قیاس‌های شتاب‌زده می‌دهد.
 رضاشاه، فارغ از هر داوری مثبت یا منفی، متعلق به دوره‌ای تاریخی با مختصات و زمینه‌های خاص خود بود. اما آیت‌الله خامنه‌ای شخصیتی است که بیش از شش دهه در متن تحولات سیاسی و اجتماعی ایران حضور داشته و سال‌ها مبارزه، زندان، تبعید، مسئولیت‌های انقلابی و رهبری جمهوری اسلامی را تجربه کرده است. موافقت یا مخالفت با ایشان یک بحث است؛ نادیده گرفتن وزن تاریخی، سیاسی و اجتماعی او بحثی دیگر. جامعه‌شناس موظف نیست به شخصیتی سیاسی ارادت داشته باشد، اما موظف است واقعیت اجتماعی را ببیند. واقعیت اجتماعی آن است که میلیون‌ها ایرانی طی دهه‌ها آیت‌الله خامنه‌ای را نه صرفاً یک مقام سیاسی، بلکه مرجعی هویتی، اعتقادی و ملی تلقی کرده‌اند. ممکن است کسی با این تلقی موافق نباشد، اما انکار آن به معنای نادیده گرفتن بخشی از واقعیت جامعه ایران است. 


جامعه‌شناسی که نتواند چنین واقعیتی را در جامعه ایران تشخیص دهد، مسئله‌اش صرفاً یک خطای سیاسی نیست؛ بلکه ناتوانی در مشاهده واقعیت اجتماعی است. از سوی دیگر، بسیاری از منتقدان ساختار سیاسی جمهوری اسلامی خود در همین ساختار رشد کرده‌اند، در دانشگاه‌های آن تدریس کرده‌اند، در رسانه‌های آن حضور داشته‌اند، پژوهش انجام داده‌اند و سال‌ها از فرصت‌های علمی و حرفه‌ای موجود بهره برده‌اند. این واقعیت دست‌کم ما را با یک پرسش جدی مواجه می‌کند: آیا روایت‌هایی که از انسداد مطلق سخن می‌گویند، تمام واقعیت را توضیح می‌دهند؟ طرح این پرسش به معنای انکار محدودیت‌ها نیست، بلکه دعوت به فهمی پیچیده‌تر و واقع‌بینانه‌تر از جامعه ایران است. با این حال، مسئله اصلی فراتر از یک فرد و یک اظهار نظر است. آنچه در این سخنان دیده می‌شود، بازتاب یک آسیب عمیق‌تر در بخشی از جامعه‌شناسی معاصر ایران است؛ آسیبی که در آن جامعه‌شناس به جای آنکه تحلیل‌گر جامعه باشد، به کنشگر سیاسی تبدیل می‌شود.

 

 جامعه‌شناسی در معنای اصیل خود بر مشاهده، تحقیق، داده، تاریخ و تحلیل استوار است. جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند. آنان به جای آنکه جامعه را موضوع مطالعه خود قرار دهند، آن را به ابزاری برای تأیید پیش‌فرض‌های سیاسی خود تبدیل کرده‌اند. در چنین وضعیتی، پژوهش میدانی و تأمل نظری جای خود را به حضور دائمی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌دهد. جامعه‌شناس به تدریج به چهره‌ای رسانه‌ای تبدیل می‌شود که بیش از آنکه با آثار علمی و پژوهشی شناخته شود، با اظهارنظرهای روزمره و واکنش به رخدادهای سیاسی شناخته می‌شود. نتیجه آن است که به جای شکل‌گیری چارچوب‌های تحلیلی منسجم، با مجموعه‌ای از کلیشه‌های تکراری، داوری‌های از پیش تعیین‌شده و مواضع سیاسی قابل پیش‌بینی مواجه می‌شویم.


 جامعه‌شناسی زمانی ارزشمند است که بتواند توضیح دهد یک پدیده چگونه شکل گرفته، چرا تداوم یافته و چه سازوکارهایی آن را بازتولید می‌کنند. اما هنگامی که تبیین علمی جای خود را به موضع‌گیری سیاسی بدهد، علوم اجتماعی نیز به تدریج از جایگاه معرفتی خود فاصله می‌گیرد و به نوعی کنشگری روزمره فروکاسته می‌شود. شاید بزرگ‌ترین ضعف یک جامعه‌شناس آن نباشد که با یک رهبر سیاسی موافق یا مخالف است؛ بلکه آن باشد که نتواند جامعه‌ای را که در برابر چشمان او قرار دارد به درستی ببیند، تاریخی را که درباره آن سخن می‌گوید به درستی بفهمد و میان داوری سیاسی و تحلیل علمی مرزی روشن ترسیم کند. آنجا که این مرز از میان می‌رود، نه تنها تحلیل دچار خطا می‌شود، بلکه خود علوم اجتماعی نیز به بخشی از مسئله‌ای تبدیل می‌شوند که قرار بود آن را توضیح دهند.


از این منظر، سخنان آقای فاضلی صرفاً یک لغزش کلامی یا خطای فردی نیست؛ بلکه نشانه نوعی بحران در بخشی از جامعه‌شناسی ایران است؛ بحرانی که در آن برخی بیش از آنکه به فهم واقعیت متعهد باشند، به بازتولید پیش‌فرض‌های سیاسی خود متعهدند. در چنین وضعیتی، جامعه‌شناسی به جای آنکه آینه جامعه باشد، به پژواک گرایش‌های سیاسی بدل می‌شود.

  • فکرت
  • سیاست
  • جامعه شناسی
  • اساتید ایرانی

آخرین یادداشت ها

  • هلیا دوطاقی

    صحنه اعتراض ایران کجاست؟!

    باید با صراحت گفت کارگران، زحمتکشان و مستضعفین صاحبان و حافظان اصلی این انقلاب‌اند. مطالبات آن‌ها  دقیقاً در امتداد اهداف انقلاب قرار دارد

  • حبیب‌الله بابایی

    آوانگاردهای تمدن در ایران معاصر

    ویژگی بارز جریان انقلابی ایران، «اصالت» و «مولد بودن» است. این جریان به جای دلالی اقتصادی، در حال تولید قدرت، علم و امنیت است.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • علیرضا قائمی‌نیا

    نقش استعاره‌های مفهومی در جنگ شناختی

    آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند.

  • محمد کرمی‌نیا

    فروغی؛ «ناجی» محافل کافه‌ نشین!

    «منجی واقعی» ایران، هرگز از میان کسانی که در آستانه دربارها زانو زده‌اند، برنخواهد خاست. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «آگاهی اصیل» نیاز دارد، نه آگاهی وارداتی و دست‌چندمی که در مجلات رنگین‌نامه تبلیغ می‌شود.

  • محمدرضا جلایی‌پور

    هفت انگاره خطا درباره جنبش خيابانی امروز

    بسياري از رسانه‌ها و ناظران جهاني و حتي بخشي از روشنفكران و اصحاب علوم اجتماعي كشورمان گويي با ذهني استعمارزده نگاهي تحقيرآميز به اكثريت حاضران در اين تجمع‌ها دارند.

  • مصطفی شجاعی

    استعمار و اراده ملت

    مقاومت را نباید فقط در سنگر و میدان نبرد جست‌وجو کرد، مقاومت، در معنای عمیق‌تر، امتناع از واگذاری اختیار خویش است و جامعه‌ای که در شرایط فشار، جنگ و تهدید همچنان خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند.

  • علیرضا نصراصفهانی

    مأموریت ایران؛ خلق امکان

    مقاومت هنگامی اهمیت نظری پیدا می‌کند که به صورتِ یک تصمیم درباره نحوه بودن در جهان ظاهر شود. در این معنا، مقاومت صرفاً نفی دیگری نیست؛ حفظِ امکانِ ادامه‌دادنِ یک جهان است.

  • حسین کچویان

    کاسبانِ فروپاشی

    ماهیت کشور را اندیشه‌ها، افکار، میراث، نحوۀ تعاملات، خلاصه علایق و تمایلات مردم می‌سازد. این هویت با وقوع انقلاب اسلامی، عمیق‌تر هم شده است و این‌ها چیزی است که ایستادگی را رقم می‌زند.

پربازدیدترین یادداشت ها

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • محمد کرمی‌نیا

    فروغی؛ «ناجی» محافل کافه‌ نشین!

    «منجی واقعی» ایران، هرگز از میان کسانی که در آستانه دربارها زانو زده‌اند، برنخواهد خاست. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «آگاهی اصیل» نیاز دارد، نه آگاهی وارداتی و دست‌چندمی که در مجلات رنگین‌نامه تبلیغ می‌شود.

  • حسین کچویان

    کاسبانِ فروپاشی

    ماهیت کشور را اندیشه‌ها، افکار، میراث، نحوۀ تعاملات، خلاصه علایق و تمایلات مردم می‌سازد. این هویت با وقوع انقلاب اسلامی، عمیق‌تر هم شده است و این‌ها چیزی است که ایستادگی را رقم می‌زند.

  • معصومه جمشیدی

    وقتی وداع، تمدنی نو می‌آفریند

    آنچه یک وداع را ماندگار می‌کند، تصمیمی است که پس از پایان مراسم گرفته می‌شود؛ تصمیم برای صادق‌تر زیستن، مسئولانه‌تر عمل کردن و وفادار ماندن به ارزش‌هایی که جامعه آنها را شایسته پاسداشت می‌داند.

  • یاسر عسکری

    نویسنده متعهد و اندیشمند عدالتخواه

    استاد محمدرضا حکیمی واقعاً دلسوز نظام بود و برای نظام و رهبری و مسئولان خدمتگزار دعا می‌کرد. از آن‌ طرف هم نسبت به افراد بی‌تفاوت در مقابل درد و رنج و کمبودهای مردم نفرت داشت.

  • اعظم مهربان

    شهادت امام امت؛ از تثبیت انقلاب تا تضعیف هژمونی غرب

    یکی از مهم ترین آثار شهادت امام امت، عبور انقلاب از وابستگی به شخص و ورود آن به مرحله نهادینه شدن بود. هر نهضتی اگر به یک فرد محدود بماند، با فقدان آن فرد آسیب پذیر میشود، اما اگر فرد به نماد یک منطق تبدیل شود، غیاب او نیز به استمرار همان منطق کمک می کند.

  • محمد عرفان‌خانی

    امنیت‌زدایی در پوشش دموکراسی‌خواهی

    در شرایط فعلی، پیش‌نیاز هرگونه گشایش سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی، برخورداری از امنیت پایدار است. بدون ثبات و امنیت، نه توسعه ممکن است، نه آزادی معنا پیدا می‌کند و نه مردم‌سالاری امکان تحقق واقعی خواهد داشت.

  • سید محمدمهدی شرف‌الدین

    از خبر تا فهم؛ توقف ژورنالیسم اندیشه‌ در پله نخست

    اولین مشکل ژورنالیست‌های اندیشه در خلال جنگ‌های اخیر، اتکای بیش از حد آنها بر اخبار است. تمام صفحات و کانال‌های علمی در دوران جنگ صرفا به بازتاب اخبار می‌پرداختند و کمتر زحمت تحلیل را به خود می‌دادند.

  • سید مهدی موسوی

    رسانه‌های مدرن و اضمحلال قدرت تحلیل

    وجه مهمی از بایسته‌های ساخت روایت قوی، جریان ساز، به این مساله گره می‌خورد که در روایت‌ها باید اولین بود و در عین حال در ارایه معنا، حفظ و تثبیت آن، حرفه ای و اثرگذار و این سخن، ترجمانِ قدرت برتر روایی در عصر رسانه‌هاست.

  • علی دادور

    پارادایم توسعه و حکمرانی در اقتصاد 

    اقتصاد ایران سال‌هاست درگیر دور باطل تورم، نوسان ارزی، دلالی و رشد نامتوازن قیمت‌هاست. این بحران، صرفاً حاصل چند تصمیم اشتباه مقطعی نیست، بلکه ریشه در ساختارهای ناکارآمد و وابستگی‌های مزمن دارد

  • محمد عرفان‌خانی

    روایتی جدید از میراث قدیم

    فیرحی سال‌ها در محضر طباطبایی شاگردی کرده ولی از منتقدین اصلی نظام نظریه ایرانشهری و مخالف تفسیر ایرانشهری از مسأله نسبت سنت و تجدد است. 

یادداشت های مشابه

  • هلیا دوطاقی

    صحنه اعتراض ایران کجاست؟!

    باید با صراحت گفت کارگران، زحمتکشان و مستضعفین صاحبان و حافظان اصلی این انقلاب‌اند. مطالبات آن‌ها  دقیقاً در امتداد اهداف انقلاب قرار دارد

  • حبیب‌الله بابایی

    آوانگاردهای تمدن در ایران معاصر

    ویژگی بارز جریان انقلابی ایران، «اصالت» و «مولد بودن» است. این جریان به جای دلالی اقتصادی، در حال تولید قدرت، علم و امنیت است.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگی از لوگوس ايرانی

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • علیرضا قائمی‌نیا

    نقش استعاره‌های مفهومی در جنگ شناختی

    آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند.

  • محمد کرمی‌نیا

    فروغی؛ «ناجی» محافل کافه‌ نشین!

    «منجی واقعی» ایران، هرگز از میان کسانی که در آستانه دربارها زانو زده‌اند، برنخواهد خاست. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «آگاهی اصیل» نیاز دارد، نه آگاهی وارداتی و دست‌چندمی که در مجلات رنگین‌نامه تبلیغ می‌شود.

  • محمدرضا جلایی‌پور

    هفت انگاره خطا درباره جنبش خيابانی امروز

    بسياري از رسانه‌ها و ناظران جهاني و حتي بخشي از روشنفكران و اصحاب علوم اجتماعي كشورمان گويي با ذهني استعمارزده نگاهي تحقيرآميز به اكثريت حاضران در اين تجمع‌ها دارند.

  • مصطفی شجاعی

    استعمار و اراده ملت

    مقاومت را نباید فقط در سنگر و میدان نبرد جست‌وجو کرد، مقاومت، در معنای عمیق‌تر، امتناع از واگذاری اختیار خویش است و جامعه‌ای که در شرایط فشار، جنگ و تهدید همچنان خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند.

  • حسین کچویان

    کاسبانِ فروپاشی

    ماهیت کشور را اندیشه‌ها، افکار، میراث، نحوۀ تعاملات، خلاصه علایق و تمایلات مردم می‌سازد. این هویت با وقوع انقلاب اسلامی، عمیق‌تر هم شده است و این‌ها چیزی است که ایستادگی را رقم می‌زند.

  • محمد عرفان‌خانی

    روایتی جدید از میراث قدیم

    فیرحی سال‌ها در محضر طباطبایی شاگردی کرده ولی از منتقدین اصلی نظام نظریه ایرانشهری و مخالف تفسیر ایرانشهری از مسأله نسبت سنت و تجدد است. 

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.