ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/d7b4zv3d

پیوند کپی شد ✅
معصومه جمشیدی

وقتی وداع، تمدنی نو می‌آفریند

آنچه یک وداع را ماندگار می‌کند، تصمیمی است که پس از پایان مراسم گرفته می‌شود؛ تصمیم برای صادق‌تر زیستن، مسئولانه‌تر عمل کردن و وفادار ماندن به ارزش‌هایی که جامعه آنها را شایسته پاسداشت می‌داند.

  • 4

  • 0

  • 0

بعضی وداع‌ها را نمی‌توان با تقویم فهمید. تاریخ، تنها روز و ساعت یک مراسم را ثبت می‌کند؛ اما آنچه در دل یک ملت می‌گذرد، در هیچ تقویمی نمی‌گنجد. گاهی رفتن یک انسان، بیش از آنکه پایان یک زندگی باشد، آغاز پرسشی است که سال‌ها در ذهن و وجدان جامعه باقی می‌ماند؛ پرسشی از جنس مسئولیت، وفاداری و آینده.

 

 تشییع یک رهبر، تنها حرکت یک پیکر بر دوش مردم نیست؛ حرکت یک اندیشه در حافظه جمعی یک ملت است. مردمی که گرد هم می‌آیند، فقط برای بدرقه یک انسان حضور پیدا نمی‌کنند؛ آنها با حضور خود به یکدیگر یادآوری می‌کنند که برخی ارزش‌ها، فراتر از زندگی یک فرد، همچنان زنده‌اند و می‌توانند جامعه را به هم پیوند دهند.

 

در روزگار بحران، هر جامعه‌ای به لحظه‌هایی نیاز دارد که افراد را از زندگی روزمره جدا کند و بار دیگر مفهوم «ما» را به آنان یادآور شود. تشییع‌های بزرگ، اگر از سطح احساسات گذر کنند، می‌توانند چنین نقشی ایفا کنند. آنجا که میلیون‌ها انسان، فارغ از تفاوت‌های فردی، در یک آیین مشترک حاضر می‌شوند، تنها یک مراسم برگزار نمی‌شود؛ حافظه مشترک یک ملت دوباره جان می‌گیرد و این حافظه، سرمایه‌ای است که هیچ قدرتی نمی‌تواند آن را به‌آسانی بسازد یا از میان ببرد.

 

 اما ارزش این حضور، تنها در شمار جمعیت نیست. جمعیت، اگر به مسئولیت تبدیل نشود، تنها تصویری ماندگار در قاب دوربین‌ها خواهد بود. آنچه یک وداع را ماندگار می‌کند، تصمیمی است که پس از پایان مراسم گرفته می‌شود؛ تصمیم برای صادق‌تر زیستن، مسئولانه‌تر عمل کردن و وفادار ماندن به ارزش‌هایی که جامعه آنها را شایسته پاسداشت می‌داند.

 

رهبر شهیدمان ،  برای آنچه حق می‌دانست تا پای جان ایستاد، بزرگ‌ترین ادای احترام به او تنها اشک ریختن نیست. ارزش حقیقی این وداع آن است که هر یک از ما از خود بپرسیم: سهم من در ادامه راهی که به آن باور دارم چیست؟ آیا مسئولیت را تنها از دیگران مطالبه می‌کنم، یا خود نیز آماده پذیرش آن هستم؟ تمدن، پیش از آنکه در بناها، فناوری یا قدرت سیاسی جلوه کند، در پاسخ هر جامعه به همین پرسش‌ها شکل می‌گیرد.

 

تمدن‌ها از دل شعار متولد نمی‌شوند؛ از دل انسان‌هایی برمی‌خیزند که در لحظه‌های سرنوشت‌ساز، مسئولیت را بر آسایش ترجیح می‌دهند و منفعت عمومی را بر منفعت فردی مقدم می‌دارند. اگر یک وداع بتواند چنین تغییری را در جان انسان‌ها ایجاد کند، دیگر صرفاً یک مراسم نیست؛ نقطه آغاز دگرگونی فرهنگی و اجتماعی است.

 

شاید به همین دلیل است که بعضی تشییع‌ها در حافظه تاریخ ماندگار می‌شوند. نه به خاطر شکوه ظاهری‌شان، بلکه به این دلیل که نسلی را به اندیشیدن وادار می‌کنند. اشک، زمانی ارزش می‌یابد که به بیداری بینجامد و اندوه، زمانی اثرگذار است که به مسئولیت تبدیل شود.

 

وداع با رهبر شهید، اگر در همان لحظه بدرقه پایان یابد، تنها رویدادی تاریخی خواهد بود؛ اما اگر هر انسان پس از آن، خود را بیش از گذشته در برابر جامعه، حقیقت و آینده مسئول بداند، آن‌گاه این وداع به آغاز فصلی تازه تبدیل می‌شود؛ فصلی که در آن، تمدن نه با سخن، بلکه با مسئولیت‌پذیری انسان‌ها ساخته می‌شود. شاید راز ماندگاری چنین لحظه‌هایی نیز همین باشد؛ اینکه پایان یک زندگی، بتواند آغاز مسئولیت یک ملت باشد.

  • رهبر شهید
  • وداع
  • معرفت

آخرین یادداشت ها

پربازدیدترین یادداشت ها

  • هانیه‌سادات میرباقری

    حقوق بشر فرانسوی؛ مشق سرکوب در آسفالت شانزلیزه

    حقوق بشر در چنین تصویری، نه معیاری برای مهار قدرت، بلکه ویترینی برای نمایش فضیلت سیاسی است که فرانسه و هم‌پیمانانش پشت آن، چهره‌ای متمدن و آزادی‌خواه به جهان عرضه می‌کنند.

  • حسن محمودی

    الیزه، قبله‌‌نمای حاجیان فرنگ

    آنان که فرانسه را معیار نهایی آزادی‌خواهی معرفی کرده‌اند، اکنون باید میان شیفتگی به یک جغرافیا و وفاداری به یک اصل دست به انتخاب بزنند.

  • علی‌اصغر وارسته‌کاشانی

    سندرم «بی‌خودی‌المُلک» در پاستور

    عرصه امنیت ملی، آینده استراتژیک کشور و بحران‌های کلان ژئوپلیتیک، محفل دورهمی‌های خانوادگی یا گعده‌های دوستانه نیست که هر فردی صرفاً به واسطه داشتن یک نام خانوادگی خاص، خود را محق به نظریه‌پردازی در آن بداند.

  • صالح عسکری

    قاچاق رنج در گمرک فستیوال‌ها

    حضور و سخنرانی مجید مجیدی در جشنواره فیلم بوسان، نه یک اتفاق ساده رسانه‌ای، بلکه یک رخداد معرفت‌شناختی و یک شورش تمام‌عیار علیه پروتکل‌های نانوشته اقتصاد فستیوال‌ها بود.

  • شهاب ایمانی

    توهم صعود در یک شب تاریک

    چرا جامعه در عطش رسیدن به قله، نقشه راه را می‌سوزاند و به جزیره‌های انفرادی پناه می‌برد؟

  • فاطمه هاشمی‌زاده

    میرزابنویس‌هایِ قاتل

    شورش علیه این فرمالیسم ویرانگر، دیگر یک انتخاب روشنفکرانه یا یک بحث تئوریک نیست؛ بلکه یک الزام قطعی برای بقای ساختار است.

  • محمد اسماعیل عبداللهی

    ایران و امکان تخیل توسعه

    برای آنکه رویای ایرانی از سطح یک آرزو به یک برنامه‌ی عمل نهادی تبدیل شود، نیازمند یک بستر بوروکراتیک باثبات هستیم.

  • محمد رایجی

    پوپر در برابر هایدگر؛ چرا نزاع فلسفی در ایران به بن‌بست رسید؟

    آنچه در تجربه ایرانی رخ داد، بیش از هر چیز نشان داد که ما در مواجهه با دستگاه‌های فکری مدرن، غالباً آنها را به اقتضای نزاع‌های خود مصرف کرده‌ایم، نه آنکه با تنقیح مبانی، تفکیک سطوح و بازسازی مفهومی، به‌راستی در آنها اندیشیده باشیم.

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

یادداشت های مشابه

  • محمد عرفان‌خانی

    امنیت‌زدایی در پوشش دموکراسی‌خواهی

    در شرایط فعلی، پیش‌نیاز هرگونه گشایش سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی، برخورداری از امنیت پایدار است. بدون ثبات و امنیت، نه توسعه ممکن است، نه آزادی معنا پیدا می‌کند و نه مردم‌سالاری امکان تحقق واقعی خواهد داشت.

  • مستانه صفری مقدم

    دکترین ثبات در هندسه قدرت رهبری

    رهبر شهید انقلاب، بیش از آن که قدرت را حفظ کند، قابلیت بقا را بنیان گذاشت و این، میراثی است که ارزش آن نه فقط در گذشته، بلکه در آینده آشکارتر خواهد شد

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.