ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/lnjpwkzo

پیوند کپی شد ✅
مستانه صفری مقدم

دکترین ثبات در هندسه قدرت رهبری

رهبر شهید انقلاب، بیش از آن که قدرت را حفظ کند، قابلیت بقا را بنیان گذاشت و این، میراثی است که ارزش آن نه فقط در گذشته، بلکه در آینده آشکارتر خواهد شد

  • 5

  • 0

  • 0

در تاریخ سیاست، رهبران را معمولاً با فهرستی از تصمیم‌ها، رخدادها یا پیروزی‌ها می‌سنجند؛ اما گاه اهمیت یک رهبر نه در شمار تصمیم‌های هایش، بلکه در منطقی نهفته است که برای استمرار حیات یک نظام سیاسی بنا می‌گذارد. این منطق، همان میراثی است که پس از عبور از زمان نیز به حیات خود ادامه می‌دهد و قدرت را از وابستگی به اشخاص، به ظرفیت نهادها و اندیشه‌ها منتقل می‌کند.

 

از این منظر، اگر بخواهیم مهم‌ترین میراث رهبر انقلاب اسلامی را در یک مفهوم راهبردی خلاصه کنیم، شاید هیچ تعبیری گویاتر از دکترین ثبات و بقا نباشد؛ دکترینی که نشان داد بقای یک نظام سیاسی در جهان معاصر نه محصول سکون، بلکه نتیجه تولید مستمر قدرت در متن بحران‌هاست. جهان امروز، جهان ثبات‌های فروریخته است و نظم‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی با سرعتی بی‌سابقه دستخوش تغییرند و بسیاری از دولت‌ها بیش از آن¬که گرفتار کمبود منابع باشند، از فقدان توان ماندگاری رنج می‌برند. در چنین جهانی، معیار قدرت دیگر صرفاً وسعت قلمرو، حجم اقتصاد یا برتری نظامی نیست؛ بلکه توان حفظ انسجام، استمرار و قابلیت بازسازی در برابر امواج متراکم بحران‌هاست و به همین دلیل، فلسفه قدرت نیز دگرگون شده است. اکنون پرسش اصلی این نیست که چه کسی قدرتمندتر است، بلکه این است که کدام نظام سیاسی می‌تواند در میان آشوب، خود را حفظ و بازتولید کند.

 

در این چارچوب، هندسه قدرتی که رهبر شهید انقلاب صورت‌بندی کرد، بر یک اصل بنیادین استوار است.البته ثبات، یک وضعیت ایستا نیست؛ بلکه فرآیندی پویا و دائماً در حال تولید است و  نظام سیاسی زمانی پایدار می‌ماند که بتواند از دل تهدید، ظرفیت تازه بیافریند و از متن بحران، امکان نوسازی استخراج کند. ازاین‌رو، ثبات در این نگاه، مترادف رکود یا حفظ وضع موجود نیست؛ بلکه نام دیگر توانایی یک نظام برای بازآفرینی مستمر خویش است و همین نکته، دکترین ثبات و بقا را از بسیاری از نظریه‌های کلاسیک قدرت متمایز می‌کند. در سنت رایج سیاست، بقا معمولاً به معنای محافظت از ساختار موجود تلقی می‌شود؛ اما در این هندسه فکری، بقا نتیجه تحول مداوم است.

 

هر بحران، آزمونی برای کشف ظرفیت‌های جدید است و هر فشار، زمینه‌ای برای تقویت بنیان‌های قدرت است و از این منظر، بحران نه پایان اقتدار، بلکه لحظه آشکار شدن کیفیت آن است. بنابراین قدرتی که تنها در آرامش دوام آورد، با نخستین طوفان فرو می‌ریزد؛ اما قدرتی که در متن بحران، امکان بازسازی خود را داشته باشد، به سرمایه‌ای تاریخی تبدیل می‌شود.


میراث امام شهید را باید در همین نقطه جست‌وجو کر، ایشان تنها مدیریت‌کننده بحران‌های متوالی نبود، بلکه معماری از قدرت را بنیان نهاد که وابسته به یک رخداد یا یک فرد نماند و هنر این معماری، تبدیل قدرت از یک ظرفیت مقطعی به یک ساز و کار ماندگار بود. نهادسازی، تربیت نیرو، تعمیق پیوند میان مردم و ساختار سیاسی، گسترش قدرت نرم، تقویت اقتدار علمی و دفاعی و نگاه بلندمدت به آینده همگی اجزای هندسه‌ای هستند که هدف نهایی آن، افزایش قابلیت بقای نظام در شرایط متغیر بوده است.

 

از همین رو، می‌توان گفت مهم‌ترین میراث راهبردی ایشان، نه عبور از بحران‌های گذشته، بلکه ساختن الگویی برای مواجهه با بحران‌های آینده است. این تفاوت، بسیار تعیین‌کننده است،چرا که بسیاری از رهبران تاریخ، بحران‌های زمان خود را مدیریت کرده‌اند؛ اما اندک‌شمارند کسانی که توانسته باشند منطق مواجهه با بحران را به بخشی از ساختار حکمرانی تبدیل کنند. هنگامی که یک نظام سیاسی بتواند بدون از دست دادن هویت خود، خود را با شرایط نو تطبیق دهد، در حقیقت به سطحی از بلوغ راهبردی دست یافته است که بقای آن دیگر به تصمیم‌های مقطعی وابسته نیست.


در این نگاه، ثبات نیز معنایی تازه پیدا می‌کند. ثبات، سکون نیست،بلکه  تعادل در حرکت است،یعنی همان‌گونه که موجود زنده با توقف زنده نمی‌ماند، نظام سیاسی نیز با ایستایی دوام نمی‌آورد. همچنین حیات سیاسی، همواره نیازمند بازسازی، نوسازی و بازتعریف ظرفیت‌هاست. ازاین‌رو، دکترین ثبات و بقا، در واقع دکترین پویایی ماندگار است؛ یعنی حفظ اصول بنیادین در کنار انعطاف هوشمندانه در روش‌ها و ابزارهاست و  این همان نسبتی است که میان اصالت و تحول برقرار می‌شود و امکان استمرار یک نظام را در دل دگرگونی‌های جهان فراهم می‌سازد.

 

اگر میراث‌های بزرگ سیاسی را با میزان اثرگذاری تاریخی آن¬ها بسنجیم، باید اذعان کرد که ارزش یک میراث، بیش از هر چیز به قدرت آن در تولید آینده وابسته است. میراثی که صرفاً گذشته را روایت کند، دیر یا زود به خاطره‌ای تاریخی تبدیل خواهد شد؛ اما میراثی که بتواند آینده را نیز سازمان دهد، به یک دکترین بدل می‌شود و اهمیت دکترین ثبات و بقا نیز در همین نکته نهفته است؛ این¬که قدرت را از سطح واکنش به سطح طراحی ارتقا می‌دهد و به جای انتظار برای حوادث، ظرفیت مواجهه با آن¬ها را از پیش ایجاد می‌کند.

 

از این منظر، رهبر انقلاب تنها حافظ یک نظام سیاسی نبود، بلکه معمار منطقی برای استمرار آن در عصر آشوب بود. این معماری، بیش از آن¬که بر موازنه‌های زودگذر قدرت استوار باشد، بر ساختن ظرفیت‌های ماندگار تکیه دارد؛ ظرفیت‌هایی که بتوانند در هر نسل و هر شرایطی، امکان تداوم، بازسازی و پیشرفت را فراهم آورند. چنین نگاهی، قدرت را از یک پدیده صرفاً سیاسی، به حقیقتی تمدنی تبدیل می‌کند؛ زیرا تمدن‌ها نیز نه با حذف بحران، بلکه با توان عبور خلاقانه از آن زنده می‌مانند و شاید از همین رو بتوان گفت بزرگ‌ترین میراث رهبر شهید تأسیس یک منطق حکمرانی است؛ منطقی که در آن، ثبات محصول اقتدار است، اقتدار نتیجه نهادسازی است و نهادسازی بر پایه اعتماد به ظرفیت‌های درونی جامعه شکل می‌گیرد و این زنجیره، همان هندسه قدرتی است که بقای نظام را از یک هدف مقطعی، به یک قابلیت دائمی تبدیل می‌کند.


در نهایت، اگر تاریخ روزی بخواهد میراث راهبردی این دوران را در یک عبارت خلاصه کند، شاید بتواند آن را چنین صورت‌بندی کند: رهبر انقلاب، بیش از آن که قدرت را حفظ کند، قابلیت بقا را بنیان گذاشت و این، میراثی است که ارزش آن نه فقط در گذشته، بلکه در آینده آشکارتر خواهد شد؛ زیرا در جهانی که بی‌ثباتی به قاعده سیاست تبدیل شده است، بزرگ‌ترین قدرت، توان ساختن ثباتی است که از دل بحران زاده می‌شود و با هر آزمون، استوارتر از پیش به مسیر خود ادامه می‌دهد.

  • ایران
  • رهبر شهید

آخرین یادداشت ها

  • بیژن عبدالکریمی

    برون افتادگي از لوگوس ايراني

    جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • علیرضا قائمی‌نیا

    نقش استعاره‌های مفهومی در جنگ شناختی

    آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند.

  • محمد کرمی‌نیا

    فروغی؛ «ناجی» محافل کافه‌ نشین!

    «منجی واقعی» ایران، هرگز از میان کسانی که در آستانه دربارها زانو زده‌اند، برنخواهد خاست. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «آگاهی اصیل» نیاز دارد، نه آگاهی وارداتی و دست‌چندمی که در مجلات رنگین‌نامه تبلیغ می‌شود.

  • محمدرضا جلایی‌پور

    هفت انگاره خطا درباره جنبش خيابانی امروز

    بسياري از رسانه‌ها و ناظران جهاني و حتي بخشي از روشنفكران و اصحاب علوم اجتماعي كشورمان گويي با ذهني استعمارزده نگاهي تحقيرآميز به اكثريت حاضران در اين تجمع‌ها دارند.

  • مصطفی شجاعی

    استعمار و اراده ملت

    مقاومت را نباید فقط در سنگر و میدان نبرد جست‌وجو کرد، مقاومت، در معنای عمیق‌تر، امتناع از واگذاری اختیار خویش است و جامعه‌ای که در شرایط فشار، جنگ و تهدید همچنان خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند.

  • علیرضا نصراصفهانی

    مأموریت ایران؛ خلق امکان

    مقاومت هنگامی اهمیت نظری پیدا می‌کند که به صورتِ یک تصمیم درباره نحوه بودن در جهان ظاهر شود. در این معنا، مقاومت صرفاً نفی دیگری نیست؛ حفظِ امکانِ ادامه‌دادنِ یک جهان است.

  • حسین کچویان

    کاسبانِ فروپاشی

    ماهیت کشور را اندیشه‌ها، افکار، میراث، نحوۀ تعاملات، خلاصه علایق و تمایلات مردم می‌سازد. این هویت با وقوع انقلاب اسلامی، عمیق‌تر هم شده است و این‌ها چیزی است که ایستادگی را رقم می‌زند.

  • معصومه جمشیدی

    وقتی وداع، تمدنی نو می‌آفریند

    آنچه یک وداع را ماندگار می‌کند، تصمیمی است که پس از پایان مراسم گرفته می‌شود؛ تصمیم برای صادق‌تر زیستن، مسئولانه‌تر عمل کردن و وفادار ماندن به ارزش‌هایی که جامعه آنها را شایسته پاسداشت می‌داند.

  • علی دادور

    دولت از الگوی رجایی تا وفاق شعاری

    زبان و گفتمانی که برای توضیح این وفاق‌ها به کار گرفته می‌شود عمدتاً بروکراتیک و رسمی است و کمتر ترجمه‌ای برای زندگی روزمره مردم پیدا می‌کند.

  • یاسر عسکری

    نویسنده متعهد و اندیشمند عدالتخواه

    استاد محمدرضا حکیمی واقعاً دلسوز نظام بود و برای نظام و رهبری و مسئولان خدمتگزار دعا می‌کرد. از آن‌ طرف هم نسبت به افراد بی‌تفاوت در مقابل درد و رنج و کمبودهای مردم نفرت داشت.

  • اعظم مهربان

    شهادت امام امت؛ از تثبیت انقلاب تا تضعیف هژمونی غرب

    یکی از مهم ترین آثار شهادت امام امت، عبور انقلاب از وابستگی به شخص و ورود آن به مرحله نهادینه شدن بود. هر نهضتی اگر به یک فرد محدود بماند، با فقدان آن فرد آسیب پذیر میشود، اما اگر فرد به نماد یک منطق تبدیل شود، غیاب او نیز به استمرار همان منطق کمک می کند.

  • سید محمدمهدی شرف‌الدین

    جنگ و ریشه‌های توسعه‌ی نامتوازن

    دفاع از ایران، تنها دفاع از یک مرز یا یک شهر نیست؛ دفاع از همه اجزای این سرزمین است. هر اندازه که جنوب ایران در کانون توجه، همدلی و حمایت ملی قرار گیرد، به همان اندازه پیوندهای ملی نیز استوارتر خواهد شد.

پربازدیدترین یادداشت ها

  • حسین کچویان

    کاسبانِ فروپاشی

    ماهیت کشور را اندیشه‌ها، افکار، میراث، نحوۀ تعاملات، خلاصه علایق و تمایلات مردم می‌سازد. این هویت با وقوع انقلاب اسلامی، عمیق‌تر هم شده است و این‌ها چیزی است که ایستادگی را رقم می‌زند.

  • معصومه جمشیدی

    وقتی وداع، تمدنی نو می‌آفریند

    آنچه یک وداع را ماندگار می‌کند، تصمیمی است که پس از پایان مراسم گرفته می‌شود؛ تصمیم برای صادق‌تر زیستن، مسئولانه‌تر عمل کردن و وفادار ماندن به ارزش‌هایی که جامعه آنها را شایسته پاسداشت می‌داند.

  • یاسر عسکری

    نویسنده متعهد و اندیشمند عدالتخواه

    استاد محمدرضا حکیمی واقعاً دلسوز نظام بود و برای نظام و رهبری و مسئولان خدمتگزار دعا می‌کرد. از آن‌ طرف هم نسبت به افراد بی‌تفاوت در مقابل درد و رنج و کمبودهای مردم نفرت داشت.

  • اعظم مهربان

    شهادت امام امت؛ از تثبیت انقلاب تا تضعیف هژمونی غرب

    یکی از مهم ترین آثار شهادت امام امت، عبور انقلاب از وابستگی به شخص و ورود آن به مرحله نهادینه شدن بود. هر نهضتی اگر به یک فرد محدود بماند، با فقدان آن فرد آسیب پذیر میشود، اما اگر فرد به نماد یک منطق تبدیل شود، غیاب او نیز به استمرار همان منطق کمک می کند.

  • محمد عرفان‌خانی

    امنیت‌زدایی در پوشش دموکراسی‌خواهی

    در شرایط فعلی، پیش‌نیاز هرگونه گشایش سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی، برخورداری از امنیت پایدار است. بدون ثبات و امنیت، نه توسعه ممکن است، نه آزادی معنا پیدا می‌کند و نه مردم‌سالاری امکان تحقق واقعی خواهد داشت.

  • سید محمدمهدی شرف‌الدین

    از خبر تا فهم؛ توقف ژورنالیسم اندیشه‌ در پله نخست

    اولین مشکل ژورنالیست‌های اندیشه در خلال جنگ‌های اخیر، اتکای بیش از حد آنها بر اخبار است. تمام صفحات و کانال‌های علمی در دوران جنگ صرفا به بازتاب اخبار می‌پرداختند و کمتر زحمت تحلیل را به خود می‌دادند.

  • سید مهدی موسوی

    رسانه‌های مدرن و اضمحلال قدرت تحلیل

    وجه مهمی از بایسته‌های ساخت روایت قوی، جریان ساز، به این مساله گره می‌خورد که در روایت‌ها باید اولین بود و در عین حال در ارایه معنا، حفظ و تثبیت آن، حرفه ای و اثرگذار و این سخن، ترجمانِ قدرت برتر روایی در عصر رسانه‌هاست.

یادداشت های مشابه

  • علیرضا قائمی‌نیا

    نقش استعاره‌های مفهومی در جنگ شناختی

    آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند.

  • محمدرضا جلایی‌پور

    هفت انگاره خطا درباره جنبش خيابانی امروز

    بسياري از رسانه‌ها و ناظران جهاني و حتي بخشي از روشنفكران و اصحاب علوم اجتماعي كشورمان گويي با ذهني استعمارزده نگاهي تحقيرآميز به اكثريت حاضران در اين تجمع‌ها دارند.

  • علیرضا نصراصفهانی

    مأموریت ایران؛ خلق امکان

    مقاومت هنگامی اهمیت نظری پیدا می‌کند که به صورتِ یک تصمیم درباره نحوه بودن در جهان ظاهر شود. در این معنا، مقاومت صرفاً نفی دیگری نیست؛ حفظِ امکانِ ادامه‌دادنِ یک جهان است.

  • معصومه جمشیدی

    وقتی وداع، تمدنی نو می‌آفریند

    آنچه یک وداع را ماندگار می‌کند، تصمیمی است که پس از پایان مراسم گرفته می‌شود؛ تصمیم برای صادق‌تر زیستن، مسئولانه‌تر عمل کردن و وفادار ماندن به ارزش‌هایی که جامعه آنها را شایسته پاسداشت می‌داند.

  • سید محمدمهدی شرف‌الدین

    جنگ و ریشه‌های توسعه‌ی نامتوازن

    دفاع از ایران، تنها دفاع از یک مرز یا یک شهر نیست؛ دفاع از همه اجزای این سرزمین است. هر اندازه که جنوب ایران در کانون توجه، همدلی و حمایت ملی قرار گیرد، به همان اندازه پیوندهای ملی نیز استوارتر خواهد شد.

  • محمد عرفان‌خانی

    امنیت‌زدایی در پوشش دموکراسی‌خواهی

    در شرایط فعلی، پیش‌نیاز هرگونه گشایش سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی، برخورداری از امنیت پایدار است. بدون ثبات و امنیت، نه توسعه ممکن است، نه آزادی معنا پیدا می‌کند و نه مردم‌سالاری امکان تحقق واقعی خواهد داشت.

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.