ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/o5agjyjn

پیوند کپی شد ✅
سیدمحمود نجاتی‌حسینی

تاب‌آوری بالا؛ شاخصه تاریخیِ جامعه ایرانی

جامعه ما طی تاریخ کهن خود، فراز و فرود‌ها و شکست‌ها و پیروزی‌های بسیاری به خود دیده است و از همین رو، یک جامعه با «تاب‌آوری بالا» به شمار می‌رود.

  • 5

  • 0

  • 0

آینده ایران بی‌شک از مسیر گفت‌وگو، پاسداشت عقلانیت مدنی، شنیدن صدای دیگری و همچنین بازگشت شهروندان به عرصه مشارکت عمومی شکل می‌گیرد.به گواه جامعه‌شناسی تاریخی ایران معاصر و از نگاه فلسفه سیاسیِ رئالیستی، جامعه ما همواره با «امر سیاسی» یعنی امر مرتبط با قدرت و حوزه عمومی ارتباط داشته است که شاهد مثال بارز تاریخی آن، انقلاب مشروطه و جنبش ملی شدن صنعت نفت، همچنین قیام پانزدهم خردادماه سال 42 و به ویژه انقلاب اسلامی سال 57  است. 

 

با این وجود باید توجه داشت که حضور «امر سیاسی» در زندگی روزمره که در نگاه مطالعات فرهنگی، یک زیست سطحی تکراری و غیرسیاسی شده و کنشگران در آن نیز همین مردمان عادی یعنی اکثریت جامعه هستند، سویه دیگری هم دارد.


امر سیاسی و زندگی روزمره در ایران معاصر را باید از سه منظر روایت کرد؛ نخست، از منظر «جامعه‌شناسی سیاسی انتقادی» که معتقد است زندگی روزمره در ایران آگاهانه سیاست‌زدایی شده است؛ دوم، از نگاه «فلسفه سیاسی انتقادی» که تأکید می کند باید زندگی روزمره در ایران را عالماً و عامداً سیاست‌زدایی کرد تا شهروندان به حوزه عمومی و جامعه مدنی برگردند و در مورد سرنوشت جمعی‌شان، خود تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز باشند و سوم هم از منظر «مطالعات فرهنگی» رایج در ایران که اتفاقاً زندگی روزمره غیرسیاسی و سیاست‌زدایی شده را مدح و ترویج می‌کند، به جای آن‌که به تحلیل انتقادی آن بپردازد.

 

در کلیه این روایت‌های اجتماعی، به نوعی نسبت‌کاوی میان «امر سیاسی و زندگی روزمره ایرانی» مفروض گرفته شده است و این مسأله حاکی از آن است که تا چه حد توجه مردم به امر سیاسی و مشارکت شهروندان در امر سیاسی برای بقای جامعه و بازتولید جهانِ اجتماعی و همچنین ماندگاری نظام سیاسی و وجود نظم و امنیت، لازم و بایسته است.


البته توجه دادن مردم به امر سیاسی و مشارکت آن‌ها در این‌باره خودش نیازمند تحقق ملزوماتی است که از آن جمله می‌توان به مواردی همچون وجود یک دولت دموکراتیک مردمی مدرن مشارکت‌جو و مشارکت‌ساز ، وجود نظام آموزش و پرورش مدرسه‌ای-دانشگاهیِ عقلانی و علمی و همچنین نظام رسانه‌ای مدرن مردمی آزاد و مستقل اشاره کرد به نحوی که اگر این‌ها در جامعه فراهم شوند، به لحاظ جامعه‌شناختی عرض می کنم که جامعه و اکثریت مردم دوباره به امر سیاسی به معنای مشارکت سیاسی فعال مؤثر در تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی‌ها برمی‌گردند و بدین‌سان زمینه‌ی مناسبی برای غلبه بر چالش های موجود فراهم می‌شود. 

 

از سوی دیگر باید توجه داشت که از حیث جامعه‌شناسیِ تاریخی، جامعه ما طی تاریخ کهن خود، فراز و فرود‌ها و شکست‌ها و پیروزی‌های بسیاری به خود دیده است و از همین رو، یک جامعه با «تاب‌آوری بالا» به شمار می‌رود؛ جامعه‌ای پرتکاپو و مقاوم ولی در عین حال جامعه پرچالش و پرمسأله که «سوگ‌های ملی» در آن کم نبوده است. ترومای ناشی از سوگ می‌تواند برای پویایی ملی و امید اجتماعی چالش ایجاد ‌کند.


با این وجود، از آن جا که جامعه ایران به لحاظ تاریخی یک جامعه دین‌مدار محسوب می‌شود، ماهیت تاب‌آوری اجتماعی و مقاومت مدنی که در اصطلاح دینی به آن «صبر و حلم» گفته می‌شود، باعث شده تا این جامعه در پهنه‌‌ی جغرافیای تاریخی دوام بیاورد و به همین خاطر باید گفت که ظرفیت بازسازی این جامعه مناسب است و می‌تواند تهدید را به فرصت تبدیل کند و فرصت را به مزیت و توسعه و رفاه منتهی سازد؛ آن هم با بهره‌گیری از ذخایر تمدنی یعنی میراث علمی،دینی، فرهنگی و تاریخی و همچنین نیروی غنی انسانی که در اختیار دارد.

 

بر این اساس ایران، چون هم یک جامعه نسبتاً مدرن و هم یک جامعه دین‌گرا با یک حکومت فقهی است، منطقاً باید هم به «گفتمان تکلیف و تعهد شهروندی و حقوق بشر مدرن جهانی» استناد کند و هم به «گفتمان دینی حقوقی فقهی حق‌الناس» اسلامی و شیعی. در هر دو  این مواضع گفتمانی عرفی و دینی، هم «حق حضور در عرصه‌ عمومی»، هم «حق انتقاد و اعتراض» و هم «وظیفه و فریضه دینی امر به معروف و نهی از منکر نسبت به رفتار حاکم مسلمان و عملکرد حکومت اسلامی» وجود دارد. 


به همین خاطر معتقدم که در جامعه‌ ایران باید همه این لوازم حقوقی سیاسی مدرن و سنتی دینی فقهی را بازیابی کرد و این وظیفه علمی و رسالت تاریخی و تکلیف دینی بر عهده مدرسه ، دانشگاه، مسجد، نظام حکمرانی و رسانه است.

  • جامعه ایرانی
  • تاب آوری

آخرین یادداشت ها

پربازدیدترین یادداشت ها

  • هانیه‌سادات میرباقری

    حقوق بشر فرانسوی؛ مشق سرکوب در آسفالت شانزلیزه

    حقوق بشر در چنین تصویری، نه معیاری برای مهار قدرت، بلکه ویترینی برای نمایش فضیلت سیاسی است که فرانسه و هم‌پیمانانش پشت آن، چهره‌ای متمدن و آزادی‌خواه به جهان عرضه می‌کنند.

  • حسن محمودی

    الیزه، قبله‌‌نمای حاجیان فرنگ

    آنان که فرانسه را معیار نهایی آزادی‌خواهی معرفی کرده‌اند، اکنون باید میان شیفتگی به یک جغرافیا و وفاداری به یک اصل دست به انتخاب بزنند.

  • علی‌اصغر وارسته‌کاشانی

    سندرم «بی‌خودی‌المُلک» در پاستور

    عرصه امنیت ملی، آینده استراتژیک کشور و بحران‌های کلان ژئوپلیتیک، محفل دورهمی‌های خانوادگی یا گعده‌های دوستانه نیست که هر فردی صرفاً به واسطه داشتن یک نام خانوادگی خاص، خود را محق به نظریه‌پردازی در آن بداند.

  • صالح عسکری

    قاچاق رنج در گمرک فستیوال‌ها

    حضور و سخنرانی مجید مجیدی در جشنواره فیلم بوسان، نه یک اتفاق ساده رسانه‌ای، بلکه یک رخداد معرفت‌شناختی و یک شورش تمام‌عیار علیه پروتکل‌های نانوشته اقتصاد فستیوال‌ها بود.

  • شهاب ایمانی

    توهم صعود در یک شب تاریک

    چرا جامعه در عطش رسیدن به قله، نقشه راه را می‌سوزاند و به جزیره‌های انفرادی پناه می‌برد؟

  • فاطمه هاشمی‌زاده

    میرزابنویس‌هایِ قاتل

    شورش علیه این فرمالیسم ویرانگر، دیگر یک انتخاب روشنفکرانه یا یک بحث تئوریک نیست؛ بلکه یک الزام قطعی برای بقای ساختار است.

  • محمد رایجی

    پوپر در برابر هایدگر؛ چرا نزاع فلسفی در ایران به بن‌بست رسید؟

    آنچه در تجربه ایرانی رخ داد، بیش از هر چیز نشان داد که ما در مواجهه با دستگاه‌های فکری مدرن، غالباً آنها را به اقتضای نزاع‌های خود مصرف کرده‌ایم، نه آنکه با تنقیح مبانی، تفکیک سطوح و بازسازی مفهومی، به‌راستی در آنها اندیشیده باشیم.

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

یادداشت های مشابه

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.