ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/gkcsp4d7

پیوند کپی شد ✅
علیرضا قائمی‌نیا

نقش استعاره‌های مفهومی در جنگ شناختی

آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند.

  • 20

  • 0

  • 0

استعاره‌های‌ مفهومی نقش حیاتی و غالباً ظریفی در جنگ ‌شناختی ایفا می‌کنند. آن‌ها ابزارهای قدرتمندی هستند که می‌توانند نحوه درک ما از واقعیت، ارزیابی موقعیت‌ها و در نهایت، تصمیم‌گیری‌هایمان را شکل دهند. در جنگ ‌شناختی، هدف اصلی تأثیرگذاری بر ذهنیت مخاطب است و استعاره‌های‌مفهومی یکی از مؤثرترین راه‌ها برای دستیابی به این هدف محسوب می‌شوند.

 

نقش این استعاره‌ها را در جنگ‌ شناختی با جزئیات بیشتری بررسی کنیم:

۱. شکل‌دهی به چارچوب‌های ادراکی استعاره‌های‌ مفهومی، مانند جنگ، سفر، یا شیء، چارچوب‌هایی را برای درک ما از مفاهیم انتزاعی مانند «جامعه»، «پیشرفت»، «دشمن» یا «آزادی» فراهم می‌کنند. در جنگ ‌شناختی، طرفین سعی می‌کنند استعاره‌های غالب را به نفع خود تغییر دهند یا استعاره‌های جدیدی را تحمیل کنند. مثال: اگر یک موقعیت سیاسی به جای «مذاکره» (سفر، همکاری) با استعاره «جنگ» چارچوب‌بندی شود، نگرش جامعه به آن موقعیت به‌طور کامل تغییر می‌کند. «دشمن» به جای «طرف مقابل در مذاکره» معنایی خصمانه‌تر پیدا می‌کند و رویکردها به سمت تقابل و نه تفاهم سوق داده می‌شوند.

 

۲دستکاری احساسات و ارزش‌ها استعاره‌ها اغلب با احساسات و ارزش‌های عمیق ما گره خورده‌اند. با دستکاری استعاره‌ها، می‌توان احساسات مخاطب را برانگیخت و ارزش‌های او را تحت تأثیر قرار داد. مثال: استعاره «خانه» برای کشور، احساس تعلق، امنیت و محافظت را برمی‌انگیزد. اگر یک گروه سیاسی بخواهد رویکردی تدافعی را توجیه کند، ممکن است از استعاره «حفاظت از خانه» استفاده کند. در مقابل، اگر بخواهد بر لزوم اقدام تهاجمی تأکید کند، ممکن است از استعاره «ریشه‌کن کردن تهدید» یا «مبارزه برای بقا» استفاده کند.

 

۳ساده‌سازی مفاهیم پیچیده و القای معانی خاص مفاهیم در جنگ‌شناختی اغلب بسیار پیچیده هستند. استعاره‌ها با ساده‌سازی این مفاهیم، آن‌ها را قابل فهم‌تر می‌کنند، اما این سادگی معمولاً با القای معانی خاصی همراه است که به نفع طراح استعاره است. مثال: استعاره «ویروس» برای توصیف یک ایده یا جنبش اجتماعی، بار معنایی منفی و خطرناکی را به آن ایده تحمیل می‌کند. «ویروس» چیزی است که باید از آن جلوگیری کرد، از بین برد و ریشه‌کن کرد؛ نه چیزی که باید آن را درک کرد، با آن بحث کرد یا به آن فرصت رشد داد.

 

۴ایجاد «استدلال‌های پنهان» هر استعاره‌مفهومی، مجموعه‌ای از «استدلال‌های پنهان» را با خود به همراه دارد. وقتی ما یک مفهوم را در چارچوب یک استعاره درک می‌کنیم، ناخودآگاه آن استدلال‌ها را نیز می‌پذیریم. مثال: استعاره «جامعه به مثابه ماشین» (Society is a machine) دارای استدلال‌های پنهانی استماشین‌ها قابل تعمیر و تنظیم هستند، قطعات قابل تعویض دارند، و هدفشان کارایی است. این استعاره می‌تواند توجیهی برای رویکردهای تکنوکراتیک یا دستکاری‌های اجتماعی باشد که افراد را به مثابه «قطعات» ماشین می‌بیند.

 

۵تأثیر بر «زبان» و «گفتمان» استعاره‌ها زبان ما را شکل می‌دهند و به نوبه خود، گفتمان غالب در جامعه را تعیین می‌کنند. کلماتی که انتخاب می‌کنیم و نحوه ترکیب آن‌ها، اغلب ریشه در استعاره‌های‌مفهومی ما دارند. مثال: استفاده مداوم از استعاره «مقاومت» (به جای «اعتراض» یا «مخالفت») در یک زمینه خاص، بر درک مخاطب از شدت و ماهیت کنش تأکید می‌گذارد و آن را به سمت یک مبارزه جدی‌تر و شاید خشونت‌آمیزتر سوق می‌دهد.

 

استعاره مفهومی «علاج در وطن است» استعاره ایرانی «مردم علاج در وطن است» که در سرود محسن چاوشی آمده مفهومی عمیق و چندلایه است که در آن «وطن» به عنوان منبع اصلی درمان، راه حل و قدرت در برابر چالش‌ها، به ویژه در بستر جنگ‌شناختی، معرفی می‌شود.

 

 این استعاره با تأکید بر ظرفیت‌های درونی و جمعی ملت ایران، رویکردی مبتنی بر خوداتکایی و مقاومت را ترویج می‌کند. تحلیل این استعاره در دو سطح قابل بررسی است: اول، «وطن» به مثابه «منبع‌علاج»: در این نگاه، وطن صرفاً یک سرزمین جغرافیایی نیست، بلکه مجموعه‌ای از ارزش‌ها، تاریخ، فرهنگ، هویت ملی و سرمایه‌های انسانی است که در کنار هم، قادر به حل مشکلات و غلبه بر بحران‌ها هستنداین استعاره، علاج را نه در خارج از مرزها و نه در وابستگی به قدرت‌های بیگانه، بلکه در دل همین ملت و در بستر همین سرزمین جستجو می‌کند.

 

این رویکرد، استقلال فکری و عملی را ترویج داده و هرگونه راه حل وارداتی یا دستوری را نفی می‌کند. دوم، «مردم» به مثابه «علاج‌گر»: در این بخش، تأکید بر نقش فعال و تعیین‌کنندهٔ خود مردم در فرآیند «درمان» و «حل مسئله» استاین استعاره، قدرت و توانایی ملت را به عنوان عامل کلیدی و اصلی در عبور از سختی‌ها برجسته می‌سازد. این به معنای بسیج عمومی، همبستگی ملی، و استفاده از ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل جامعه در برابر تهدیدات است.

 

نقش این استعاره در جنگ شناختی علیه آمریکا و اسرائیل بسیار مهم است. این استعاره در مقابله با جنگ شناختی دشمنان، کارکردهای مهمی دارد:

 ۱. تقویت مقاومت و خوداتکایی: در برابر تلاش‌های دشمن برای تضعیف روحیه، ایجاد ناامیدی و القای وابستگی، این استعاره با تأکید بر توانایی داخلی، حس مقاومت و خودباوری را تقویت می‌کند. دشمن تلاش می‌کند تا علاج را در «تغییر نظام» یا «برقراری ارتباط با قدرت‌های خارجی» معرفی کند، اما این استعاره علاج را در «خودِ ملت و وطن» می‌داند.

 

۲خنثی‌سازی القائات وابستگی: آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند. استعارهٔ «علاج در وطن» با نفی این رویکرد، هرگونه پیشنهاد یا فشاری برای وابستگی را بی‌اثر می‌سازد و پیامی مبنی بر کفایت و توانمندی ملی ارسال می‌دارد.

 

۳افزایش انسجام ملی: جنگ شناختی دشمن اغلب با هدف ایجاد تفرقه و شکاف در جامعه صورت می‌گیرد. این استعاره با برجسته کردن «مردم» به عنوان یک واحد منسجم و «وطن» به عنوان یک موجودیت یکپارچه، بر همبستگی ملی تأکید کرده و این انسجام را به عنوان یک سپر دفاعی در برابر تفرقه‌افکنی دشمن معرفی می‌کند.

 

۴مقاومت در برابر روایت‌های کاذب: دشمن سعی می‌کند روایت‌های دروغین و تحریف‌شده‌ای از واقعیت‌ها ارائه دهد تا ذهنیت جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. استعارهٔ «علاج در وطن» با تکیه بر دانش بومی، تاریخ، فرهنگ و هویت ملی، به عنوان یک چارچوب‌تفسیری قدرتمند عمل می‌کند که به جامعه کمک می‌کند تا روایت‌های کاذب دشمن را تشخیص داده و با اتکا به برداشت‌های خودی، آن‌ها را رد کند.

 

۵تبدیل تهدید به فرصت: این استعاره می‌تواند تهدیدهای خارجی را به فرصتی برای انسجام و خودشکوفایی ملی تبدیل کند. فشارهای دشمن، به جای تضعیف، می‌تواند بهانه‌ای برای بازگشت به ظرفیت‌های درونی، تقویت تولید ملی، و ارتقای دانش و فناوری داخلی باشد.

 

در مجموع، این استعاره یک رویکرد دفاعی و تهاجمی شناختی است که با تأکید بر قدرت، هویت و اصالت ملی، ملت ایران را در برابر ابزارهای جنگ روانی و اطلاعاتی دشمن مقاوم می‌سازد و رویکردی مبتنی بر استقلال و خودکفایی را ترویج می‌دهد.

  • فکرت
  • ایران
  • جنگ شناختی
  • دشمن

آخرین یادداشت ها

  • فاطمه هاشمی‌زاده

    میرزابنویس‌هایِ قاتل

    شورش علیه این فرمالیسم ویرانگر، دیگر یک انتخاب روشنفکرانه یا یک بحث تئوریک نیست؛ بلکه یک الزام قطعی برای بقای ساختار است.

  • علی دادور

    خطای راهبردی در نگاه به آمریکا

    آمریکا، اروپا و اسرائیل نه به دنبال توسعه و ثبات کشورهای منطقه هستند و نه راه‌حل مشکلات آنها را در اولویت قرار می‌دهند.

  • مرتضی زارع

    ماهیت ایستادگیِ آگاهانه  

    یادداشتی از مرتضی زارع گنجارودی،پژوهشگر و فوق دکتری فلسفه درباره ایستادگی ملت ایران در جنگ اخیر

  • محمد اسماعیل عبداللهی

    ایران و امکان تخیل توسعه

    برای آنکه رویای ایرانی از سطح یک آرزو به یک برنامه‌ی عمل نهادی تبدیل شود، نیازمند یک بستر بوروکراتیک باثبات هستیم.

  • ایلیا داوودی

    لکنت تئوری‌های غربی در فهم خیابان‌های ایران

    خیابان ایرانی؛ باطل‌السحر کودتاهای شناختی و تجلی بازدارندگی اجتماعی جامعه‌شناسی غربی مفهوم «خیابان» را همواره میان دوگانه «معبرِ گردش سرمایه و مصرف» یا «آوردگاهِ شورش و تخاصم طبقاتی» محبوس دیده است.

  • محمد رایجی

    پوپر در برابر هایدگر؛ چرا نزاع فلسفی در ایران به بن‌بست رسید؟

    آنچه در تجربه ایرانی رخ داد، بیش از هر چیز نشان داد که ما در مواجهه با دستگاه‌های فکری مدرن، غالباً آنها را به اقتضای نزاع‌های خود مصرف کرده‌ایم، نه آنکه با تنقیح مبانی، تفکیک سطوح و بازسازی مفهومی، به‌راستی در آنها اندیشیده باشیم.

  • رسول لطفی، سردبیر فکرت

    سندروم فرش قرمز!

    تحلیلی بر منطق بازنمایی، اقتصاد توجه و صورت‌بندی سلبریتی جشنواره‌ای به بهانه حضور چهره‌هایی چون "لاله مرزبان" در جشنواره فیلم ونیز

  • سید مهدی موسوی

    سینما و روایت توسعه ایرانی

    سینما وظیفه دارد مدلی از سبک زندگی ایرانی-اسلامی را پیشنهاد دهد که در عین کارآمدی و هماهنگی با بایسته‌های دنیایِ مدرن، اصالت‌های بومی را پاس بدارد.

  • رضا نصیری

    سینما و هویت ایرانی

    هرقدر سینما بتواند بومی‌تر و داخلی‌تر و با مسائل واقعی، روایت خود را روی پرده بیاورد، کارکردهای هویتی و فرهنگی بالاتری را میتواند در جامعه ایجاد کند.

پربازدیدترین یادداشت ها

  • محمد رایجی

    پوپر در برابر هایدگر؛ چرا نزاع فلسفی در ایران به بن‌بست رسید؟

    آنچه در تجربه ایرانی رخ داد، بیش از هر چیز نشان داد که ما در مواجهه با دستگاه‌های فکری مدرن، غالباً آنها را به اقتضای نزاع‌های خود مصرف کرده‌ایم، نه آنکه با تنقیح مبانی، تفکیک سطوح و بازسازی مفهومی، به‌راستی در آنها اندیشیده باشیم.

  • رسول لطفی، سردبیر فکرت

    سندروم فرش قرمز!

    تحلیلی بر منطق بازنمایی، اقتصاد توجه و صورت‌بندی سلبریتی جشنواره‌ای به بهانه حضور چهره‌هایی چون "لاله مرزبان" در جشنواره فیلم ونیز

  • رضا نصیری

    سینما و هویت ایرانی

    هرقدر سینما بتواند بومی‌تر و داخلی‌تر و با مسائل واقعی، روایت خود را روی پرده بیاورد، کارکردهای هویتی و فرهنگی بالاتری را میتواند در جامعه ایجاد کند.

  • فائزه‌سادات حسینی

    جنگ؛ پایان راه یا آغاز یک آینده؟

    اینکه «پایان جنگ چیست؟» را نمی‌توان فقط با تعداد سلاح‌ها، میزان خسارت یا پیروزی و شکست نظامی پاسخ داد. پایان جنگ، تا حدی به این بستگی دارد که جامعه پس از آن چه چیزی در اختیار دارد.

  • فاطمه گودرزی

    مرگ‌آگاهی حماسی در تقابل با پوچی‌مدرن

    مرگ‌آگاهی حماسی برخلاف تصور رایج، به معنای مرگ‌محوری یا ستایش مرگ نیست. در این نگاه، مرگ نه هدف زندگی است و نه مطلوب نهایی انسان؛ بلکه امری طبیعی و محتمل در مسیر حرکت انسان به سوی هدفی متعالی است.

  • محمد عرفان‌خانی

    غنی‌نژاد و شریعتی‌ستیزیِ مفرط

    غنی‌نژاد چه در نقد شریعتی و آل احمد و چه در نقد مصدق و آبراهاميان به جای ارائه استدلال واضح و مشخص، صرفاً به برچسب زنی و اتهام زنی علیه این چهره‌ها می‌پردازد و همین برچسب‌زنی‌های بی پایه و بی اساس را برای نفی و توبیخ آن‌ها کافی می داند!

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

  • هلیا دوطاقی

    صحنه اعتراض ایران کجاست؟!

    باید با صراحت گفت کارگران، زحمتکشان و مستضعفین صاحبان و حافظان اصلی این انقلاب‌اند. مطالبات آن‌ها  دقیقاً در امتداد اهداف انقلاب قرار دارد

  • سهیلا صادقی

    وقتی تاریخ قربانی ژست سیاسی می‌شود

    جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • مصطفی شجاعی

    استعمار و اراده ملت

    مقاومت را نباید فقط در سنگر و میدان نبرد جست‌وجو کرد، مقاومت، در معنای عمیق‌تر، امتناع از واگذاری اختیار خویش است و جامعه‌ای که در شرایط فشار، جنگ و تهدید همچنان خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند.

  • یاسر عسکری

    نویسنده متعهد و اندیشمند عدالتخواه

    استاد محمدرضا حکیمی واقعاً دلسوز نظام بود و برای نظام و رهبری و مسئولان خدمتگزار دعا می‌کرد. از آن‌ طرف هم نسبت به افراد بی‌تفاوت در مقابل درد و رنج و کمبودهای مردم نفرت داشت.

یادداشت های مشابه

  • فاطمه هاشمی‌زاده

    میرزابنویس‌هایِ قاتل

    شورش علیه این فرمالیسم ویرانگر، دیگر یک انتخاب روشنفکرانه یا یک بحث تئوریک نیست؛ بلکه یک الزام قطعی برای بقای ساختار است.

  • علی دادور

    خطای راهبردی در نگاه به آمریکا

    آمریکا، اروپا و اسرائیل نه به دنبال توسعه و ثبات کشورهای منطقه هستند و نه راه‌حل مشکلات آنها را در اولویت قرار می‌دهند.

  • مرتضی زارع

    ماهیت ایستادگیِ آگاهانه  

    یادداشتی از مرتضی زارع گنجارودی،پژوهشگر و فوق دکتری فلسفه درباره ایستادگی ملت ایران در جنگ اخیر

  • محمد اسماعیل عبداللهی

    ایران و امکان تخیل توسعه

    برای آنکه رویای ایرانی از سطح یک آرزو به یک برنامه‌ی عمل نهادی تبدیل شود، نیازمند یک بستر بوروکراتیک باثبات هستیم.

  • رسول لطفی، سردبیر فکرت

    سندروم فرش قرمز!

    تحلیلی بر منطق بازنمایی، اقتصاد توجه و صورت‌بندی سلبریتی جشنواره‌ای به بهانه حضور چهره‌هایی چون "لاله مرزبان" در جشنواره فیلم ونیز

  • سید مهدی موسوی

    سینما و روایت توسعه ایرانی

    سینما وظیفه دارد مدلی از سبک زندگی ایرانی-اسلامی را پیشنهاد دهد که در عین کارآمدی و هماهنگی با بایسته‌های دنیایِ مدرن، اصالت‌های بومی را پاس بدارد.

  • رضا نصیری

    سینما و هویت ایرانی

    هرقدر سینما بتواند بومی‌تر و داخلی‌تر و با مسائل واقعی، روایت خود را روی پرده بیاورد، کارکردهای هویتی و فرهنگی بالاتری را میتواند در جامعه ایجاد کند.

  • فائزه‌سادات حسینی

    جنگ؛ پایان راه یا آغاز یک آینده؟

    اینکه «پایان جنگ چیست؟» را نمی‌توان فقط با تعداد سلاح‌ها، میزان خسارت یا پیروزی و شکست نظامی پاسخ داد. پایان جنگ، تا حدی به این بستگی دارد که جامعه پس از آن چه چیزی در اختیار دارد.

  • فاطمه گودرزی

    مرگ‌آگاهی حماسی در تقابل با پوچی‌مدرن

    مرگ‌آگاهی حماسی برخلاف تصور رایج، به معنای مرگ‌محوری یا ستایش مرگ نیست. در این نگاه، مرگ نه هدف زندگی است و نه مطلوب نهایی انسان؛ بلکه امری طبیعی و محتمل در مسیر حرکت انسان به سوی هدفی متعالی است.

  • محمد عرفان‌خانی

    غنی‌نژاد و شریعتی‌ستیزیِ مفرط

    غنی‌نژاد چه در نقد شریعتی و آل احمد و چه در نقد مصدق و آبراهاميان به جای ارائه استدلال واضح و مشخص، صرفاً به برچسب زنی و اتهام زنی علیه این چهره‌ها می‌پردازد و همین برچسب‌زنی‌های بی پایه و بی اساس را برای نفی و توبیخ آن‌ها کافی می داند!

  • سید مهدی موسوی

    بی‌قراری ناتمام برای کشف حقیقت

    ما همچنان نیازمند جلال‌هایی هستیم که بار دیگر در گستره‌ی اجتماع از «خدمت و خیانت روشنفکری» سخن بگویند و البته با صراحت و دغدغه‌مندی از معضلات اجتماعی و فرهنگی صحبت کنند.

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.