دکتر سید مهدی ناظمی قرهباغ، پژوهشگر و نویسنده حوزه فلسفه و فرهنگ، در یادداشتی با عنوان "هایپرتروریسم؛ تروریسم فرهنگی"، به کالبدشکافی دقیقِ راهبردِ نابودسازی دیگری پرداخته است. وی در این نوشتار تلاش میکند تا نشان دهد چگونه تخریب میراث مادی یک تمدن، مقدمهای برای تحریف روایتهای تاریخی و در نهایت، حذف فیزیکی و معنوی یک ملت از صحنه روزگار است.
وی با بیان اینکه اصطلاح تروریسم فرهنگی را وامدار هلنا فین و تحلیل وی از توسعه وهابیت است، تصریح کرد: در دهههای گذشته، هر جا که آلسعود نفوذ یافت، به بهانه بازسازی، سازههای باستانی و سنتی را تخریب و معماری مدرن و یکسانسازی شده سعودی را جایگزین کرد. این رویکرد که پیشتر در حجاز اجرا شده بود، شباهت تام به اقدام طالبان در تخریب مجسمههای بودا دارد و هدفی جز حذف روایتهای بدیل از جهان اسلام را دنبال نمیکند.
این پژوهشگر با اشاره به اینکه سازههای معماری از موثقترین منابع برای روایت تمدن هستند، اذعان داشت: تروریسم فرهنگی با تخریب مقبرهها، سوزاندن کتابها و تغییر متن آنها، حقیقت گذشته را پنهان میسازد تا تفاسیر یکجانبه و دروغین را جایگزین نماید. منظور از این اصطلاح، صرفاً حمایت تبلیغی از تروریسم نیست، بلکه اشاره به شکلی رادیکال از تروریسم دارد که میتوان آن را «هایپرتروریسم» یا نابودسازی مطلق دیگری نامید.
ناظمی قرهباغ با استناد به آرای استاد داوری اردکانی، رژیم صهیونیستی را نماینده تمامعیار این تفکر دانست و تاکید کرد: جنگهای امروز برخلاف جنگهای پیشین، نه برای پیروزی، بلکه برای معدومسازی دیگری طراحی شدهاند. در گذشته، وجود دیگری مقوم وجود خود بود و تمایزات در سایه حضور دیگری معنا مییافت، اما در رویکرد جدید، تلاش بر این است که طرف مقابل به کلی از صحنه روزگار حذف شود.
نویسنده با گریزی به تمثیل خواجه و برده هگل، اظهار داشت: هرچند در دیالکتیک هگلی جایگزینی هویتی رخ میدهد، اما این امر منجر به معدومسازی نمیگردد. با این حال، برخی مفسران معتقدند فلسفه غربی با محوریت قرار دادن انسان خودبنیاد، همواره در بستر تقابل با دیگری تعریف شده است؛ انسانی که در سیاست معاصر غربی، گرگِ انسان تلقی میشود.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: ظهور فلسفه میانفرهنگی در دوران معاصر، در واقع واکنشی برای ترغیب ساحت اندیشه به مواجهه تعاملی و گفتوشنود با دیگری، به جای تداوم راه نفی و تقابل بوده است.
وی با اشاره به اقدامات گروهک تروریستی داعش در تخریب سازمانیافته آثار باستانی سوریه و فروش آنها به قاچاقچیان، تصریح کرد: اگرچه داعش و وهابیت گروههایی در حاشیه تمدن مدرن قلمداد میشوند، اما سیاستهای تروریسم فرهنگی آمریکا و رژیم صهیونیستی را باید در بدنه اصلی نظام سرمایهداری جستوجو کرد. ناظمی قرهباغ در این راستا به تهدید ترامپ مبنی بر حمله به ۵۲ نماد فرهنگی ایران اشاره کرد و افزود: تخریب نمادهای تاریخی توسط زمامداران کاخ سفید و آسیب به صدها اثر باستانی ثبتشده جهانی در غزه و فلسطین، نشاندهنده یک سیاست هدفمند برای نابودی مساجد، کلیساها، مدارس و دانشگاههاست.
این پژوهشگر با ابراز تاسف از سکوت جهان غرب در برابر این معدومسازی فرهنگی، اذعان داشت: تروریسم فرهنگی در واقع رادیکال شدن گرایش تقابلی انسان است که تمنای محو مطلق هر امر متفاوتی را دارد. در این دیدگاه، نابودسازی صرفاً به معنای نسلکشی نیست، بلکه هدف اصلی، محو تمامی نشانههای دلالتکننده بر دیگری است؛ خواه این نشانه یک رسانه در لبنان باشد، خواه یک فیلمساز یا کاریکاتوریست فلسطینی.
ناظمی قرهباغ با مقایسه این وضعیت با ادوار تاریخی گذشته، تاکید کرد: حتی دیکتاتورهایی مانند هیتلر و استالین نیز به محو کامل نشانههای فرهنگی دشمنان خود مبادرت نکردند، اما «هایپرتروریسم» معاصر، متوحشترین شکل معاندت با اصل فرهنگ و تمدن در تاریخ بشر است. رژیم صهیونیستی با پوشش جنگ، در حقیقت به ترور کلیه منابع هویتی و تشخص اقوام میپردازد تا آنها را در مسیر نابودی یا بردگی قرار دهد.
این مدرس فلسفه در پایان با اشاره به ضعف لشکریان صهیونیست در میدان رزم واقعی، تصریح کرد: استفاده از تکنولوژیهای نظامی برای حمله به غیرنظامیان، کودکان، دانشمندان و شخصیتهای غیرنظامی، با هدف تضعیف روحیه ملتها انجام میشود. هایپرتروریسم به معنای جایگزینی هنر جنگاوری با روحیه وحشتآفرینی است که مقصدی جز نابودی مطلق دیگری و اجتناب از هرگونه مواجهه و تعامل ندارد.