در جنگ نرم، روایتسازی با چاشنی جذابیت و اثرگذاری رسانه، ابزار قدرتمندی در مسیر شکلدهی به ادراکات، باورها و رفتارها به شمار میرود به خصوص وقتی سخن از افکار عمومی به میان میآید و در جهتدهی به این مساله بر ضرورت مخاطب شناسی در هیاهوی امروز رسانههای مدرن تأکید میشود.
از سوی دیگر باید توجه داشت که نوع روایتگری یا حتی روایتسازی به جهت بهرهمندی از قوت ظرفیت داستانی میتواند در سایهی ارائه یک چارچوب خاص برای درک رویدادها، تأثیر قابل توجهی بر چگونه اندیشیدن و حتی قضاوت مخاطب برجای بگذارد و این نکتهای است که متأسفانه گاه مورد کم توجهی فعالان رسانهای کشور ما قرار میگیرد از این حیث که در روایتگری خود کمتر به سراغ قصهگویی در امر تولید محتوای رسانهای میروند.
جنگ 12 روزه بیش از پیش نشان داد که ما چقدر نیازمند رفتار هوشمندانه و در عین حال هنرمندانه در امر روایت رسانهای هستیم و ای کاش در همین راستا زمینه ها و مقدمات لازم به منظور که توفیق در نبرد روایتها را فراتر از شعارهای مرسوم فراهم آوریم تا در وقت معرکه در مواجهه با دشمن، سردرگم و منفعل نباشیم.
به هر حال نباید از نظر دور داشت که در چنین جنگی، رقابت بر سر نوع پرداخت به روایتها با شدّت و حدّت بالایی در جریان است و در این میان برای آن که روایت خود را به عنوان روایت غالب معرفی کرده و آن را جا بیندازیم، نیازمند توجه به برخی نکات ریز و درشت است که از آن جمله، بحث مخاطبشناسی است و این که بدانیم با قدرت برتر روایی در سایه شناخت دقیق مخاطب و ذائقه شناسی اوست که میتوانیم در جنگ نرم رسانهای سربلند و موفق باشیم.
از دیگر سو و ناظر به این که اساساً یکی از اشکالات جدی در سپهر رسانهای کشور بحث کاهش مرجعیت و نفوذ رسانههاست، لاجرم باید بر این مسأله تأکید کرد که بهرهمندی از قدرت و قوت رسانهای باعث می شود تا حدی ضعف اعتبار و استناد رسانهای در زمانهی کنونی جبران شود. بی شک وجه مهمی از بایستههای ساخت روایت قوی، جریان ساز، به این مساله گره میخورد که در روایتها باید اولین بود و در عین حال در ارایه معنا، حفظ و تثبیت آن، حرفه ای و اثرگذار و این سخن، ترجمانِ قدرت برتر روایی در عصر رسانههاست.
اینکه چگونه و از چه زاویهای قصد ارایه روایت داریم مساله مهمی است اما باید توجه داشت که فرآیند کلی همین روایت میبایست در خدمت آرامش جامعه باشد نه اضطراب، همچنان که معتقدیم ثمره این تلاشها باید منتج به تقویت همبستگی شود و نه دمیدن بر طبل تفرقه و چنددستگی و اینجاست که اگر درست و بهنگام و هوشمندانه رفتار کنیم میتوانیم مانع از اضمحلال یا تضعیف قدرت تحلیل مخاطبان در مواجهه با رسانههای مغرض و زاویهدار با آرمانهای انقلابی ملت شویم.