ورود به برنامه

captcha
user-profile

خروج از ناحیه کاربری

اشتراک گذاری

پیوند

https://fekrat.net/shl/ry81grrt

پیوند کپی شد ✅
علیرضا نصراصفهانی

مأموریت ایران؛ خلق امکان

مقاومت هنگامی اهمیت نظری پیدا می‌کند که به صورتِ یک تصمیم درباره نحوه بودن در جهان ظاهر شود. در این معنا، مقاومت صرفاً نفی دیگری نیست؛ حفظِ امکانِ ادامه‌دادنِ یک جهان است.

  • 38

  • 0

  • 0

مفهوم «رخداد» از منظر بدیو، شکافی در وضعیت است که چیزی را پدیدار می‌کند که در منطق پیشینِ آن وضعیت قابل محاسبه نبوده است. جنگ رمضان را می‌توان از این منظر نه صرفاً یک واقعه نظامی، بلکه لحظه‌ای دانست که در آن، بخشی از نظم پیشینِ امکان، دچار گسست شد و آنچه نا اندیشیدنی می‌نمود، به امری بالفعل و قابل تجربه بدل شد.

 

اما اهمیت رخداد فقط در آن چیزی نیست که اتفاق افتاده است؛ اهمیت بنیادی‌تر آن در تغییری است که در نسبت انسان با امکان ایجاد می‌کند. رخداد، سوژه‌ای را از پیش در اختیار ندارد؛ بلکه سوژه در نسبت با رخداد شکل می‌گیرد. در دستگاه بدیو، سوژه نه یک فردِ از پیش موجود و نه محصول کامل ساختارهاست، بلکه فرایندی است که از خلالِ انتخاب و وفاداری به رخداد پدید می‌آید. از همین رو، جنگ را نباید صرفاً با معیارِ نتیجه مادی آن سنجید؛ باید پرسید چه نوع سوژه‌ای را آشکار یا تولید کرد و چه جهانی را پس از خود قابل تصور ساخت.

 

در اینجا مفهوم میدان اهمیت پیدا می‌کند. میدان جایی است که امکان‌های انتزاعی، به آزمونِ وجودی گذاشته می‌شوند. در میدان، سوژه ناگزیر است میان ایستادگی و انصراف، میان پذیرشِ وضعیت و گشودنِ امکان جدید، انتخاب کند. از این حیث، میدان صرفاً محل برخورد نیروها نیست؛ محل آشکارشدنِ نسبت انسان با امکان است. آنچه در وضعیت عادی صرفاً یک ادعا یا روایت سیاسی به نظر می‌رسد، در میدان می‌تواند به کنشی عینی تبدیل شود و از این طریق، حدود پیشینِ امکان را جابه‌جا کند.

 

از دل چنین تجربه‌ای، مقاومت را نیز باید فراتر از یک تاکتیک سیاسی فهم کرد. مقاومت هنگامی اهمیت نظری پیدا می‌کند که به صورتِ یک تصمیم درباره نحوه بودن در جهان ظاهر شود. در این معنا، مقاومت صرفاً نفی دیگری نیست؛ حفظِ امکانِ ادامه‌دادنِ یک جهان است. به همین دلیل، نسبت «صفر و یک» در اینجا فقط یک دوگانه‌سازی سیاسی نیست، بلکه بیان یک انتخاب وجودی است: پذیرش وضعیت به‌عنوان تنها جهان ممکن، یا پذیرفتنِ هزینه‌ی گشودن جهانی دیگر. ارزش فلسفی این دوگانه دقیقاً در شکستن انحصارِ وضعیت بر تعریفِ امر ممکن است.

 

در این نقطه، سوژه ایرانی را می‌توان در نسبت با همان فرآیندی فهم کرد که بدیو از آن با عنوان سوژه وفادار به رخداد یاد می‌کند. سوژه در اینجا نه حاصلِ انفعال در برابر ساختار است و نه برساخته‌ای کاملاً سیال در میان گفتمان‌ها؛ بلکه موجودیتی است که از لحظه‌ای آغاز می‌شود که فرد یا جمع، امکانِ تازه‌ای را تشخیص می‌دهد و تصمیم می‌گیرد پیامدهای آن را دنبال کند. نمونه‌هایی چون شهید محسن حججی یا نوجوان مدرسه میناب، فارغ از ارزش‌گذاری‌های سیاسی درباره آنان، از این منظر اهمیت دارند که نشان می‌دهند چگونه کنش فردی می‌تواند از مرزِ موقعیت شخصی عبور کند و به حاملِ معنایی جمعی تبدیل شود.

 

بنابراین، دستاورد اصلی جنگ را نباید صرفاً در سطحِ پیروزی یا شکست نظامی جست‌وجو کرد. اهمیت آن در تغییری است که می‌تواند در افقِ امکانِ یک جامعه ایجاد کند: آنچه پیش از رخداد غیرممکن یا ناندیشیدنی می‌نمود، پس از آن در شمار گزینه‌های واقعی قرار می‌گیرد. این همان لحظه‌ای است که رخداد، آینده را نه به‌عنوان امتداد خطیِ وضعیت موجود، بلکه به‌عنوان میدانِ انتخاب و آفرینش پیش روی سوژه قرار می‌دهد.

 

از این منظر، مسئله پساجنگ بیش از آنکه «حفظ خاطره» باشد، وفاداری به پیامدهای رخداد است. وفاداری یعنی آنچه در میدان آشکار شد، دوباره به وضعیت پیشین فروکاسته نشود. اگر جنگ عاملیت را آشکار کرده باشد، صلح نمی‌تواند بازگشت به مناسباتی باشد که انسان را صرفاً موضوعِ اداره و سیاست‌گذاری می‌دید. پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان آن عاملیتِ آشکارشده را به ظرفیت‌های پایدارِ کنش، مسئولیت و تصمیم تبدیل کرد.

 

از همین‌جاست که مسئله حکمرانی پساجنگ صورتِ دیگری پیدا می‌کند. مسئله صرفاً کارآمدترکردن ساختار موجود نیست؛ مسئله، تبدیلِ تجربه‌ی رخداد به یک منطق تازه برای اداره‌ی زندگی جمعی است. اگر در میدان، سوژه توانست مرزهای امر ممکن را جابه‌جا کند، در صلح نیز باید بتواند در ساختنِ آینده سهم داشته باشد. معنای عمیق «وفاداری» در اینجا همین است: اینکه رخداد به خاطره تقلیل نیابد، بلکه به منبعی برای بازتعریفِ نسبتِ انسان، قدرت و آینده بدل شود.

 

جنگ، در این معنا، پایان یک وضعیت نیست؛ لحظه‌ای است که آینده از انحصارِ محاسبات پیشین خارج می‌شود. مسئله اکنون این است که آیا میتوان این گشودگی را حفظ کرد و از دلِ آن، سوژه‌ای ساخت که نه فقط از موجودیتِ خود دفاع می‌کند، بلکه توانِ ساختنِ جهانی متفاوت را نیز در خود می‌یابد. عبور از «ناندیشیدنیِ دیروز» به «ممکنِ امروز» دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود.

  • ایران
  • جنگ

آخرین یادداشت ها

پربازدیدترین یادداشت ها

  • مرتضی زارع

    ماهیت ایستادگیِ آگاهانه  

    یادداشتی از مرتضی زارع گنجارودی،پژوهشگر و فوق دکتری فلسفه درباره ایستادگی ملت ایران در جنگ اخیر

  • محمد رایجی

    پوپر در برابر هایدگر؛ چرا نزاع فلسفی در ایران به بن‌بست رسید؟

    آنچه در تجربه ایرانی رخ داد، بیش از هر چیز نشان داد که ما در مواجهه با دستگاه‌های فکری مدرن، غالباً آنها را به اقتضای نزاع‌های خود مصرف کرده‌ایم، نه آنکه با تنقیح مبانی، تفکیک سطوح و بازسازی مفهومی، به‌راستی در آنها اندیشیده باشیم.

  • رسول لطفی، سردبیر فکرت

    سندروم فرش قرمز!

    تحلیلی بر منطق بازنمایی، اقتصاد توجه و صورت‌بندی سلبریتی جشنواره‌ای به بهانه حضور چهره‌هایی چون "لاله مرزبان" در جشنواره فیلم ونیز

  • فائزه‌سادات حسینی

    جنگ؛ پایان راه یا آغاز یک آینده؟

    اینکه «پایان جنگ چیست؟» را نمی‌توان فقط با تعداد سلاح‌ها، میزان خسارت یا پیروزی و شکست نظامی پاسخ داد. پایان جنگ، تا حدی به این بستگی دارد که جامعه پس از آن چه چیزی در اختیار دارد.

  • سید یحیی یثربی

    چه کسی روشن‌فکر نیست؟!

    شیوه‌ زندگی، برخوردها و نوشته‌های مرحوم جلال آل‌احمد همگی گواه صداقت و میهن‌پرستی او هستند. طنز و تعرض‌های وی و نیز آثار تحقیقاتی‌اش در حد خود، اثرگذار بوده‌اند.

  • سهیلا صادقی

    وقتی تاریخ قربانی ژست سیاسی می‌شود

    جامعه‌شناس باید واقعیت را مطالعه کند و سپس به داوری برسد. اما در سال‌های اخیر، بخشی از جامعه‌شناسان ایرانی بیش از آنکه درگیر فهم جامعه باشند، درگیر موضع‌گیری سیاسی شده‌اند.

  • معصومه جمشیدی

    از «سواد رسانه‌ای» تا «اخلاق فهم»

    اخلاق فهمیدن یعنی وقتی کسی سخنی می‌گوید، ابتدا تلاش کنیم همان چیزی را بفهمیم که گفته است؛ نه آن چیزی را که دوست داریم گفته باشد.

یادداشت های مشابه

  • فائزه‌سادات حسینی

    جنگ؛ پایان راه یا آغاز یک آینده؟

    اینکه «پایان جنگ چیست؟» را نمی‌توان فقط با تعداد سلاح‌ها، میزان خسارت یا پیروزی و شکست نظامی پاسخ داد. پایان جنگ، تا حدی به این بستگی دارد که جامعه پس از آن چه چیزی در اختیار دارد.

  • علیرضا قائمی‌نیا

    نقش استعاره‌های مفهومی در جنگ شناختی

    آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرت‌های خارجی یا پذیرش شرایط آن‌ها تمرکز می‌کنند.

  • محمدرضا جلایی‌پور

    هفت انگاره خطا درباره جنبش خيابانی امروز

    بسياري از رسانه‌ها و ناظران جهاني و حتي بخشي از روشنفكران و اصحاب علوم اجتماعي كشورمان گويي با ذهني استعمارزده نگاهي تحقيرآميز به اكثريت حاضران در اين تجمع‌ها دارند.

  • حسین کچویان

    کاسبانِ فروپاشی

    ماهیت کشور را اندیشه‌ها، افکار، میراث، نحوۀ تعاملات، خلاصه علایق و تمایلات مردم می‌سازد. این هویت با وقوع انقلاب اسلامی، عمیق‌تر هم شده است و این‌ها چیزی است که ایستادگی را رقم می‌زند.

  • سید محمدمهدی شرف‌الدین

    جنگ و ریشه‌های توسعه‌ی نامتوازن

    دفاع از ایران، تنها دفاع از یک مرز یا یک شهر نیست؛ دفاع از همه اجزای این سرزمین است. هر اندازه که جنوب ایران در کانون توجه، همدلی و حمایت ملی قرار گیرد، به همان اندازه پیوندهای ملی نیز استوارتر خواهد شد.

  • محمد عرفان‌خانی

    امنیت‌زدایی در پوشش دموکراسی‌خواهی

    در شرایط فعلی، پیش‌نیاز هرگونه گشایش سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی، برخورداری از امنیت پایدار است. بدون ثبات و امنیت، نه توسعه ممکن است، نه آزادی معنا پیدا می‌کند و نه مردم‌سالاری امکان تحقق واقعی خواهد داشت.

  • سید محمدمهدی شرف‌الدین

    از خبر تا فهم؛ توقف ژورنالیسم اندیشه‌ در پله نخست

    اولین مشکل ژورنالیست‌های اندیشه در خلال جنگ‌های اخیر، اتکای بیش از حد آنها بر اخبار است. تمام صفحات و کانال‌های علمی در دوران جنگ صرفا به بازتاب اخبار می‌پرداختند و کمتر زحمت تحلیل را به خود می‌دادند.

  • مستانه صفری مقدم

    دکترین ثبات در هندسه قدرت رهبری

    رهبر شهید انقلاب، بیش از آن که قدرت را حفظ کند، قابلیت بقا را بنیان گذاشت و این، میراثی است که ارزش آن نه فقط در گذشته، بلکه در آینده آشکارتر خواهد شد

دیدگاه ها

برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد سایت شوید.