ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/6j2nv8ap

پیوند کپی شد ✅
بیژن عبدالکریمی

برون افتادگی از لوگوس ايرانی

جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

  • 29

  • 0

  • 0

گفته شد ميان تفكر و كنش سياسي و اجتماعي با تاريخ ملي و تاريخ جهاني پيوندي ناگسستني وجود داشته، تفكر و كنش دربردارنده شناخت تاريخ نيز است و نمي‌تواند با تاريخ و موقعيت تاريخي روشنفكر و كنشگر سياسي و اجتماعي بي‌ارتباط باشد. ليكن آشكار است كه مراد از اين تاريخ و آگاهي تاريخي مجموعه‌اي اطلاعات از تاريخ‌نگاري‌هاي مرسوم و متداول، آنچنان كه مورخان، سيره‌نويسان و حكايتگران تاريخ بدان مي‌پردازند، نبوده، بلكه مراد «خودآگاهي تاريخي» به ميراث نظري و فرهنگي، وضعيت كنوني خويش و نسبت خود با جهان و جهانيان به پشتوانه اين ميراث در روند تاريخ است و اين خودآگاهي تاريخي حاصل نمي‌شود مگر آنكه بدانيم ما به عنوان يك قوم تاريخي كيستيم، چه چيز ما را «ما» مي‌سازد، ما چه فراز و نشيب‌هاي تاريخي‌اي را به لحاظ فكري، عقلي و معنوي طي كرده‌ايم و چگونه بايد تاريخ خود را به لحاظ مفهومي و فلسفي روايت كنيم كه هم گذشته خود را دريابيم و همه آينده خود را پيش‌يابي كنيم تا در پرتو درك گذشته و آينده خود وضعيت انضمامي كنوني خويش را بهتر درك كرده، بتوانيم در مسير تقدير حيات اجتماعي و تاريخي قوم و جامعه خود در جهت صلاح، سعادت و رهايي اثرگذار باشيم.

 

جريان روشنفكري ما بايد به نحوي بسيار جدي و عميق به اين پرسش در ساحتي فلسفي و متافيزيكي -و نه در سطحي سياسي و ايدئولوژيك- بينديشد كه به راستي «ايران چيست و ايراني كيست؟» اين پرسشي است كه انديشيدن و پرداختن بدان هنوز براي جريان روشنفكري ما به يك امر مبرم و ضروري فلسفي تبديل نگرديده يا پاسخ‌هايي كه اين جريان بدان داده است نسبت كمتري با واقعيت جامعه و تاريخ ملي، ديني و معنوي ايرانيان داشته است.  به بياني ساده‌تر، جريان روشنفكري و اپوزيسيون ايران عمدتا در انقطاع و گسست از سنت و مآثر عظيم ديني و معنوي و هويت ملي و تاريخي ايرانيان قرار دارد.

 

لذا گسست و انقطاع عمده جريانات روشنفكري ايران از ميراث فكري، فرهنگي، ديني و معنوي جامعه خويش يكي از اصلي‌ترين دلايل بي‌سروساماني‌ آنها و شكست‌ها و عقيم بودن كنشگري‌هاي سياسي و اجتماعي آنان است. امروز، در پرتو تعاليم معلمان بزرگ تفكر تاريخي، به‌ خوبي آشكار شده است سنت‌هاي فكري، فرهنگي، ديني و معنوي امري مربوط به گذشته نيست، بلكه در اكنون ما حضور دارد؛ گذشته، منفصل از اكنون ما نيست و حتي مي‌توان گفت ما خود، اين گذشته‌ايم. بسياري ‌- تحت‌تاثير جنبش عصر روشنگري اروپايي و يكي از مهم‌ترين مولفه‌هاي نظري آن، يعني تفسير خطي از تاريخ براساس اصل پيشرفت - چنين مي‌پندارند كه سنت امري است كه در واقع در پشت سر ما قرار دارد و با ظهور جهان مدرن و پا گذاشتن به عالم جديد، ما از صغارت عوالم تاريخي ديني و اسطوره‌اي سنت خارج گشته، گذشته خويش را پشتِ سر گذاشته‌ايم.

 

اما، آنچنان كه هايدگر و گادامر به ما گوشزد مي‌كنند، گذشته و سنت چيزي نيست كه صرفا به گذشته تعلق دارد، بلكه فرادهش سنت به سوي ما مي‌آيد، زيرا ما محصول سنت و حواله ‌شده بدانيم. آينده نيز تابعي از حال و گذشته و فهم ما از گذشته قوام‌بخش مسير آينده است. نيچه، هايدگر و گادامر نشان دادند سنت دو هزار و پانصد ساله تفكر متافيزيكي در اكنون ما حضور دارد و اين سنت بر حال و آينده ما اثرگذار است. لذا رجوع به سنت و ميراث فرهنگي، ديني، معنوي و تاريخي يك قوم بزرگ تاريخي همچون ايرانيان، امري مربوط به اكنون و آينده است. رجوع به گذشته و تأمل تاريخي حقيقي در باب آن سبب مي‌شود ما از اكنون خود آگاهي اصيل‌تري كسب كرده، به كنشگري اصيل‌تر و حقيقي‌تري دست يازيم. آن دسته از روشنفكراني كه سنت و روند تاريخ را صرفا به منزله امري تاريخي، يعني متعلق به گذشته، مي‌بينند اسير گونه‌اي از خودفريبي هستند كه هنوز به ساحت تفكر و كنشگري اصيل نائل نشده، تحليل‌ها و تفسيرهاي‌شان از مسائل از سطح فهم و تحليل توده‌ها و رسانه‌هاي زرد فاصله عميق و معناداري پيدا  نكرده است.

  • فکرت
  • جامعه ایرانی
  • روشنفکران

آخرین یادداشت ها

پربازدیدترین یادداشت ها

  • محمد رایجی

    پوپر در برابر هایدگر؛ چرا نزاع فلسفی در ایران به بن‌بست رسید؟

    آنچه در تجربه ایرانی رخ داد، بیش از هر چیز نشان داد که ما در مواجهه با دستگاه‌های فکری مدرن، غالباً آنها را به اقتضای نزاع‌های خود مصرف کرده‌ایم، نه آنکه با تنقیح مبانی، تفکیک سطوح و بازسازی مفهومی، به‌راستی در آنها اندیشیده باشیم.

  • رسول لطفی، سردبیر فکرت

    سندروم فرش قرمز!

    تحلیلی بر منطق بازنمایی، اقتصاد توجه و صورت‌بندی سلبریتی جشنواره‌ای به بهانه حضور چهره‌هایی چون "لاله مرزبان" در جشنواره فیلم ونیز

  • رضا نصیری

    سینما و هویت ایرانی

    هرقدر سینما بتواند بومی‌تر و داخلی‌تر و با مسائل واقعی، روایت خود را روی پرده بیاورد، کارکردهای هویتی و فرهنگی بالاتری را میتواند در جامعه ایجاد کند.

  • فائزه‌سادات حسینی

    جنگ؛ پایان راه یا آغاز یک آینده؟

    اینکه «پایان جنگ چیست؟» را نمی‌توان فقط با تعداد سلاح‌ها، میزان خسارت یا پیروزی و شکست نظامی پاسخ داد. پایان جنگ، تا حدی به این بستگی دارد که جامعه پس از آن چه چیزی در اختیار دارد.

  • فاطمه گودرزی

    مرگ‌آگاهی حماسی در تقابل با پوچی‌مدرن

    مرگ‌آگاهی حماسی برخلاف تصور رایج، به معنای مرگ‌محوری یا ستایش مرگ نیست. در این نگاه، مرگ نه هدف زندگی است و نه مطلوب نهایی انسان؛ بلکه امری طبیعی و محتمل در مسیر حرکت انسان به سوی هدفی متعالی است.

  • محمد عرفان‌خانی

    غنی‌نژاد و شریعتی‌ستیزیِ مفرط

    غنی‌نژاد چه در نقد شریعتی و آل احمد و چه در نقد مصدق و آبراهاميان به جای ارائه استدلال واضح و مشخص، صرفاً به برچسب زنی و اتهام زنی علیه این چهره‌ها می‌پردازد و همین برچسب‌زنی‌های بی پایه و بی اساس را برای نفی و توبیخ آن‌ها کافی می داند!

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

  • هلیا دوطاقی

    صحنه اعتراض ایران کجاست؟!

    باید با صراحت گفت کارگران، زحمتکشان و مستضعفین صاحبان و حافظان اصلی این انقلاب‌اند. مطالبات آن‌ها  دقیقاً در امتداد اهداف انقلاب قرار دارد

  • سهیلا صادقی

    وقتی تاریخ قربانی ژست سیاسی می‌شود

    جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

  • مصطفی شجاعی

    استعمار و اراده ملت

    مقاومت را نباید فقط در سنگر و میدان نبرد جست‌وجو کرد، مقاومت، در معنای عمیق‌تر، امتناع از واگذاری اختیار خویش است و جامعه‌ای که در شرایط فشار، جنگ و تهدید همچنان خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند.

یادداشت های مشابه

  • فاطمه هاشمی‌زاده

    میرزابنویس‌هایِ قاتل

    شورش علیه این فرمالیسم ویرانگر، دیگر یک انتخاب روشنفکرانه یا یک بحث تئوریک نیست؛ بلکه یک الزام قطعی برای بقای ساختار است.

  • علی دادور

    خطای راهبردی در نگاه به آمریکا

    آمریکا، اروپا و اسرائیل نه به دنبال توسعه و ثبات کشورهای منطقه هستند و نه راه‌حل مشکلات آنها را در اولویت قرار می‌دهند.

  • مرتضی زارع

    ماهیت ایستادگیِ آگاهانه  

    یادداشتی از مرتضی زارع گنجارودی،پژوهشگر و فوق دکتری فلسفه درباره ایستادگی ملت ایران در جنگ اخیر

  • محمد اسماعیل عبداللهی

    ایران و امکان تخیل توسعه

    برای آنکه رویای ایرانی از سطح یک آرزو به یک برنامه‌ی عمل نهادی تبدیل شود، نیازمند یک بستر بوروکراتیک باثبات هستیم.

  • رسول لطفی، سردبیر فکرت

    سندروم فرش قرمز!

    تحلیلی بر منطق بازنمایی، اقتصاد توجه و صورت‌بندی سلبریتی جشنواره‌ای به بهانه حضور چهره‌هایی چون "لاله مرزبان" در جشنواره فیلم ونیز

  • سید مهدی موسوی

    سینما و روایت توسعه ایرانی

    سینما وظیفه دارد مدلی از سبک زندگی ایرانی-اسلامی را پیشنهاد دهد که در عین کارآمدی و هماهنگی با بایسته‌های دنیایِ مدرن، اصالت‌های بومی را پاس بدارد.

  • رضا نصیری

    سینما و هویت ایرانی

    هرقدر سینما بتواند بومی‌تر و داخلی‌تر و با مسائل واقعی، روایت خود را روی پرده بیاورد، کارکردهای هویتی و فرهنگی بالاتری را میتواند در جامعه ایجاد کند.

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.